تاپیک دربه در

zErOOn3

Well-known member
سلام...

اول از همه همتــــون نخونده لایکـــ ...


........................................................................................

*ب*ع*ض*ي*ا* ميگن سرنوشت انسان از قبل معين شده

و انسان تو آينده خودش دخالتي نداره


اما ما اينو بهتر از هر کسي ميدونیم که

سرنوشت هر انساني تو دستاي خودشه

فقط بايد به قدر کافي شجاع باشيم

تا بتونيم اينو بفهميم



BRaV3 2012
 

mahsa.

New member
بخشى از خطبه زهرا (س)

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:
خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،
و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،
و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،
و روزه را براى تثبیت اخلاص،
و حج را براى قوت بخشیدن دین ،
و عدل را براى پیراستن دلها،
و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،
و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،
و جهاد را براى عزت اسلام،
و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،
و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،
و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،
و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،
و قصاص را وسیله حفظ خون ها،
و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،
و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،
و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،
و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،
و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،
و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،
بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،
و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،
زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند.
"( سـوره فاطر آیه28 )
(احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)
 

mahsa.

New member
من به مرگم راضیم اما نمی اید اجل
بخت بد بین کز اجل هم ناز میباید کشید
 

arezoo90

New member
با تمام بدیهایش این امتحانات پایان ترم یه مزیتی داره:
اونم اینه که ادم با رشته ی تحصیلیش یکم اشنا میشه!!!!!!!!!!!!!

 

arezoo90

New member
اولین بار
که میخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است...
تب میکنم
عرق میکنم
میلرزم...
جان میدهم هزاربار...
و زنده میشوم دوباره پیش چشم های تو
تا بگویم دوستت دارم
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم
خیلی سخت است...
اما اخرین بار ان از همیشه سخت تر است
و امروز میخواهم برای اخرین بار بگویم (( دوستت دارم)) و بعد راهم را بگیرم و بروم...
چون تازه فهمیدم که تو هرگز ((دوستم نداشتی......))


 

ghazal26

New member
خدايا دوستت دارم...و تاوان آن هرچه باشد...باشد...
دوزخت را ميپذيرم اما رو گرداندنت را نه... هيزمش ميشوم اما كنار تو باشم، دور از تو بودن را نه... تا ابديت پشتِ در بهشت بودن را قبول.. اما پشت درِ نگاهت، منتظر ماندن را نه...
آنقدر مينالم و ميرقصم و ميچرخم ميان آتش...تا نيم نگاهي بيندازي و من تا جاودان جاودانه است ميان شعله هاي عشقت ميسوزم و دم نخواهم زد..فقط...
فقط نگاهت را لحظه اي از من نگير كه بي گمان ذوب ميشوم....
 

mahsa.

New member
من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم بزم هستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد
پس چرا، پس چرا، عاشق نباشم
پس چرا عاشق نباشم
---
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست، نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست، نیست
من که می دانم اجل، ناخوانده و بی دادگر
سرزده می آید و راه فراری نیست، نیست
پس چرا، پس چرا، عاشق نباشم
پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم، من که می دانم، شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت، نوبت خاموشی من، سهل و آسان می رسد
پس چرا، پس چرا، عاشق نباشم
من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم بزم هستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد
پس چرا، پس چرا، عاشق نباشم
پس چرا عاشق نباشم
 

mohana

Well-known member
بنده که نباشي؛

متکبر مي شوي؛

حتي در سجده هاي طولاني ...
 

hoorsa

New member
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت بانی محترم
اینجانب هورسا با هدف بررسی راه های جویا شدن از احوالات باجی مهسا ( فرزانه ) دست به تحقیقاتی زدم که نتیجه اش در زیر آمده است :
پیغام بازدیدکننده : ندارند ایشان
پیغام خصوصی : ندارند ایشان ( یعنی برا دوستاشونه فقط )
ایمیل : هنوز واکنشی به ایمیل قبلی نفرموده ان ایشان که بدانیم خوانده اندش ایشان...فرضیه:دیر به دیر ایمیمل هایشان را چک می کنند ایشان
حضور در صندلی داغ و جویا شدن احوالات در لابلای سوالات : اینجانب در ان زمان به نت دسترسی نداریمان(لهجه کرمانشاهی)
چت باکس علوم پزشکی : به جایی که نمی دانم کجاست فرستاده شده اند آن شان
دودسرخپوستی و کولی بازی درآوردن نیز : اختصاصی اینجانب است...نمی بینند ایشان
ارسال نامه ی کاغذی : نداریم آدرس صندوق پستی ایشان
و ....
نتیجه : خداوند این تاپیک را برای ما و شما و آیندگان نگاه دارد...انشاالله
ضمن عرض خوشحالی بابت دیدن چراغ سبز مهسا باجی ، اعلام می داریم که از صندلی داغ ایشان بخار شدیم از خوشحالی ، چرا که بسیار مهیج بود و صندلی داغ دیگر دوستان نیز
 

