تاپیک دربه در

bioelectric

Active member
همراه بسيار است، اما همدمی نيست

مثل تمام غصه ها، اين هم غمی نيست


دلبسته اندوه دامنگير خود باش

از عالم غم دلرباتر عالمی نيست



كار بزرگ خويش را كوچك مپندار

از دوست دشمن ساختن كار كمی نيست


چشمی حقيقت بين كنار كعبه می گفت

«انسان» فراوان است، اما «آدمی» نيست


در فكر فتح قله قافم كه آنجاست

جايی كه تا امروز برآن پرچمی نيست
 
آخرین ویرایش:

mahsa.

New member

تو غربتی كه سرد تمام روز و شبهاش
غریبه از من و ما عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش تن به شب نبازم
با غربت من بساز تا با خودم بسازم
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
تو خواب عاشقارو تعبیر تازه كردی
كهنه حدیث عشق و تفسیر تازه كردی
گفتی كه از تو گفتن یعنی نفس كشیدن
از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن
قلبمو عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن از عشق جون سپردن
وقتی كه هق هق عشق ضجه احتیاج
سر جنون سلامت كه بهترین علاجه
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست
برای با تو بودن اگر چه فرصتی نیست
عشق من عاشقم باش نذار بیفتم از پا
بمون با من كه بی تو نمی رسم به فردا
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش

 

mahsa.

New member

برادر جان نمیدونی چه دلتنگم
برادر جان نمیدونی چه غمگینم
نمیدونی , نمیدونی برادر جان
گرفتار كدوم طلسم و نفرینم
نمیدونی چه سخته در بدر بودن
مثل طوفان همیشه در سفر بودن
برادر جان برادر جان نمیدونی
چه تلخه وارث درد پدر بودن
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
دلم تنگه از این روز های بی امید
از این شبگردیهای خسته و مایوس
از این تكرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یك غم و یك درد و یك كابوس
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
دلم خوش نیست غمگینم برادر جان
از این تكرار بی رویا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی كه غیر از من
همه خوشبخت و عاشق , عاشق و خرسند
به فردا دل خوشم شاید كه با فردا
طلوع خوب خوشبختی من باشه
شب و با رنج تنهایی من سر كن
شاید كه با فردا روز عاشق شدن باشه
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
 

mahsa.

New member
این همه سرخ و سفید
این همه آبی و سبز
این همه زرد و بنفش
این همه رنگ ....
که اندازۀ غمهای منست

و چقدر مسخره است
خنده های ته دل
شادی های شب عید

وچقدر تکراریست
صبح و بیدار شدن
خسته و زار شدن

باز هم خوردن و خواب
خواندن شعر و کتاب

من چقدر دلزده ام!
زینهمه فکر شتاب

که برو دیرت شد
گل چه می خواهد ؟ آب

و چقدر مثل من است
آفتاب سر ظهر
سوختن با تر و خشک
عطش تشنگی و....
باز کوبیدن مشت

مشت بر هرچه که هست
مشت بر آب و درخت

مشت برباد که باد
آمد و پنجره را
مشت کوبید و شکست

مشت بر خاطره ها
مشت بر حرف دروغ

آه ! من بیزارم
از خیابان شلوغ

و چقدر رنگ شب است
حس تنهایی من
که چنین تاریک است
این همه راه؛ ولی
راه من باریک است

حس تنهایی من
مثل تنهایی من
به خدا نزدیک است

من فقط منتظر حادثه ام
تو بیایی از در

همه چیزم را باز
بزنی رنگ دگر
...
 

mahsa.

