یه خاطره از انجمن گفتگو علوم پزشکی بگو...

شفيع

Well-known member
من يكي از اساتيدمونو اينجا پيدا كردم وقتي متوجه شدم اونه حضوري كه ديدمش گفتم استاد پرفايلتون خيلي قشنگه ها.خداوكيلي بعده اون من الان هرچقد دنبالش ميگردم نيست كه نيست فك كنم به آدمين گفته از صحنه سايت محوش كنه.بعدا بهم گفت به كسي نگيا وگرنه نمره بي نمره.نامرد
 

mohana

Well-known member
بذارید یک خاطره دیگه هم بگم،
توی تاپیک خلاقانه، اعتراف می کنم بعضی جاها ، موقع طرح سوال و جایزه دادن، از دستم در می رفت! مثلا یکی از بچه ها سوال می پرسید، بعضی ها جواب می دادند، بعد شیرینی و شکلاتی بود که به هم تعارف می شد! اصلا یک وضعی بود! منم که می دیدم بچه ها دوست دارند، چیزی نمی گفتم، همینطوری ادامه پیدا می کرد! مثلا 10 ص پست سر هم، عکس شیرینی و شکلات، .. جواهراتو...بود که به هم جایزه داده می شد! حالا سوال یکی ! برنده هم یکی! جایزه ها شونصد تا!


وااااای یادم اومد:25r30wi:
واای خدایا چقدر خندیدم....جمع دخترونه باشه همین میشه دیگه:riz481:
ممنون از یادآوری

یه بار گفتین من باید برم...دوساعت دیگه برمیگردم...
مهسا گفت بچه ها بیاین صاحبش رفت...کلی اسپم گذاشتیم یادش به خیر:25r30wi:

تشویق کاله ای خخخخخ
 

leyla-h

New member
من فقط یه بار تو تاپیک خلاقانه بودم همون یه بار خیلی خاطره خوبی برام بود... یه عکس گذاشته بودن که تصویر گوش بود تو گلدون که بهش آب داده میشد بعد ما شروع کردم به حدس زدن من خودم شخصا یه چیزایی میگفتم کلا بی ربط ولی یادمه حدسای ساکار خیلی بامزه بود دیگه داشتیم وارد شوخی میشدم بی چاره طرف دید خیلی منحرف شدیم دیگه عملا جواب رو گفت ( تعداد حرفاشو با چه حرفی شروع میشه) بازم ما نمیگرفتم آخرش گفت بابا برنامه راه شب به اون ربط داره که فهمیدم جشواره رادیو بوده.....
 

حسان

Well-known member
یه خاطره دیگه بگم...
اولا زبون کاربر زیرو رو نمیتونستم بفهمم... تا میدیم کامنت زده برای یه موضوع زل میزدم به کامنتش میدیدم نه نمیفهمم :(50):.. تصمیم گرفتم دیگه کامنت هاشو نخونم...

تا این که خودم یه تاپیک زدم برا اون تاپیک کامنت زد .. نمیشد که نخونمش.. با هر سختی بود خوندمش .. خیلی به نظرم جالب اومد:black_eyed: ... یه جاهایی مثل شعر بود حرفاش.. بعد برا تمرین بیشتر رفتم کمنت های دیگه اش رو خوندم.... الان دیگه بنده مسلط به خواندن یه زبان جدید به نام فینگولیش زیرویی هستم...:smilies:

شنگولیتونیوم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: zErOOn3

arshad246

New member
:25r30wi: اره ما هم اولا نمیدانستیم اسپم چیست؟؟؟
در تاپیک خلاقانه این واژه را اولین بار شنیدیم شدیم این جوری:21:
بعد ها فهمیدیم همون مطالب غیر مرتبط با موضوع را گویند:black_eyed:

فکر کنم باید فارسی سازی بشه... پیشنهادات دوستان در این باره رو میشنویم..
حالا حسان چرا بلند بلند میخندی؟خو نمیدونستم:dadad4:
 

marzi ba

Well-known member
حالا حسان چرا بلند بلند میخندی؟خو نمیدونستم:dadad4:




اکشال نداره منم نمیدونستم ولی نمیدونستم باید از کی بپرسم فک میکردم همه میدونن من نمیدونم پپس دنبالش بودم بینم راجع بهش کسی چیزی گفته:78:
 

Taraa

Well-known member
والا خاطره که زیاد هست ولی بذارید یکیشو بگم

(البته نمیخوام در مورد تاپیک "ترین ها" اونی که اول زدم صحبت کنم)