hoorsa

New member
ذکر این نکته الزامی است که الان مامان مان احضارمان کردند و باید برویم تا نمی دانیم کی ...
هستم اگر خستمم
با بروبچ هستمم
 

Taraa

Well-known member
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت بانی محترم
اینجانب هورسا با هدف بررسی راه های جویا شدن از احوالات باجی مهسا ( فرزانه ) دست به تحقیقاتی زدم که نتیجه اش در زیر آمده است :
پیغام بازدیدکننده : ندارند ایشان
پیغام خصوصی : ندارند ایشان ( یعنی برا دوستاشونه فقط )
ایمیل : هنوز واکنشی به ایمیل قبلی نفرموده ان ایشان که بدانیم خوانده اندش ایشان...فرضیه:دیر به دیر ایمیمل هایشان را چک می کنند ایشان
حضور در صندلی داغ و جویا شدن احوالات در لابلای سوالات : اینجانب در ان زمان به نت دسترسی نداریمان(لهجه کرمانشاهی)
چت باکس علوم پزشکی : به جایی که نمی دانم کجاست فرستاده شده اند آن شان
دودسرخپوستی و کولی بازی درآوردن نیز : اختصاصی اینجانب است...نمی بینند ایشان
ارسال نامه ی کاغذی : نداریم آدرس صندوق پستی ایشان
و ....
نتیجه : خداوند این تاپیک را برای ما و شما و آیندگان نگاه دارد...انشاالله
ضمن عرض خوشحالی بابت دیدن چراغ سبز مهسا باجی ، اعلام می داریم که از صندلی داغ ایشان بخار شدیم از خوشحالی ، چرا که بسیار مهیج بود و صندلی داغ دیگر دوستان نیز
هههههههههه .. روناک :riz481::riz481::riz481:


همچین زنگ تفریحمو طنزمال نمودی
 

mahsa.

New member
دمت گرم هورسا جان
عزیزم من پیام بازدیدکنندگان و خصوصی دارم منتها برای دوستان فعال
الان برات پیام دوستی میدم اد کن خانمی
اگه سوالی برات مبهم تو صندلی داغ بپرس جواب بدم.
به قول تارا طنز بود دمت گرم خنده بر لبانمان اوردی.
 

mahnam

New member

نامم را پاک کردی ، یادم را چه می کنی؟!

یادم را پاک کنی ، عشقم را چه می کنی؟!

...
اصلا همه را پاک کن ...

هر آنچه از من داری...

از من که چیزی کم نمی شود...

فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟!

شاید...؟!

نکند آن را هم پاک کرده ای ؟!!!

نـــــــــــــــــــــــــه!! شدنی نیست...

نمی توانی آنچه رانداشتی پاک کنی!
 

varia

Well-known member
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت بانی محترم
اینجانب هورسا با هدف بررسی راه های جویا شدن از احوالات باجی مهسا ( فرزانه ) دست به تحقیقاتی زدم که نتیجه اش در زیر آمده است :
پیغام بازدیدکننده : ندارند ایشان
پیغام خصوصی : ندارند ایشان ( یعنی برا دوستاشونه فقط )
ایمیل : هنوز واکنشی به ایمیل قبلی نفرموده ان ایشان که بدانیم خوانده اندش ایشان...فرضیه:دیر به دیر ایمیمل هایشان را چک می کنند ایشان
حضور در صندلی داغ و جویا شدن احوالات در لابلای سوالات : اینجانب در ان زمان به نت دسترسی نداریمان(لهجه کرمانشاهی)
چت باکس علوم پزشکی : به جایی که نمی دانم کجاست فرستاده شده اند آن شان
دودسرخپوستی و کولی بازی درآوردن نیز : اختصاصی اینجانب است...نمی بینند ایشان
ارسال نامه ی کاغذی : نداریم آدرس صندوق پستی ایشان
و ....
نتیجه : خداوند این تاپیک را برای ما و شما و آیندگان نگاه دارد...انشاالله
ضمن عرض خوشحالی بابت دیدن چراغ سبز مهسا باجی ، اعلام می داریم که از صندلی داغ ایشان بخار شدیم از خوشحالی ، چرا که بسیار مهیج بود و صندلی داغ دیگر دوستان نیز