New member
شب شد و اشک آسمان ، مردمک پنجره ها را شست
وز پس پرده ی پنهان تنهایی من
مشعل یاد تو در خانه ی تاریک ، چراغ افروخت
ناگهان، خاطر من چون افق آینه روشن شد
ناگهان، سینه ی من در تب دیدار بهاران سوخت
یاد تو، بوی چمن های پر از برگ و خزان را
با مناجات باد سحر ، نثارم کرد
از نهانگاه دلم ، چشمه ی غم های جهان جوشید
غصه بغض فرو خورده ی من راه گلو بر بست
گریه ی سرشارتر از ابر بهارم کرد
یاد تو ، عکس در آیینه ی تنهایی من انداخت
یاد تو ، پنجره ای را به شب غربت من بگشود
آه !‌ من یک قدم دیگر
از زمین دور شدم یک نفس دیگر
به زمان نزدیک
دیدم افسوس که آن لحظه ی هول انگیز
در پی خواب فریبنده ی رویاها
لحظه ی باز رسیدن به حقایق بود
بار دیگر به دلم گفتم
تو ،‌ اگر ماه درخشان خزانی را
به خطا آینه ی غیب نما خواندی
معنی غیب ندانستی
ورنه این ماه که تصویر تنهایی من در اوست
بی گمان آینه ی دق بود
صبح آمد و یاد تو ، دگر باره
در فراموشی ایام ، نهان می شد
در غیاب من و تو ، ساعت دیواری
با دو انگشت فسونکارش
زخمه بر تار زمان می زد
نغمه پرداز حیات، گذران می شد
عکس من ، در دل قاب غبار آلود
به چراغی که تو افروخته بودی ، نگران می شد
آری آن چهره که یک روز خدا سرمست و غزل خوانت بود
حال تنها شده بود و به تنهایی خود می خندید ....


 

mahsa.

New member
دلا شب ها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی ناله سر کن
خبر از درد بیدردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی است
بمیر ای دل که مرگت زندگانی است
میاد آندم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
میاد آندم که عود تار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد عشق ورزد اشک ریزد
به فریادی سکوت جانگزا را
بهم زن در دل شب، های و هو کن
و گر یارای فریادت نمانده است
چو مینا گریه، پنهان در گلو کن
صفای خاطر دل ها ز درد است
دل بی درد همچون گور سرد است

 

mahsa.

New member


شبای رفتن تو شبای بی ستارست
ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پاره ست

با هر نفس تو سینه بغضه تو تو گلومه
با هر کی هر جا باشم عکس تو روبرومه


آخ که چقدر تنگه دلم برای اون شبامون
کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون


چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته
هوای پاییزی چرا تو عشقه ما نشسته

شبای رفتن تو شبای بی ستار ست
ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پاره ست

سپردی عهدمونو به دست باد و بارون
منو زدی به طوفان خودت گرفتی آروم


قهره تو رامو بسته غم دلمو شکسته
تو این صدای خسته یاده تو پینه بسته
غم دلمو شکسته




شبای رفتن تو شبای بی ستار ست
ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پاره ست

غروبه باز دوباره ، شب توی انتظاره
ابر تو نگام نشسته خیاله گر یه داره


اسم تو فریادمه درد تو صدام ترانه
خنده آیینه تلخ و بی تو پر از بهانست

آخ که چقدر تنگه دلم برای اون شبامون
کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون

چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته
هوای پاییزی چرا تو عشقه ما نشسته

شبای رفتن تو شبای بی ستار ست
ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پاره ست


چقدر سخته که ....................(هیچی ولش کن)




 

mahsa.

New member

چنان دل كندم از دنیا كه شكلم شكل تنهایست
ببین مرگ مرا در خویش كه مرگ من تماشایست
مرا در اوج میخواهی تماشا كن , تماشا كن
دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا كن
در این دنیا كه حتی ابر نمیگرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از انچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالیست قلم خشكیده در دستم
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتادم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یك به یك رفتن مرا با خود رها كردند
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
شگفتا از عزیزانی كه هم آواز من بودند
گره افتاده در كارم ز خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یك به یك رفتند مرا به خود رها كردند
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند


 

mahsa.

