دقیقاااااااااااااااااااااااااااااااادیشب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده
5 دقیقه اول خونواده
5 دقیقه دوم خونواده :|
1 دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟
من : نه
1دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ؟
من : نه
اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست؟
من : نه چطور ؟
یذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟
من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم
بابام : مطمئنی طوری نشده ؟
مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟
هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم...
خیییییییییییییلی باحال بود مردم از خنده
روایت است روزی یکی از مریدان بر شیخ وارد شدندی و وی را مشغول گشت و گذار اینترنت باInternet Explorer دیدندی،
مرید گفت : یا شیخ این چه سر است که از Firefox یا Chrome استفاده نمی کنندی؟ لااقل از Opera یا Safari استفاده کنندی.
شیخ که این پرسش مرید را شنفتندی با لپ تاپ خود بر فرق سر او کوبیدندی و پس از شنیدن صدای (فزت بربک الکعبه) (به خدای کعبه رستگار شدمی) به او گفت: بـــــــُز! مگر نمی دانی که ریاضت کشیدن از عادات مردان خدا بودندی؟؟
مرید که این را شنیدندی، یک آژانس بگرفتندی و پشت کامپیوتر نشستندی و Windows 7 64 bit Ultimate خود را پاک نمودندی و تا آخر عمر از Windows Me استفاده کردندی تا خوب عذاب کشیدندی و آماده عذاب قبر شده باشندی!
رفتم داروخونه به یارو میگم شامپو ویتامینه میخوام! طرف با یه قیافه حق به جانب که مثلا خیلی حالیش میشه و من چیزی حالیم نیست ، به یه حالتی غمزه مانند میگه شامپو واسه موهات دیگه؟ دِ نـَـه دِ شامپو ویتامینه واسه فرش میخوام که گل هاش سریع رشد کنن.