صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
خندان
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
"'گنج"
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست؟
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟
"دیوانه"