New member
وای كه چقدر این دل عاشق بلاست
میون دل با من همیشه دعواست
به دل میگم غمو تو خونت راه نده
می گه جونم مهمون حبیب خداست
چی میشه گفت به این دل دیونه
هر چی میگم باز می گیره بهونه
كاشكی دلم غصه پنهون نداشت
خونه غم حیاط و ایوون نداشت
پر میكشید خنده روی لبانم
ابر چشام یه قطره بارون نداشت
چی میشه گفت به این دل دیوونه
هر چه می گم باز میگیره بهونه
دل خوابه و چشمهای من بیداره
از ناله های من خبر نداره
می ترسم این خونه خراب عاشق
دسته گلی به آب بده دوباره
چی میشه گفت به این دل دیونه
هر چی می گم باز می گیره بهونه
كاشكی دلم غصه پنهون نداشت
خونه غم حیاط و ایوون نداشت
پر میكشید خنده روی لبانم
ابر چشام یه قطره بارون نداشت
چی میشه گفت به این دل دیوونه
هر چی می گم باز میگیره بهونه
 

mahsa.

New member

شب آغاز هجرت تو
شب در خود شكستنم بود
شب بی رحم رفتن تو
شب از پا نشستنم بود
شب بی تو شب بی من
شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن
شب دل كندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگی ما
گل گریه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو
هم زمین هم ستاره بد بود
از هجرت تو شكنجه دیدم
كوچ تو اوج ریاضتم بود
چه مومنانه از خود گذشتم
كوچ من از من نهایتم بود
بدادم برس به دادم برس
تو ای ناجی تبار من
به دادم برس به دادم برس
تو ای قلب سوگوار من
سهم من جز شكستن من
تو هجوم شب زمین نیست
با پر و بال خاكی من
شوق پرواز آخرین نیست
بی تو باید دوباره برگشت
به شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من
مرهم زخم پیر من كو
واسه پیدا شدن تو آینه
جاده ی سبز گم شدن كو
بی تو باید دوباره گم شد
تو غبار تباهی
با من نیاز خاك زمین بود
تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شكستم از تو شكستم
اگر شكستی از خود شكستی
به دادم برس تو ای ناجی تبار من
به دادم برس تو ای قلب سوگوار من
شب بی تو شب بی من
شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن
شب دل كندن من از ما بود

 

mahsa.

New member

اگه هم صدام بودی , اگه هم صدام بودی
هیچ كی حریفم می شد
كوه اگه رو شونه هام بود
كمرم خم نمی شد
تو اگه خواسته بودی , تو اگه خواسته بودی
تو اگه مونده بودی
موندنی ترین بود
عمر صدام كم نمیشد
اگه هم صدام بودی , اگه هم صدام بودی
هیچ كی حریفم نمی شد
كوه اگه روشونه هام بود
كمرم خم نمی شد
اگه زخمی می شدم
به دست تو مرهم بود
زخم قیمتی من
محتاج مرهم نمی شد
اگه بارون عزیز با تو بودن میگرفت
گل سرخ قصه مون تشنه ی شبنم نمی شد
تو اگه خواسته بودی , ار تو خواسته بودی
تو اگر مونده بودی , تو اگر مونده بودی
همر صدام كم نمیشد
 

mahsa.

New member
:sad::sad::sad::sad:

ای سکوت ای مادر فریادهااااااااااااااااااااااااااا
 

mahsa.

New member
[FONT=times new roman, times, serif]منو از من نرنجونم ازین دنیا نترسونم[/FONT] [FONT=times new roman, times, serif]تمام دلخوشی هامو به آغوش تو مدیونم[/FONT] [FONT=times new roman, times, serif]اگه دل سوخته ای عاشق مثه برگی نسوزونم[/FONT] [FONT=times new roman, times, serif]منو دریاب که دلتنگم مدارا کن که ویرونم[/FONT] [FONT=times new roman, times, serif]نیاد روزی که کم باشم از این دو سایه رو دیوار[/FONT] [FONT=times new roman, times, serif]به این زودی نگو دیره منو دست خدا نسپار

یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه ی من بود
[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود

پر از احساس آزادی نشسته کنج زندونم
[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]یه بغض کهنه که انگار میون ابر و بارونم[/FONT] [FONT=times new roman, times, serif]وجودم بی تو یخ بسته ... سردم زمستونم[/FONT] [FONT=times new roman, times, serif]منو مثل همون روزا با آغوشت بپوشونم

یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه ی من بود
[/FONT]
[FONT=times new roman, times, serif]به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود[/FONT]
 

mahsa.

