خب حالا یه خاطره ی دیگه:
ترم آخر برای یکی از درسها سمینار داشتیم و قرار شد یکروز توی بهمن ماه سال پیش همه ی بچه ها سمینار بدن
چند روز قبلش هرکی برای خودش یه موضوع مرتبط با درس انتخاب میکرد و به بقیه ی بچه ها موضوعشو اعلام میکرد تا موضوع تکراری نباشه (چون از نفر دوم تکراری نمره کم میشد)
منم موضوعمو تکنیک کشت پیوسته ی سلولی انتخاب کردم و به همه ی دخترا اس دادم فقط موند پسرا که خوشم نمیومد خودم بهشون پیامک بفرستم
واسه ی همین به دوستم اس دادم که موضوعه منو به آقایون اعلام کن و بعد با خیال راحت شروع کردم کلی مطلب برای سمینارم جمع کردم و چند صفحه پاور ساختم
بعد از ظهر بود که دوستم بهم اس داد که آقای ... گفته این موضوعه منه و من یکماه روش کار کردم و...
منم که اینو شنیدم اولش خواستم لج کنم و برای اینکه بهش ثابت کنم برای من اهمیتی نداره دوتا موضوع برای استادم ایمیل کردم و گفتم من میخوام یکی از این دو موضوع رو کار کنم اونم تائید کرد
بعد به دوستم اس دادم که بهش بگه و دیگه هیچ جوابی نداد.
یکم که گذشت دلم براش سوخت و گفتم اشکال نداره من اون یکی موضوعو کار میکنم و شروع کردم به سرچ و نوشتن و پاور ساختن
هفته ی بعد که رفتیم برای ارائه دخترا زودتر اومده بودن و زودتر شروع کردن به سمینار دادن تا اینکه نوبت من شد
همین که رفتم جلوی کلاس و با نام خدا شروع کردم و موضوعمو اعلام کردم شنیدم یک نفر محکم کوبید توی پیشونیش ولی چون من سرم توی لب تاپ بود متوجه نشدم کی بود
خلاصه تمام مباحث کشت بافت رو در غالب 30 دقیقه وقتی که داشتم به بهترین نحو ارائه دادم و استادم خوشش اومد و نمره ی کامل برام منظور کرد
نفر بعدی ایشون بود همین که شروع کرد و گفت موضوع سمینار من کشت بافتتتتتتت
تمام بچه ها زدن زیر خنده (همه در جریان بودن که ما یه بار دیگه هم تصادفی یه موضوع انتخاب کرده بودیم)
استادمون هم مات و مبهوت شده بود بنده ی خدا
کلاً 15 راجع به کشت بافت به طور خیلی سطحی توضیح داد و نمره اش هم طبق قانون تعیین شده مبنی بر تکراری نبودن
و هم چون سمینار جالبی نبود کم شد ولی نمی دونم چند شد چون نمرات کم اعلام نمیشد

ainting: