کمی برای سادگی ام...

rainsavor

New member

پادشاهی در زمستان به یکی ازنگهبانان گفت : سردت نیست؟

گفت : عادت دارم

گفت : می گویم برایت لباس گرم بیاورند و فراموش کرد .

صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود :

به سرما عادت داشتم اما وعـده لباس گرمت مرا ویــران کرد….
 

rainsavor

New member
مرا زمانی از دست دادی

که میان روزمرگی هایت گم شده بودی

و تو فرصت آن را نداشتی

که دلتنگم باشی

عجب از من!
.

تمام دل مشغولی ام تو بودی…

تمامی دقایقم با تو می گذشت

اما حتی در لابه لای دفتر خاطراتت هم نبــــــــــــودم!

 

rainsavor

New member
امروز کسی از من پرسید چند سال داری

گفتم روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم

کودکی چند ساله ام !!!
 
آخرین ویرایش:

rainsavor

New member
نسل بوسه های خیابانی

نسل خوابیدن با اس ام اس

نسل دردودل با غریبه های مجازی

نسل جمله های کوروش کبیر و دکتر شریعتی

نسل کادوهای یواشکی

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس

نسل سوخته...نسل من

یادمان باشد هنگامیکه دوباره به جهنم رفتیم بین عذابهایمان بگوییم یادش بخیر دنیای ما هم همینطور بود...

"مثل جهنم"!
 

rainsavor

New member
گاهے سکــــــــوت ، همان دروغ است !

کمـــے شیک تر، روشنفکــرانـه تر

و با مسئولیت کمتر !
 

rainsavor

New member
چه كسی میگوید كه گرانی اینجاست؟ دوره ارزانی است !!! شرافت ارزان !! تن عریان ارزان !! و دروغ از همه چیز ارزانتر ...
 

rainsavor

New member
سکوت را پای نداشتن حرف نگذارید

کسی که سکوت می کند

در دلش

دنیایی از هم همه ی حرف های ناگفته است

اما

شنونده ی خوبی نیافته
 

setayesh71

New member
می گویند هر عملی عکس العملی دارد ..

خوب گوش کن . می شنوی؟؟

صدای شکستن دلم را ؟؟؟؟؟؟؟

این همان پژواک دوستت دارم هاییست که می گفتی . همان عکس العملیست که می گفتند .

دیدی ؟؟

آخر کار خودش را کرد آن جمله هایی که از سر عادت می گفتی .

قلب بیچاره من اما .... به این عادت های تو عادت نداشت .

حق دارد بشکند....



پ.ن : از خودم
 

yasmina

New member
اگر زندگانی برای باور كردن و دوست داشتن است ...
من مدت ها باور كرده ام و دوست داشته ام ....
مدت ها راست گفته ام و دروغ شنیده ام ...
حال بس است .

"نیما یوشیج"



 

yasmina

New member
زمانی حرف بزن ؛
که ارزش حرفت بیشتر از سکوتت باشه ...

و زمانی دوست انتخاب کن ،
که ارزش دوستت بیش از تنهاییت باشه
 

yasmina

New member
نه بهار با هیچ اردیبهشتی ,

نه تابستان با هیچ شهریوری ,

ونه زمستان با هیچ اسفندی ,

اندازه پـایـیز به مذاق خیـابـانها خــــوش نیـامــد ,

پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست ...
 

yasmina

New member
دلم احساس غم دارد...
در این انبوه ویرانی
...
کمی تا قسمتی ابری
...

و
شاید باز بارانی .../
 

yasmina

New member
نـه اینکــه زانــو زده بـاشـم ...

نـه !

فقط ""دلتنگــــی"" سنگین است

همیـــــــــــن !...
 

ariyana

New member
می گویند هر عملی عکس العملی دارد ..

خوب گوش کن . می شنوی؟؟

صدای شکستن دلم را ؟؟؟؟؟؟؟

این همان پژواک دوستت دارم هاییست که می گفتی . همان عکس العملیست که می گفتند .

دیدی ؟؟

آخر کار خودش را کرد آن جمله هایی که از سر عادت می گفتی .

قلب بیچاره من اما .... به این عادت های تو عادت نداشت .

حق دارد بشکند....



پ.ن : از خودم

عالی بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود:riz304:
 

bacillus.bs

New member
گفتمش دل ميخري پرسيد چند ؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند

خنده كردو دل زدستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل زدستش روي خاك افتاده بود

جاي پايش روي دل جا مانده بود


 
 

bacillus.bs

New member
سیب سرخی را به من بخشید ورفت

ساقه سبز دلم را چید ورفت

عاشقی های مرا باور نکرد

عاقبت بر عشق من خندیدو رفت

اشک در چشمان سردم حلقه زد

بی مروت گریه ام را دیدو رفت
 

bacillus.bs

New member
*تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت


                 

من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
 

bacillus.bs

New member
از جدا شدن نوشتی روتن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدانگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از هم دنیا یه قفس بود
 
بالا