روز اول بود که اومده بودم رفتم تاپیک مشاوره. تاپیکی برای بچه های دکترا بود. ابتدا دیدم گلچین یه پستی گذاشته یکم داشت با بچه های تغذیه یه کوچولو کل کل میکرد. بعد منم که از جو انجمن خبر نداشتم که شروع کردم بگو مگو با گلچین دادا. بعدش نگار 91 اومد تاپیک رو بست.
گفتنی ست من اون موقع تفاوت پست و تاپیک رو نمیدونستم.. بعد اصلا هم نمیدنستم وقتی مدیری تاپیک رو ببنده من دیگه نمیتونم پست بذارم. عاغا من هی شروع کردم به گشتن این جای نوشتن خلاصه سرتونو درد نیارم یه ده دقیقه ای گشتم پیداش نکردم. بعد متوجه شدم نگار نوشته تاپیک بسته شد.
و چون من نمیدونستم تاپیک و پست چیه رفتم به نگار گفتم چرا تاپیک منو بستی؟؟؟؟؟خخخخ. منظورم این بود چرا من نمیتونم پست بذارم.
آخه بعد هم سوتی دومم این بود که فک میکردم وقتی نمیتونم تو اون تاپیک پست بذارم دیگه تو هیچ تاپیک دیگه هم نمیتونم پست بذارم. یجورایی با بن شدن اشتباه گرفته بودم. و ضمنا من فک میکردم فقط من نمیتونم تو اون تاپیک پست بذارم و بقیه میتونند.
یعنی دیگه کلا میشه اسم اون لحظات ورود من به انجمنو گذاشت سوتی
خلاصه که این نگار هم به روی من نیاورد که عمو تاپیک با پست فرق داره. بعد ها فهمیدم چه سوتی ای دادم!!!!

:25r30wi::25r30wi::25r30wi::25r30wi:
 

شفيع

Well-known member
خاطرات شيرين زيادي از اين سايت دارم.خاطره خوبيم كه با ميخك داشتم در نحوه اشنايي جالب بود.با پرنيان يا فرشته جان هم همينطور.
 

حسان

Well-known member
حالا حسان چرا بلند بلند میخندی؟خو نمیدونستم:dadad4:

یاد دوران جهل مرکب خودم افتادم خب... از کسی هم روم نمیشد بپرسم .. همه همچین میگفتن اسپم اسپم انگار یه چی مبرهنیه برا همه.. من اون وسط مونده بودم:black_eyed:
 

حسان

Well-known member
از اولین برخورد و آشنایی با بچه ها هم کلی خاطره دارم...
 

marzi ba

Well-known member
بچه ها جای sara77خالیه اگه بود اونم کلی خاطره برا تعریف داشت پس میگیم جاش خالی نباشه سارا بشنو صدامونو زود پاشو بیا
 

arshad246

New member
یاد دوران جهل مرکب خودم افتادم خب... از کسی هم روم نمیشد بپرسم .. همه همچین میگفتن اسپم اسپم انگار یه چی مبرهنیه برا همه.. من اون وسط مونده بودم:black_eyed:
حهل مرکب:1dco2x0p1lilzhfpg1t:1dco2x0p1lilzhfpg1tحسان
 

شفيع

Well-known member
اين شيطونكم آدم خوبيه ها اشنايي با اين چطور بود؟؟؟؟؟؟؟اهان همش تو چت باكس ميگفت ...
 

حسان

Well-known member
حهل مرکب:1dco2x0p1lilzhfpg1t:1dco2x0p1lilzhfpg1tحسان

اره دیگه
ان کس که نداند که نداند که نداند... نه این شامل حال من نمیشه.. بذار ببینم آنکس که بداند که نداند که نداند؟؟؟ نه اینم نیست؟؟؟:1dco2x0p1lilzhfpg1t
خب نمیدونستم دیگه...:black_eyed:
 

MAHSABANOO

New member
سﻻم ، خاطره اين كه من يه جايي (شوخي با خانمهاي كل و كﻻب انجمن) رفتم و يكم شيطوني كردم و يه جيزايي نوشتم ، اونوقت يه از خدا بي خبر بهم اتهام زد ك توي كف دخترايي ...
بعدش ك جوابيه براش صادر كردم نوشت من با تو شوخي نكردم و با بقيه بسرا ك مثل داداشم ميمونن بودم ،
كﻻ من موندم با كيا بود ؟ جي بود ؟ كي بود ؟ اصﻻ هنك كردم
يه جا ديكه هم رفتم نوشته بود از دست اين مردا ...
من نوشتم مردا خيلي بيجيده نيستن ، نوشتن ك بيجيده نيستن ولي مثل بياز ﻻيه ﻻيه اند ، منم نوشتم آقايون خوبه خود بيازن نه مثل شما ك نه ته بيازي نه سر بياز ، آقا جشمت روز بد نبينه اومد و به خال ابروي طرف بر خورد و جنان عقوبتي كرد ك من همجنان دارم ميخندم ، ، ،
آره اينم از خاطرات عجايب كونه ي من ...

