این رو هم بگم که من با لیسانس پرستاری و 4 سال تحصیلات آکادمیک پایه حقوقم 700 هزار تومنه و همکار هجده ساله م با دیپلم بهیاری و یک سال سابقه کار فیش حقوقیش 950 هزارتومنه،کارمون هم یکیه و تازه من بخاطر پرستار بودنم مسئولیتم تو شیفت از اون خیلی بیشتره و تنها تفاوتمون تو رنگ مقنعه و شلوارمونه!!! حقوق کارگر خدمات بخشمون هم 850 هزار تونه!!!!
دوستانی که سر کار هستن این حرف الان من رو خیلی خوب لمس میکنن.بچه ها دانشگاه یه محیط خیلی فانتزی و شیکه.واقعیت جامعه خیلی توش پیدا نیست.واقعیت اینه که حرفه ما از دید پایین ترین اقشار جامعه هم یه شغل پر زحمت کم شانه،یه چیز هایی تو مایه کارگری! البته من خودم شخصا این نوع نگاه رو قبول ندارم و برای یه کارگز زحمتکش یه عنوان یه انسان که نون حلال در میاره خیلی هم ارزش قائلم اما ما تو جامعه زندگیم میکنیم و خواه ناخواه مورد قضاوت اجتماع واقع میشیم و نمیتونیم بگیو این چیزا اهمیتی نداره.مشکل از اجتماع هم نیست چون مردم اون چیزی رو که میبینین میسنجن،مشکل از طراحی سیستم پرستاری تو کشور ماست.
چندوقت پیش واسه یه مریض فوق العاده بد رگ دوبارtry کردم و نتونستم رگ بگیرم.همراهش به قدری جلوی بقیه بهم توهین کرد وتحقیرم کرد که گفتم من دیگه واسه مریضت کاری نمیکنم.بهم گفت برو بگو یکی که بلده بیادو تو یه پرستاری و وظیفته و ازت شکایت میکنم و پولشو میگیری و...
فرداش همون مریض دکترش اومد واسش تپ مایع پلور انجم بده هفت بارtry مرد تا تونست نیدل رو بزنه سر جاش و ده سی سی مایع بکشه و جالب اینه که در حالیکه مریض از شدت درد داشت faintمیکرد وهمراهش میدونست که پزشکش نتونسته به هر دلیلی کارش رو خوب انجام بده سه بار از پزشکش تشکر کرد!!!!
قصدم زیر سوال بردن توانایی هایی یه پزشک نیست،رو حساب یه مورد هم قضاوت نمیکنم چون این فقط یه نمونه از این موارد بود،خواستم نوع نگاه جامعه به حرفه مون رو تبیین کنم...