مریم سر عشق بی کلاه است این بار
عیسای تو میوه ی گناه است این بار
نومیدی من عجیب نومیدانه است
پایان شب سیه سیاه است این بار
خوبه منم بگم دستکش :wacsmiley: )
سنجاب
بانوی من امروز را با عشق سر کن
سهم مرا از خنده هایت بیشتر کن
وقتی که میرقصی میان شعرهایم
پروانه های واژه هایم را خبر کن
آبادیم را جشن میگیرد کبوتر
این جنگل سنجاب ها را بی تبر کن
باران بباران بر گلوی خشک یک دشت
این ریشه گلپونه هارا باز ،تر کن