کمی برای سادگی ام...

ZOT

New member
روزگار غریبیست !
هرکس با غمی آمیخته شده و برای شادی و خنده بازاری نیست
کسی نمیداند پایان این درد را ؟
شاید باید آرام به یاد آرزوها و حتی یک لبخند زیبا از هر آنچه هست گذشت!!!
 

mw.ashel

New member
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم

 

ninol

New member
دعامی کنم که لبانت رافقط درغنچه های لبخندببینم

دعامیکنم دستانت که وسعت آسمان وپاکی دریا و بوی بهار رادارد همیشه ازحرارت عشق گرم باشد

من برایت دعامیکنم که گل های وجودنازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه خانه ات دعامیکنم

که بالهایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشیدآسمان زندگیت دعامیکنم که هیچگاه غروب نکند
 
آخرین ویرایش:

mw.ashel

New member
قطار مي رود....تو مي روي..... تمام ايستگاه مي رود............
و من چقدر ساده ام كه سالهاي سال ،در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته تكيه داده ام
 

parnia

New member
آدمک آخر دنیاست...بخند...
آدمک مرگ همین جاست...بخند...
دست خطی که تو را عاشق کرد...
شوخیه کاغذیه ماست ...بخند...
آدمک خر نشوی گریه کنی...
کل دنیا سراب است ...بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی...
بخدا مثل تو تنهاست...بخند
 

parnia

New member
هر چقدر که پشت لبخند پنهانش کند ..
هر چقدر نگاه مهربانش را به سمتتبدوزد و عزیزم و جانم بگوید ...
باز هم انتهای نگاهش بغضی است کهدیدنش سخت نیست ...
بسیارچیزهاست در یک سکوت
که هرگزانتظارشان را نداشته ام
و من صدایتو را از پشت این دیوار سکوت می شنوم عشق من
صدای تورا در اعماق قلبم می شنوم
جایی راباز پس می گیری که تو هرگز از دستش نداده بودی
که هرگزاز دستش نمی دهی
فقط اینروزهای تنهایی
چیزهاییرابرایم نمایان شد
می دانی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این که بی حس نفسهایت خواهم مرد
تا خواستم از تو بنویسم
دلم لرزید و واژه ها از من گریخت...
حالا...مدتهاست که همه
هذیان های شبانه ام را به تو نسبتمی دهند...!

 

parnia

New member
باز هم عطر گلهای تنهایی به مشامم رسید و قاصد کهای سپید از من دور شدند
و به سرزمینی کوچ کردند که گلهای باغش بوی تنهای ندهند . دلواپسی در وجودم
رخنه کرده و در دلم محبوس شده ، می دانی ، دلواپسی حس غریبی است که قلب پر
درد را پژمرده می کند . می خواهم با سایه تنهایی در خیابان قلبم قدم بزنم و پیاده رو
خیالم رو با اشک چشمانم خیس کنم و از لابه لای احساس قلبم تو را بخوانم و بگویم
دلواپسم . دلواپس تو ...
برای دید نت که بیایی و ضرباهنگ دلم را آرام تر کنی و با یک نگاه شمع وجودم را
روشن کنی . بیایی و با یک تبسم امید خفته در قلبم را بیدار سازی و سیاهی زندگی ام
را با سپیدی قد مهایت روشن کنی. باور کن در دیدار آینه هم خیال تو ، از سیاهی چشمانم
سو سو می زند. باز هم امیدوارم به خاطر اشکهای زلالی که به دور از کینه مهمان گونه
هایم شده مرا دریابی...
 

ZOT

New member
خانه‌ات سرد است؟
خورشیدی در پاکت می‌گذارم
و برایت پست می‌کنم
ستاره‌ی کوچکی در کلمه‌ای بگذار
و به آسمانم روانه کن
بسیار تاریکم ....
 

ZOT

New member
خدایا ...
دلم مرهمی می خواهد از جنس خودت!
نزدیـــک؛
بی خطــــر،
بخشــــنده...
بی منّـــــــــــــــــت ... !
 

ZOT

New member
بعضی وقتا دوست دارم
وقتی گریم میگیره
خدابیاد اشکامو پاک کنه ٬
بگه آدما اذیتت میکنن....؟
بیا بریم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: akhbar

ZOT

New member
اوّلین بار نیست

که گریه میکنم

امّا

اوّلین بار است که

گریه

آرامم نمیکند....
 

yasmina

New member
هر آهنگی که گوش میدهم
به هر زبانی که باشد
بغضم را میشکند
نمی دانم
بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است
 

yasmina

New member
از کــــودکی پـــرســیـدن عــشق چــیـست ؟ گــفـت : بـــازی
از نــــوجـوانی پــرسـیـدن عــشق چــیست ؟ گــفـت : کـــیـنـه
از جـــوانـی پـــرســیـدن عــشق چــیـست ؟ گــفـت : پــــول و ثـــروت
از پــــیـری پـــرســیـدن عـــشق چــیـست ؟ گــفـت : عـــــمـر
از گـــل پـــرســیـدن عـــشق چــیـست ؟ گــفـت : از مــن خــوشـبـوتـر
از پـــروانـه پـــرســیـدن عـــشق چــیـست ؟ گــفـت : از مــن زیــبـاتـر
از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت : از مــن ســـوزانــتـر
و در آخـــر از خــــود عـــشـق پـــرســـیـدن :
ای عـــشق تـــو کـــیـستی . . ؟
گـــفـت : بـه خـــدا قــــسـم ، نـــگاهـی بـــیـش نـــیـستـم . . !

 

mw.ashel

New member
ای روزگار....

من راه های نرفته ، بسیــــار دارم ...

اما با تو یکی زیادی راه آمـــده ام ...!!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: akhbar

mw.ashel

New member
با کسی که دوستش دارید ؛
فیـــــلم نبیـنید ...
آهـــــنگ گوش ندهـید...
کتـــــاب نخوانـید ...
و کـلأ خاطــــره نسازیـد !!!…
وقت نبودنش میـفهمـید چه میگویم
 

mw.ashel

New member
بیچاره سنگـــــی که از دست کودکــــ
به سوی پرنده رهــــــــا می شود
مانده دل کودکــــــــ را بشـــــــــکند
یا دل پرنــــــــــــده را...
 

mw.ashel

New member
فریادها مرده اند،
سكوت جاریست،
تنهایی حاكم سرزمین بی كسی است ،
میگویند خدا تنهاست
ما که خدا نیستیم چرا تنهاییم؟؟!!!
 

mw.ashel

New member
خــــــــــــــــدايـا ...
من را كه آوردي گارانتي هم داشتم؟؟؟
قلبم ديگه كار نمي كند....
 

mw.ashel

New member
یــــــــــه وقتــــــــــــایی

خودمــــــــــو بغل می کــــــــنم

و می گـــــــــــم :

غــــــــصه نخور دیوونـــــــــــه !!!

مــــــــن کـــه باهاتــــــــــــــــم
 
بالا