๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

شفق بانو

New member
مروت گر چه نامی بی‌نشان اسـت
نیازی عرضـه کـن بر نازنینی
ثوابـت باشد ای دارای خرمـن
اگر رحـمی کنی بر خوشـه چینی

شبانگاه
 

abtin13

New member
به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را
که خود از رقت آن بیخود و بی هوش شدی

خاکستر
 

شفق بانو

New member
تو مرا سوزی و من سوزم از این غم که مباد

باد بیرون برد از کوی تو خاکستر من

یلدا
 

baran-

New member
یلدای گیسوان من آغاز می شود
پاییز بی بهار به پایان رسیده است
کاری نکن! که شهر خبردار مان شود
خواب از سر تمام کلاغان پریده است


مُحاق
 

yara

New member
گرچه مینالم از آن یار که گُم شد به محاق

طعنه ای نیست بر آن دل که نیازی دارد

زرین
 

abtin13

New member
از کوزه‌گری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که جام زرینم بود
اکنون شده‌ام کوزه هر خماری

خمار
 

yara

New member
ز شراب وصل جانان سر من خمار دارد

سر خود گرفته دل هم سر آن ديار دارد

پریزاد
 

شفق بانو

New member
یارا جان سختتر از این واژه سراغ نداشتی دختر خوب :j58r36j3gcr4suxymup

عشق گاهی زندگی بخش است وگاهی زندگی سوز

تا پریزاد من از بهر کدامین خواهد امد

مادر
 

dr.bahar1986

New member
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئي سرم هنوز به بالين نرم تست
مادرحيات با تو بهشت است و خرّم است
ور بي تو بود هر دو جهانش جهنّم است
 

شفق بانو

New member
بهار جان واژه انتخاب نکردی خانومی :)

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ترنج
 

yara

New member
خداوندا دلی ده درد پرور

کرم کن اشک سرخ و چهره ی زرد



خیز تا در تو یک نظاره کنند

هم کف و هم ترنج پاره کنند



فاصله
 

a_67

New member
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند .......وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
صدق
 

IL-2

Well-known member
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند .......وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
صدق


ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو


دلیر


جدیدا مشاعره با واژه ها خ سخت و تخصصی شده!!!:smilies:​
 

a_67

New member
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش......که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش
این وقت سحر مهمه دقت کنید هر خبریه وقت سحر بوده ههههههه
طلب
 

IL-2

Well-known member
سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش......که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش
این وقت سحر مهمه دقت کنید هر خبریه وقت سحر بوده ههههههه
طلب


مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید


خوشی
 

yara

New member
باد خوشی که می وزد از سر موج باده ات

کوه گران غصه را چون پر کاه می کند

شفق
 

شفق بانو

New member

بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلمِ نسخْ بر این خطّ چلیپا زد و رفت

دلِ خورشیدی اش از ظلمتِ ما گشت ملول
چون شفق بال به بامِ شبِ یلدا زد و رفت


یارا :28:
 

abtin13

New member
یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
پرتو
 
بالا