خوب هرسا شما که میگید مهسا باجیتونه باهاش دوست هم بشید تا بتونید واسش پ خ و نظر بدید. مهسا که آدم خوبس دوستیتو قبول میکنه ها!
 

varia

Well-known member
دمت گرم هورسا جان
عزیزم من پیام بازدیدکنندگان و خصوصی دارم منتها برای دوستان فعال
الان برات پیام دوستی میدم اد کن خانمی
اگه سوالی برات مبهم تو صندلی داغ بپرس جواب بدم.
به قول تارا طنز بود دمت گرم خنده بر لبانمان اوردی.

راستی مهسا منم از صندلی داغ تو خبر نداشتم. تکرارش کی پخش میشه؟!
 

mahsa.

New member
خوب هرسا شما که میگید مهسا باجیتونه باهاش دوست هم بشید تا بتونید واسش پ خ و نظر بدید. مهسا که آدم خوبس دوستیتو قبول میکنه ها!

ممنونم خوبی از خودته ........ساغول

راستی مهسا منم از صندلی داغ تو خبر نداشتم. تکرارش کی پخش میشه؟!
توبخش صندلی داغ
راستی سوالی داشتی مطرح کن پاسخ میگویم.
 

mahsa.

New member

تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی مشترکم را شروع کردم و فعلا برای مسکن، رحم را برای چند ماه اجاره کردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه!
download
اظهار وجود:
هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد.
زندان :
گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرده اند ؟؟؟؟!!!!!!!!!
فرق اینجا با آنجا :
داشتم با خودم فکر می کردم اگه قراربود ما جنین ها به جای رحم مادر در جایی از بدن پدرها زندگی می کردیم چه اتفاقاتی می افتاد:
- احتمالا در همان هفته های اول حوصله شان سر می رفت و سزارین می کردند !!!
- کشوی میزشان را از طریق هل دادن با شکمشان می بستند !!!
- اگر ویار می کردند باعث به وجود آمدن قحطی می شد!!!
- به خاطر بی توجهی تا لحظه زایمان هم سراغ دکتر نمی رفتند و احتمالا در اداره وضع حمل می کردند!!!
- اگر بچه توی شکمشان لگد می زد ،آنها هم فورا توی سرش می زدند تا ادب شود !!!
بلوتوث:
امروز موقع سونوگرافی هرچی برای دکتر دست تکون دادم که از من عکس نگیر نفهمید،الان حسابی نگران شدم می ترسم عکس هایم پخش شوند چون از نظر پوشش اصلا در وضعیت مناسبی نبودم
اعتمادسازي:
امروز همش می خواستم بروم گشت و گذار اما مادر اینقدر نگران گم شدن من است آنچنان مرا با بندناف بسته است که نمی گذارد دور شوم
موج مکزیکی:
اینکه بعضی وقتها حسابی قاط میزنم به خاطر امواج موبایل است.مادرم،نمی شود به احترام من کمتر اس ام اس بازی کنی؟ فردا روز اگر نوار مغزیم مملو از موج های مکزیکی بود، تقصیر خودت است …! راستی از پارازیت ها چه خبر؟!
download

سکوت سرشار از ناگفته هاست:
از بس به خاطر سکوت اینجا عقده ای شدم که تصمیم گرفتم به محض تولد فقط جیغ بزنم تا تخلیه شوم
.....
چندبار مصرف:
لابد شنیده اید که یک نفر می رود و از فروشنده می پرسد که آقا نان یک بار مصرف دارید؟و فروشنده میخندد و می گوید مگر نان چند بار مصرف هم داریم؟؟
خواستم بگم اصلا هم خنده دار نیست اینجا هر چیزی که به من برسد دوبار مصرف است
!!!!
جغرافیای بدن:
فکر کنم در قطب جنوب هستم چون در این مدت اینجا همیشه شب است
....
رخصت :
خب کم کم باید گلویم را برای گریه آماده کنم می خواهم چهار گوشه رحم را ببوسم و با لگدی که به در و دیوار میزنم برای خروج رخصت بخواهم .
مادرم ممنونم...........دیگر مزاحم نمی شوم
.....
اولین نفس:
کمی استرس دارم همین طور که به لحظه خروج نزدیک می شوم قلبم تندتر می زند .همه چیز دارد از یادم می رود و احساس میکنم بعد ها چیزی از اینجا به خاطر نمی آورم ..........آخ یک نفر دارد مرا بیرون می کشد .................آهااااای من که هنوز حرفهایم تمام نشدههههههههههههه...



