bahramian0935
New member
می خواست یه قاچ خربزه برداره.
اما یهو دستش رو کشید عقب.
انگار یاد چیزی افتاده بود.
گفتم: واسه شما قاچ کردم ، بفرمایین.
هر چه اصرار کردم نخورد.
قسمش دادم که اینا رو با پول خودم خریدم.
الان هم فقط به خاطر شما قاچ کردم.
باز هم قبول نکرد.
می گفت: بچه ها توی خط از این چیزا ندارن ......
شهید مهدی باکری
- - - Updated - - -
توی جبهه معروف بود به اینکه وقتی شهدا رو میارن،همیشه اولین نفریه که پیشونی شهدا رو می بوسه.
همیشه هم می گفت: آدم نباید شهید بشه یا وقتی شهید شد مثل خود آقا سر نداشته باشه..
عملیات شد..این سری قرعه به نام خودش افتاد و پرکشید
رفقاش گفتن بریم مثل خودش پیشونیشو ماچ کنیم
کفن رو باز کردند..
همه سوختند از ته دل ؛
سر نداشت...
اما یهو دستش رو کشید عقب.
انگار یاد چیزی افتاده بود.
گفتم: واسه شما قاچ کردم ، بفرمایین.
هر چه اصرار کردم نخورد.
قسمش دادم که اینا رو با پول خودم خریدم.
الان هم فقط به خاطر شما قاچ کردم.
باز هم قبول نکرد.
می گفت: بچه ها توی خط از این چیزا ندارن ......
شهید مهدی باکری
- - - Updated - - -
توی جبهه معروف بود به اینکه وقتی شهدا رو میارن،همیشه اولین نفریه که پیشونی شهدا رو می بوسه.
همیشه هم می گفت: آدم نباید شهید بشه یا وقتی شهید شد مثل خود آقا سر نداشته باشه..
عملیات شد..این سری قرعه به نام خودش افتاد و پرکشید
رفقاش گفتن بریم مثل خودش پیشونیشو ماچ کنیم
کفن رو باز کردند..
همه سوختند از ته دل ؛
سر نداشت...