مامانِ حمید امروز اومد مدرسه؛ اینقدر باکلاس بود که نگو، لباش قرمز، پشت چشماش از این رنگای خشگل داشت، موهاش زرد، مانتوش سفید، کفشاش تق تق صدا میکرد،
دیگه با این مقنعه سیاه نیا مدرسه من؛ اصلا بذار خاله سمیرا بره کارنامه مو بگیره.
داستانک
من با این اسم، شونصد تا سایت و وبلاگ پیدا کردم، میشه اسم کاملشو بگید تا ما هم فیض ببریم! ممنون
داستانک
داستانک - Google Search