๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

nastaran8

New member
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم

                               در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست

پاييز
 

shiny

New member
مشاهده فایل‌پیوست 6884

میان غربت بوران درد در پاییز
طلسم کرده مرا وهم زرد در پاییز
دریغ گوی امیدم که دستهای بهار
دری به ذهن چمن وانکرد در پاییز
غروب پنجره ها میکشد نگاهم را
به سوی خشم نفس های سرد در پاییز
تکید روح تبسم درست وقتی که
نگاه آینه شد غرق گرد در پاییز

زرد
 

a_67

New member
گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد ....... اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
گلایه
 

Mr.Beneficence

New member
گلایه می کند از من ولی دردم نمی داند
چه دارم در شب و روزم به دل.این هم نم داند
--------
هوس
 

IL-2

Well-known member
گلایه می کند از من ولی دردم نمی داند
چه دارم در شب و روزم به دل.این هم نم داند
--------
هوس






حال دل با تو گفتنم هوس است
خبر دل شنفتنم هوس است



طمع خام بین که قصه فاش
از رقیبان نهفتنم هوس است



شب قدری چنین عزیز و شریف
با تو تا روز خفتنم هوس است



وه که دردانه‌ای چنین نازک
در شب تار سفتنم هوس است



ای صبا امشبم مدد فرمای
که سحرگه شکفتنم هوس است



از برای شرف به نوک مژه
خاک راه تو رفتنم هوس است



همچو حافظ به رغم مدعیان
شعر رندانه گفتنم هوس است


یاد
 

sepideeee

New member
یاد باد انکه زما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیدیده ی ما شاد نکرد
سرا
 

abtin13

New member
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

غبار
 

sepideeee

New member
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
افسانه
 

Mr.Beneficence

New member
به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد
هزار جان گرامی فدای جانانه
چه نقشه‌ها که برانگیختیم و سود نداشت
فسون ما بر او گشته است افسانه
حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز
فتاد در سر حافظ هوای میخانه
-----
بیاض
 

IL-2

Well-known member
به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد
هزار جان گرامی فدای جانانه
چه نقشه‌ها که برانگیختیم و سود نداشت
فسون ما بر او گشته است افسانه
حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز
فتاد در سر حافظ هوای میخانه
-----
بیاض


بیاض؟؟؟؟:33:
چه کلمه سختی؟؟!!!!
:black_eyed:
 

nastaran8

New member
به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد
هزار جان گرامی فدای جانانه
چه نقشه‌ها که برانگیختیم و سود نداشت
فسون ما بر او گشته است افسانه
حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز
فتاد در سر حافظ هوای میخانه
-----
بیاض
بگویم از خانه های قدیمی و با صفایش
که بازگو میکند رنج و سختی و جفایش
چه بر مردمان ما گذشته در آن سرانه ها
که از آنها فقط مانده خرابه ها
ولی ما هنوز زنده ایم به عشق این بیاض
که هرجا باشیم هستیم بی نیاز
نصيحت
 

abtin13

New member
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بی خبران راه نه آن است و نه این

شیخ
 

sepideeee

New member
بیا ای شیخ و از خمخانه ی ما
شرابی خور که در کوثر نباشد
هفته
 

abtin13

New member
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفته دگر خاک شده است
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شده است و سبزه خاشاک شده است
الست
 

shiny

New member
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر

که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

گرم
 

nastaran8

New member
بگویم از خانه های قدیمی و با صفایش
که بازگو میکند رنج و سختی و جفایش
چه بر مردمان ما گذشته در آن سرانه ها
که از آنها فقط مانده خرابه ها
ولی ما هنوز زنده ایم به عشق این بیاض
که هرجا باشیم هستیم بی نیاز
نصيحت
چرا ترتيب رو رعايت نمى کنين بچه ها؟؟!!!
 

IL-2

Well-known member
چرا ترتيب رو رعايت نمى کنين بچه ها؟؟!!!

بگویم از خانه های قدیمی و با صفایش
که بازگو میکند رنج و سختی و جفایش
چه بر مردمان ما گذشته در آن سرانه ها
که از آنها فقط مانده خرابه ها
ولی ما هنوز زنده ایم به عشق این بیاض
که هرجا باشیم هستیم بی نیاز
نصيحت



نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را


بی کس
 

abtin13

New member
همه رفتن کسی دور و برم نیست
چنین بی کس شدن در باورم نیست

تُرک
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: IL-2

sepideeee

New member
ان ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت
ایا چه خطا دید که از راه خطا رفت ...
زمین
 

shiny

New member
آبتین باز تاپیکارو آوردی بالا :riz481:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

مهتاب

- - - Updated - - -

سپی:p7977cujr38iyymsu8::smiliess (7):
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: sepideeee
بالا