 

mahnam

New member
کریم تار زن

میگن یه مطربی بود در مشهد به نام کریم تار زن.آلوده بود.خیلی بد بود.تارش سر شونش بود.داشت می زد و می رفت.تو راه دید یه جایی جمعیت خیلی زیاده.دم بازار فرش فروشای مشهد.پرسید چه خبره اینجا؟گفتن که آسیدهاشم نجف آبادی اینجا منبر میره(ایشان اهل دل بود.صاحب نفس بود.نفسش در مردم اثر می کرد).کریم تار زن یه مرتبه با خودش گفت که بریم در خونه خدا.ببینیم این چی می گه که این قدر مردم جمع میشن

تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است... ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

خدا توبه کرد به سوی این کریم تارزنه.وارد مسجد شد.شلوغ بود.همون دم در که مردم کفشاشونو در میارن زانو زد و نشست.مرحوم آسید هاشم رو منبر نشسته بود.دید یه مشتری براش اومده.از اون مشتریای عالی.بحثشو عوض کرد آورد توی توبه و رحمت و مغفرت حق.با لحن شیرینی که داشت شروع کرد این ابیات معروف رو خوندن:

باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی... گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی

این درگه ما درگه نومیدی نیست........ صد بار اگر توبه شکستی باز آی

تارزنه شروع کرد گریه کردن.دستشو بلند کرد.صدا زد آی آقا یه سوال دارم ازت.سرها برگشت عقب ببینن سائله کیه.دیدن مطربه اومده.آلودهه اومده. ـسوالت چیه؟بپرس ـگفت رو منبر از قول خدا داری می گی باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی.سوالم اینه که اگه من آلوده برگردم رام می ده؟آخه من خیلی بدم. ـگفت عزیز دلم خدا در خونشو برا تو وا کرده.منم برا تو منبر رفتم.خدا این مجلسو برا تو آماده کرده.کریم تارشو بلند کرد زد زمین.تار شکست.گفت آقای نجف آبادی قیامت شهادت بده که من آمدم.آشتی کردم.

یکی از علمای بزرگ مشهد می فرمود کار این تارزنه به جایی رسید هر که در مشهد یه حاجت سختی داشت صبح میومد پیش این تارزنه می گفت آقا امروز رفتی حرم امام رضا سفارش ما رو بکن می رفت سفارش می کرد امام رضا حرف این مطربه رو می خرید.(رحمت خدا خیلی زیاده.حدیث داره خدا ۱۰۰قسمت رحمت داره.یه قسمتشو بین همه موجودات هستی تقسیم کرده تمام این محبتا به برکت اون یه قسمته.۹۹قسمت رحمتشو نگه داشته قیامت بین بنده هاش تقسیم کنه)
 

hoorsa

New member
هههههههههه .. روناک :riz481::riz481::riz481:


همچین زنگ تفریحمو طنزمال نمودی


هو هو ...تارا جان ما طنزمال مان خوب است هروقت زنگ تفریح خواستی به خودم مراجعه کن...اما خب اگر نیستم و نمی نویسم به قول شاعر :
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
این روزا من خودم همش تو زنگ تفریحم...
 
آخرین ویرایش:

hoorsa

New member
دمت گرم هورسا جان
عزیزم من پیام بازدیدکنندگان و خصوصی دارم منتها برای دوستان فعال
الان برات پیام دوستی میدم اد کن خانمی
اگه سوالی برات مبهم تو صندلی داغ بپرس جواب بدم.
به قول تارا طنز بود دمت گرم خنده بر لبانمان اوردی.

چوخ ساغول جانیم برا درخواست دوستی ...انجام شد
دم عالی گرم
راستش من اگه چیزی ام نگم احوال پرس دوستان هستم...چیزی نمی گم اما میام تو صفحه هاتون و همین که می بینم روبه راهید خداروشکر می گم و میرم سر همون به قول تارا زنگ تفریحم...
ممنون که کماکان بر صندلی داغ نشسته ای ، ای تو لفظت شیوا ، حست شوخ
 
بالا