ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه
میون جنگلا .. طاقم می کنه
شادی
خوب پس اینطور.شعر رو هم شاملو گفته.گفتم چرا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.شعر نو بودهنه ابتین درست نوشتم .. اعتمادی خونده)
افسوس که درحسرت دیدار موندیم و تموم شد اشنایی
افسوس که در طلوع یک عشق موندم و اومد شب جدایی
جفا