مردم چه الکی خوشن ایکاش ماهم میتونستیم با این چیزا بخندیم
 

Taraa

Well-known member
من اولین خاطره جالبی که از سایت دارم تولد تارا بود. اون موقع زیاد بچه ها رو نمیشناختم. با مهنا و آرتمیس و آنتونیوس یه تولد خفن برای تارا گرفتیم. جالب اینجا بود که خود تارا نبود اصن و بعد از تموم شدن جشن خبردار شد.

آرههههههههه

یادش بخیر ... شب تولدم نتم قط شده بود ... یه سری مشکلم تو دنیای واقعی داشتم خیلی ناراحت بودم ... یادمه اون شب فقط تونستم با گوشی و نت ایرانسل بیام تو پروفایلمو ببینم .... دو سه تا از بچه ها که تبریکو با پیام خصوصی برام فرستاده بودن دیدم ولی تاپیک تولدو ندیدم ... چن روز بعد که اومدم تاپیکو دیدم اصن بد جور سوپرایز شدم
 

شفيع

Well-known member
من خاطره خوبيم كه دارم ديدن يكي از بچهاي سايت بود ما تو نمايشگاه قار گذاشته بوديم،اون لباساو اشتباه بهم گفته بود نگو اومده بالاي شبستان داره منو ميبينه تا بهش نزديك شدم داشتيم صحبت ميكرديم گفتم كجايي الان؟گفت كه من دارم برميگردم نيومدي،گفتم باشه باورتونميشه بقران در يك قدمي هم بوديم يهو ديدم جلوم وايساد گفت منم من در جا موندم ،بعدش هي مسخره ميكرد.يادش بخير خاطره خوبي بود .اما الان تو سايت نيست تلفنشم خاموشه.
 

حسان

Well-known member
من خاطره خوبيم كه دارم ديدن يكي از بچهاي سايت بود ما تو نمايشگاه قار گذاشته بوديم،اون لباساو اشتباه بهم گفته بود نگو اومده بالاي شبستان داره منو ميبينه تا بهش نزديك شدم داشتيم صحبت ميكرديم گفتم كجايي الان؟گفت كه من دارم برميگردم نيومدي،گفتم باشه باورتونميشه بقران در يك قدمي هم بوديم يهو ديدم جلوم وايساد گفت منم من در جا موندم ،بعدش هي مسخره ميكرد.يادش بخير خاطره خوبي بود .اما الان تو سايت نيست تلفنشم خاموشه.

شفیع این که خاطره انجمنی نبود... همه خاطره بیرون از انجمن بود که :black_eyed:

موضوع تاپیک خاطرات انجمنیه
 

MAHSABANOO

New member
وای چه تاپیک بامزه ای من کلی سوتی دادم بگم که همتون از خنده روده بور میشین خخخخخخخخخخخخخخخ
من اون اولا که اومدم رفتم تو پروفایل محمد کاملا اتفاقی یادم نمیاد چرا رفته بودم اونجا براش پیام گذاشتم که منو راهنمایی کنه تا چند وقت که می اومدم نمیدونستم چطوری برم تو پروفایل خودم میرفتم تو پروفایل محمد از اونجا میرفتم تو پروفایل خودم یادش بخیر بعدش ازش پرسیدم بهم یاد داد اولین دوستمم ارام بود اندازه به طومار ازش سوال پرسیدم گفتم چطوری درخواست دوستی بدم اونم برام توضیح دادو خودش برام درخواست فرستاد هی خدا یادش بخیر
تازه من اون اوایل برا ورودم به مشکل برخوردم دیگه نمیتونستم مطلبی بزارم آرام گفت به ادمین بگو منم نمیدونستم ادمین کیه رفتم براش یه صفحه نوشتم اونم اونقد خودمونی که خدا میدونه فک میکردم زنه خخخخخخخخخخخ بهش میگفتم رییس جونم البته الانم میگما بعد برام ایمیل داد که حل شده منم شادو خرم اومدم دیدم بله درست شده دو روز بعد ارام گفت ا مهسا دوتا شدی رفتم دیدم بله خودم اینهو ضایع ها اول که اسممو ثبت کردم بین بانو مهسا اسپیس گذاشتم دوباره خواستم بیام نشده خخخخخخخخخخخخ
 
بالا