New member
دلم مثل دلت خونهشقايق​
چشام درياي بارونهشقايق​
مثل مردن مي مونه دل بريدن​
ولي دل بستن آسونهشقايق​
شقايقدرد من يکي دوتا نيست​
آخه درد من از بيگانه ها نيست​
کسي خشکيده خون من رودستاش​
که حتي يک نفس ازمن جدا نيست​
شقايقوايشقايقگل هميشه عاشق​
شقايقاينجا من خيلي غريبم​
آخه اينجا کسي عاشق نمي شه​
عزاي عشق غصش جنس کوهه​
دل ويرون من از جنس شيشه​
شقايقآخرين عاشق تو بودي​
تو مردي و پس ازتو عاشقي مرد​
تو رو آخرسراب و عشق و حسرت​
ته گل خونه هاي بي کسي برد​
شقايقوايشقايقگل هميشه عاشق​
دويديم،دويديم،دويديم​
به شبهاي پر از غصه رسيديم​
گره زد سرنوشتامونو تقدير​
ولي ما عاقبت از هم بريديم​
شقايقجاي تو دشت خدا بود​
نه تو گلدون نه توي قصه ها بود​
حالا از تو فقط اين مونده باقي​
که سالار تموم عاشقايي​
شقايق واي شقايق گل هميشه عاشق​
 

mehrsan

New member
شقایق
وای شقایق
گل همیشه عاشق...
شقایق درد من یکی دوتا نیست...آخه درد من از بیگانه ها نیست
دلم مثل دلت خونه شقایق...
 

baran71

New member
اش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد. کاش می
شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد. کاش می شد با دو
چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد. کاش می شد با پری از برگ
یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد...:smiliess (8):
 

mahsa.

New member
مپرس از شب من ز سوز تب من
برو برو بیوفایی بیوفایی
برو برو بیوفایی بیوفایی بیوفایی
مپرس از شب من ز سوز تب من

برو برو بیوفایی بیوفایی
برو برو بیوفایی بیوفایی بیوفایی
به مرگم گرفتی که با تب بسازم
به این اشک لرزان به این شب بسازم
به مرگم گرفتی که با تب بسازم
به این اشک لرزان به این شب بسازم
برو برو بیوفایی بیوفایی
برو برو بیوفایی بیوفایی بیوفایی

برو تا نپیچد صدای تو دیگر به خانه ی من
برو تا نگیرد دل هرزه ی تو بهانه ی من
برو تا نپیچد صدای تو دیگر به خانه ی من

برو تا نگیرد دل هرزه ی تو بهانه ی من
برو برو بیوفایی بیوفایی
برو برو بیوفایی بیوفایی بیوفایی
گل لاله سرزد دگر از دل من
به جایت نشسته به گور دل من
برو برو بیوفایی
برو برو بیوفایی

برو تا نپیچد صدای تو دیگر به خانه ی من
برو تا نگیرد دل هرزه ی تو بهانه ی من
برو تا نپیچد صدای تو دیگر به خانه ی من

برو تا نگیرد دل هرزه ی تو بهانه ی من
برو برو بیوفایی بیوفایی
برو برو بیوفایی بیوفایی بیوفایی
گل لاله سرزد دگر از دل من
به جایت نشسته به گور دل من
برو برو بیوفایی
برو برو بیوفایی
 

am-ml

New member
«به دنيايي ديگر سفر كرده‌ام و در وجود تويي كه به من فكر مي‌كني، زنده‌ام»
 
بالا