در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد ریا
ک کینز New member 2014-12-18 #1,141 در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد ریا
شفق بانو New member 2014-12-18 #1,142 چه رفت بر زبان مرا؟ که شرم باد از آن مرا! به یک دل و به یک زبان، دوگانگی چرا کنم؟ ز عمر، سهم بیشتر ریا نکرده شد به سر بدین که مانده مختصر، دگر چرا ریا کنم؟ سخره
چه رفت بر زبان مرا؟ که شرم باد از آن مرا! به یک دل و به یک زبان، دوگانگی چرا کنم؟ ز عمر، سهم بیشتر ریا نکرده شد به سر بدین که مانده مختصر، دگر چرا ریا کنم؟ سخره
A a_67 New member 2014-12-18 #1,143 شیخ در عشق بتان اسلام باخت........رشته ی تسبیح از زنار ساخت پیر ها پیر از بیاض مو شدند........سخره بهر کودکان کو شدند "پاک"
شیخ در عشق بتان اسلام باخت........رشته ی تسبیح از زنار ساخت پیر ها پیر از بیاض مو شدند........سخره بهر کودکان کو شدند "پاک"
abtin13 New member 2014-12-18 #1,144 میخور که فلک بهر هلاک من و تو قصدی دارد بجان پاک من و تو در سبزه نشین و می روشن میخور کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو کالبد
میخور که فلک بهر هلاک من و تو قصدی دارد بجان پاک من و تو در سبزه نشین و می روشن میخور کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو کالبد
Y yara New member 2014-12-18 #1,145 کالبد:mad_majidonline: اي طوس! حريم حرم جاناني در کالبد قطر خراسان، جاني خورشيد بود بارقهاي از نورت چون آينهدار حسن بيپاياني آیینه
کالبد:mad_majidonline: اي طوس! حريم حرم جاناني در کالبد قطر خراسان، جاني خورشيد بود بارقهاي از نورت چون آينهدار حسن بيپاياني آیینه
Y yara New member 2014-12-18 #1,147 دوباره می سازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش شیدا
A a_67 New member 2014-12-18 #1,148 ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسن.......با بلبلان بی دل شیدا مکن غرور تاج
شفق بانو New member 2014-12-18 #1,149 هر ذره که در خاک زمینی بوده است پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است رب
abtin13 New member 2014-12-18 #1,150 یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید دود آهیش به آیینه ادراک انداز کنشت
E eeeeeeehsan New member 2014-12-18 #1,151 خوشا آنانکه پا از سر ندونند ... مثال شعله خشک وتر ندونند کنشت و کعبه و بتخانه و دير ... سرائی خالی از دلبر ندونند آلاله
خوشا آنانکه پا از سر ندونند ... مثال شعله خشک وتر ندونند کنشت و کعبه و بتخانه و دير ... سرائی خالی از دلبر ندونند آلاله
شفق بانو New member 2014-12-18 #1,152 سری به خاک فرو برده ام به داغ جگر بدان امید که آلاله بردمم از خاک هدیه آخرین ویرایش: 2014-12-18
E eeeeeeehsan New member 2014-12-18 #1,153 برایت هدیه ای دارم ... که مانندش نمیابی ز روح و جنس و جان خود ... نه از خاکی و از آبی شب
A a_67 New member 2014-12-18 #1,154 در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود.......از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایتدور
IL-2 Well-known member 2014-12-19 #1,155 a_67 گفت: در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود.......از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایتدور کلیک کنید تا باز شود... دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت درویش
a_67 گفت: در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود.......از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایتدور کلیک کنید تا باز شود... دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت درویش
IL-2 Well-known member 2014-12-19 #1,157 ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست دانا
A a_67 New member 2014-12-19 #1,158 عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را........دزد دانا میکشد اول چراغ خانه را دریا
abtin13 New member 2014-12-19 #1,159 به من گفتی که دل دريا کن ای دوست همه دريا از آن ما کن ای دوست دلم دريا شد و دادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن ای دوست خون
به من گفتی که دل دريا کن ای دوست همه دريا از آن ما کن ای دوست دلم دريا شد و دادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن ای دوست خون
A a_67 New member 2014-12-19 #1,160 گویند سنگ، لعل شود در مقام صبر........آری شود ولیک به خون جگر شود نا پیدا