๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

abtin13

New member
امروز که نوبت جوانی من است
می نوشم از آن که کامرانی من است
عیبم نکنيد اگرچه تلخ است خوش است
تلخ است از آن که زندگانی من است

کلاه
 

sepideeee

New member
مریم سر عشق بی کلاه است این بار
عیسای تو میوه ی گناه است این بار
نومیدی من عجیب نومیدانه است
پایان شب سیه سیاه است این بار
خوبه منم بگم دستکش :wacsmiley: :))
سنجاب
 

shiny

New member
خاله بلدم ولی منم بگم کوآلا؟!:riz481:

بانوی من امروز را با عشق سر کن
سهم مرا از خنده هایت بیشتر کن
وقتی که میرقصی میان شعرهایم
پروانه های واژه هایم را خبر کن
آبادیم را جشن میگیرد کبوتر
این جنگل سنجاب ها را بی تبر کن
باران بباران بر گلوی خشک یک دشت
این ریشه گلپونه هارا باز ،تر کن

افق
 

mohammad63

Well-known member
به پیش روی من تا چشم یاری می کند دریاست
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا دلم تنهاست

پیچ
 

abtin13

New member
:14:
من از شاه ایران نپیچم به گنج
گر از نیستی چند باشم به رنج
نفر بعدی با آچار فرانسه:mad_majidonline:
رویا
 

شفق بانو

New member
[h=4]فانوس شب وداع، با هر سوسو / می گفت که آن کوچه ی رویایی کو

او بود و کمی شعر و هوایی ابری / امروز نه ابریست ، نه شعریست ، نه او ![/h]
یکرنگی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: sepideeee

آتشین

Well-known member
میسوزم از دورویی و نیرنگ
یکرنگی کودکانه میخواهم
ای مرگ از ان لبان خاموشت
یک بوسه جاودانه میخواهم


سوار
 

mohammad63

Well-known member
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده



کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟

شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟

سیاهی
 

abtin13

New member
روز ازل از کلک تو یک قطره سیاهی
بر روی مه افتاد که شد حل مسایل
خورشید چو آن خال سیه دید به دل گفت
ای کاج که من بودمی آن هندوی مقبل

انعام
 

آتشین

Well-known member
ای گدایان خرابات خدا یار شماست

چشم انعام مدارید ز انعامی چند

سیب
 

abtin13

New member
لبخند تو را چند صباحی است ندیدم
یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب
کوی
 

آتشین

Well-known member
در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چه

جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد


احساس
 

abtin13

New member
من به شهر خویشتن احساس غربت می کنم
تو نباشی من بهاران را خزان حس می کنم
تمنا
 

کینز

New member
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه جون سیل روانه

ایران
 

آتشین

Well-known member
می با جوانان خوردنم باری تمنا می‌کند

تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را

شکار
 

آتشین

Well-known member
… ملت اصحاب نظر باز آمد

فتنهٔ شاهد و سودا زدهٔ باد بهار

عاشق نغمهٔ مرغان سحر باز آمد


انیس
 

abtin13

New member
هزار جهد بکردم که یار من باشی
مرادبخش دل بی‌قرار من باشی
چراغ دیده شب زنده دار من گردی
انیس خاطر امیدوار من باشی

اشک
 

sepideeee

New member
اشک غماز من ار سرخ برامد چه عجب !!!
خجل از کرده ی خود پرده دری نیست که نیس...
مهتاب
 
بالا