๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

*فرناز*

New member
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول

آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل


شب
 

farnaz55

New member
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
هستی
 
آخرین ویرایش:

*فرناز*

New member
رهی تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن
که با این ناتوانی ها بترک جان توانایی


فلک
 

farnaz55

New member
از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم
کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی
سرو
 

*فرناز*

New member
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم / زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم
آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت /نیست چون آینه‌ام روی ز آهن چه کنم

راز
 

AWWA

New member
دانی که چرا راز جهان باتو نگفتم // طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

پند
 

abtin13

New member
ای پیر خردمند پگه‌ تر برخیز
و آن کودک خاکبیز را بنگر تیز
پندش ده گو که نرم نرمک می‌ بیز
مغز سر کیقباد و چشم پرویز
انگشت
 

sepideeee

New member
ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه
میون جنگلا .. طاقم می کنه
شادی
 

abtin13

New member
ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه
میون جنگلا .. طاقم می کنه
شادی

چی چی می کنه؟ اون وسط فک کنم یه چیزی بوده ننوشتی:smiliess (11):
حالا کی خونده اینو؟ شهرام شبپره؟

در خواب بدم مرا خردمندی گفت
کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
کاری چه کنی که با اجل باشد جفت
می خور که به زیر خاک میباید خفت

خون
 

*فرناز*

New member
جانی که خلاص از شب هجران تو کردم

در روز وصال تو به قربان تو کردم

خون بود شرابی که ز مینای تو خوردم

غم بود نشاطی که به دوران تو کردم


افسوس
 

sepideeee

New member
نه ابتین درست نوشتم .. اعتمادی خونده :))
افسوس که درحسرت دیدار موندیم و تموم شد اشنایی
افسوس که در طلوع یک عشق موندم و اومد شب جدایی
جفا
 

*فرناز*

New member
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا



چشم
 

abtin13

New member
نه ابتین درست نوشتم .. اعتمادی خونده :))
افسوس که درحسرت دیدار موندیم و تموم شد اشنایی
افسوس که در طلوع یک عشق موندم و اومد شب جدایی
جفا
خوب پس اینطور.شعر رو هم شاملو گفته.گفتم چرا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.شعر نو بوده
 
آخرین ویرایش:

abtin13

New member
وفا نكردی و كردم، جفا نديدی و ديدم
شكستی و نشكستم، بريدی و نبريدم
اگر ز خلق ملامت وگر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم شنيدم از تو شنيدم

تیغ
 

abtin13

New member

قلیان ز لب تو بهره ور می گردد
نی در دهن تو نیشکر می گردد
بر گرد رخ تو دود تنباکو نیست
ابریست که بر گرد قمر می گردد

قند
 

*فرناز*

New member
شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود

نرگس او که طبیب دل بیمار من است

عطر
 

abtin13

New member
در مجلس ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است

مشک
 

*فرناز*

New member
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

نفس
 
بالا