کمی برای سادگی ام...

parnia

New member
بیا آخرین شاهکارت را ببین
مجسمه ای با چشمان باز
خیره به دور دستها
شاید شرق
شاید غرب
مبهوت یک شکست
مغلوب یک اتفاق
مصلوب یک عشق
مفعول یک تاوان!
خرده هایش را باد دارد میبرد
...

و او فقط خاطراتش را محکم بغل گرفته
بیا آخرین شاهکارت را ببین
مجسمه ای ساخته ای به نام "من
 

parnia

New member
پشت کدام جلد
نامت اسير بود
کدام نويسنده گمنام
تو را براي اولين بار نوشت
که به دل مي نشيني
کوتاه و خلاصه.
پيش از اين آمدنت را بعيد مي دانستند
آنطور که من اکنون بودنت را
اين آوار لبخند
اين سپاس ناگزير
حاصل توست از روزهاي نخست
.
.
من تورا بارها خوانده ام
هرچه خواستي بپرس
من تو را سطر به سطر
حرف به حرف
از بَر کرده ام
 

parnia

New member
هربار به تو فكر مي كنم
چيزي به نبضم اضافه مي شود
كه در شعرهايم نمي گنجد.
كافيست تو را به نام بخوانم
تا ببيني لكنت عاشقانه ترينِ لهجه هاست
و چگونه لرزش لب هاي من
دنيا را به حاشيه مي برد.
دوستت دارم
با تمام واژه هايي كه در گلويم گير كرده اند
و تمام هجاهاي غمگيني
كه به خاطر تو شعر مي شوند.
دوستت دارم با صداي بلند
دوستت دارم با صداي آهسته
دوستت دارم . . . .
 

reza.n

New member
وقتـی نـــــه دستــــے براےگرفتـن استَ
نــــه آغوشـــے برای گریــــه
نــــه شانـــه ای براے تکیــــه
انـتـظــار نـداشتـــه باشَ خنـده‌ام واقعـــے باشـد
ایــن روز‌ها فقط زنـده‌ام تـــا دیگراטּ زنـدگـــــے کننـد !!

:dadad4:قشنگ بود
 

reza.n

New member
خواستم چشمانت را از پشت بگیرم،دیدم طاقت اسم هایی را که میگویی ندارم.....
 

Taraa

Well-known member
میگم من برام یه سوالی پیش اومده

شماها این متنا رو از کجا میارید؟
 

ZOT

New member
وقــتی خواســتن ها بــوی شـــهوت میدهندوقــــتی بــودن ها طعــم نیاز دارندوقــتی تنهـــایی ها بی هیچ یـادی از یار، با هر کسی پر میشود وقــتی نــگاه ها، هـــرزه به هر سو روانه میشــود وقــتی غریزه، احســاس را پوشــش میدهد وقــتی انســان بودن آرزویی دست نیافتــنی میشود" نــه دیگر چیزی نمی خــواهم . . ...
 

ZOT

New member
گــــآهـ ـے...!هَــــنوز گـ ـآهــــے...!مَــــرآ بـ ـه جــــآن تـ ـو قَـــــسَم مـ ـے دَهَـــــند...!ببـــــین تَـــــنهـ ـآ مَـــن نیســـتَمکــــ هرَفتَــــــنَت رآ بــآوَر نمـــــــے کُـــنَم...!...
 

ZOT

New member
خسته ام...

از صبوری خسته ام...

از فریادهایی كه در گلویم خفه ماند...

از اشك هایی كه قاه قاه خنده شد...

و از حرف هایی كه زنده به گور گشت در گورستان دلم

آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را ،

در بی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی . . .

این روزها معنی را از زندگی حذف کرده ام ...

برایم فرق نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم....!
 

ZOT

New member
دل های پاک . . .
خطا نمی کنند . . .
فقط "سادگی " می کنند . . .
و امروذ سادگی پاکترین خطای دنیاست . . .
 

patris

New member

چه آشوبيست در دلم



وقتي نمي دانم



درنبودنم ...



به بودن ِ



چه كسي فكر مي كني ...!


 

patris

New member
حرف زیاد است ...



اما گاهی نمی دانی چه بگویی !.!.!



گاهی فقط باید رفت ...



چیزی شبیه کم آوردن !!!


 

hoorsa

New member
بعضی آدم‌ها ناخواسته همیشه متهم‌اند ...!

به خاطر سکوت‌شان ، کاری به کار کسی نداشتن‌شان ، خلوت‌شان،
اتاق‌شان، استراحت‌شان، روی پای خود ایستادن‌شان، دوست داشتنشان!

گویی جان میدهند برای اتهام بستن و از همه بدتر این‌که :
زود فراموش می شود خوبی هایشان

مثل من
البته من لیاقت مهربونی کردن رو ندارم اما بقیه ش بهم می خوره مخصوصا سکوت...
من کلا متهمم و بزرگترین شاکی زندگیم خودمم...خودمو متهم می کنم بابت همه چی
بابت کارای نکرده
بابت کارایی که نباید انجام می دادم
بابت حرفایی که نباید می زدم و زدم...بابت حرفایی که باید می زدم و نزدم
بابت فرق نداشتن بودن و نبودنم
بابت خیلی چیزا...
کلا زندگی هیچ وقت اندازه ی تن ما نشد حتی وقتی خودمان بریدیم و دوختیم
 

hoorsa

New member
وقــتی خواســتن ها بــوی شـــهوت میدهندوقــــتی بــودن ها طعــم نیازدارند وقــتی تنهـــایی ها بی هیچ یـادی از یار، با هر کسی پر میشود وقــتی نــگاه ها، هـــرزه به هر سو روانه میشــود وقــتی غریزه، احســاس را پوشــش میدهد وقــتی انســان بودن آرزویی دست نیافتــنی میشود" نــه دیگر چیزی نمی خــواهم . . ...

همیشه اینطور نیست
بعضی تنهایی ها هیچوقت پر نمی شن
 

hoorsa

New member
چه رسم جالبیست!
محبتت را می گذارند پای احتیاجت
صداقتت را می گذارند پای سادگیت
سکوتت را می گذارند پای نفهمی ات
و وفاداری ات را می گذارند پای تنهایی ات
....
اما من ترجیح می دم که یه آدم محتاج ساده ی نفهم تنها باشم
 

hoorsa

New member
وقتـی نـــــه دستــــے براےگرفتـن استَ
نــــه آغوشـــے برای گریــــه
نــــه شانـــه ای براے تکیــــه
انـتـظــار نـداشتـــه باشَ خنـده‌ام واقعـــے باشـد
ایــن روز‌ها فقط زنـده‌ام تـــا دیگراטּ زنـدگـــــے کننـد !!

به قول یه خواننده دره پیت که من ازون دره پیت تر اینجا شعرشو می گم :
من ، برعکس همه ، پشت خنده هام غمه
تو ، برعکس منی ، شادی و غمگین می زنی
دیگه بقیه ش یادم نیست...بروبچ گذاشته بودن این آهنگو منم اولش یادم موند!
به هرحال اگه تو کنکور اومد یادتون باشه که این دو تا شعر قرابت معنایی دارند
 

hoorsa

New member
محبت زیادی ،همیشه آدم ها را خراب می کند،گاهی آدم ها می روند نه برای اینکه دلایل ماندشان کم شده بلکه به این دلیل که آنقدر کوچک اند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند...................او که رفتنی است بگذار برود..............................!!!!!!!!!

پرنده ای که رفت
بگذار برود
هوای سرد بهانه است
هوای دیگری در سر دارد
 
بالا