اول بخون،بعد حستو بگوووو!!!

leyla-h

New member
وقتی که کسی خونه نباشه و خودم تنها باشم دیگه لازم نیست کسی رو صدا بزنم خودم از حموم میام بیرون و از رو تختم حولمو برمیدارم.

خب عزیزم قرار شد حواست نباشه کسی نیست، صدا کنی ولی بعد از اینکه اون دست که اومده به کمکت تازه یادت بیاد که کسی نیست.
 

ba ba barghi

Well-known member
من اگه باشم که کلن قلبم از دهنم می زنه بیرون .... از حموم در نمیام که هیچ ... تا قطره آخر که آب می چکه خواهم ماند .... بعد هم که در اومدم خودم رو می زنم به خواب .... شتر دیدی ندیدی ...
سپیده جان ،شما مطمئنی حوله رو گرفتی ،زنده می مونی !!من که میگم همون موقع سکته رو زدی خواهر من !!!

خوب که گفته شد شب نمون اونجا ،خواستی گوش بگیری !:whistle:
 

sakar

New member
احتمال زیاد چشامو میبندم و هر چی ایه قران بلدم میخونم تا بلکم یکم اروم بشم اگه شدم دوباره امتحان میکنم ببینم تو توهم بودم یا واقعیت بود اگه دزد باشه که خوبه تا خونه رو جارو کنه تو حموم میمونم ولی من که میدونم دزد نیستتتتتتتتتت
من یه شب خونه یکی از فامیلامون بودم خوابیده بودم پتو رو رو سرم کشیده بودم یهو صدای یکیو شنیدم که نفس عمیقی کشید با وجود اینکه مطمن بودم تو اتاق غیر از خودم کسی نیست اما با این حال پتو رو از روی یه چشمم برداشتم یه نگا به همون جایی که صدا اومد کردم کسی نبود ،قلبم نزدیک بود وایسه پتو رو دوباره رو سرم کشیدم فقط دعا میخوندم و ایه های قران رو با صدا یواش میخوندم بلکه فقط صدای خودمو بشنوم خیلی شب وحشتناکی بود نمیتونستم تکون بخورم خدا خدا میکردم که کاری به کارم نداشته باشن

:smiliess (13):
 

reza.n

New member
چه تاپیک خوبییییییییییی

بچه ها ادامه بدین

جواب من: اول از خدا کمک میخوام و آیت الکرسی میخونم و بعد از اونجایی که در مواقع تنهایی 24ساعته موبایلم همراهمه به یکی زنگ میزنم
حدیث توو حمومی مثلا.موبایل کجا بود دیگه.
 

reza.n

New member
احتمال زیاد چشامو میبندم و هر چی ایه قران بلدم میخونم تا بلکم یکم اروم بشم اگه شدم دوباره امتحان میکنم ببینم تو توهم بودم یا واقعیت بود اگه دزد باشه که خوبه تا خونه رو جارو کنه تو حموم میمونم ولی من که میدونم دزد نیستتتتتتتتتت
من یه شب خونه یکی از فامیلامون بودم خوابیده بودم پتو رو رو سرم کشیده بودم یهو صدای یکیو شنیدم که نفس عمیقی کشید با وجود اینکه مطمن بودم تو اتاق غیر از خودم کسی نیست اما با این حال پتو رو از روی یه چشمم برداشتم یه نگا به همون جایی که صدا اومد کردم کسی نبود ،قلبم نزدیک بود وایسه پتو رو دوباره رو سرم کشیدم فقط دعا میخوندم و ایه های قران رو با صدا یواش میخوندم بلکه فقط صدای خودمو بشنوم خیلی شب وحشتناکی بود نمیتونستم تکون بخورم خدا خدا میکردم که کاری به کارم نداشته باشن

:smiliess (13):

ههههههه سارا من گاهی که چنین چیزی پیش میاد چشامو باز میکنم یه مدت توو تاریکی به نقطه ای که ازش صدا اومده نگاه میکنم.البته میترسما ولی ترجیح میدم اگه قراره از چیزی بترسم ببینمش و بترسم تا توو یه ترس دایم باشم از ندیدن چیزی.:whistle:
 

ba ba barghi

Well-known member
چه تاپیک خوبییییییییییی

بچه ها ادامه بدین

جواب من: اول از خدا کمک میخوام و آیت الکرسی میخونم و بعد از اونجایی که در مواقع تنهایی 24ساعته موبایلم همراهمه به یکی زنگ میزنم


خواهر جونم سلاااااااااااام :ad54ad:

،تو این موارد تجریه ثابت کرده ، هیچ آیه ای رو نمی تونی بخونی !!

بسم الله رو هم به زور می گی !!از ما گفتن ...:smilies:
 

sakar

New member
ههههههه سارا من گاهی که چنین چیزی پیش میاد چشامو باز میکنم یه مدت توو تاریکی به نقطه ای که ازش صدا اومده نگاه میکنم.البته میترسما ولی ترجیح میدم اگه قراره از چیزی بترسم ببینمش و بترسم تا توو یه ترس دایم باشم از ندیدن چیزی.:whistle:
گفتم که نگا کردم چیزی نبود فهمیدم ادم نیست یا روحشونه یا جن
 

zohre67

New member
ب این فک میکنم وقتی کسی بوده که حولمو بهم بده,بازم هست ک موبایلمو بهم بده,وقتی موبایلمو بهم داد اول زنگ میزنم به اینایی ک رفتن سفر کلی داد و بیداد راه میندازم بعدش زنگ میزنم کسی بیاد کمکم,ب همین سادگی [
 

sokot

New member
یکی از فامیلامون میگفت که خونشون جن داره
جالب اینجاست خیلی ریلکسن و هیچوقت قصد عوض کردن خونشون رو نداشتن.دختره فامیلمون میگفت خیلی وقتا که طبقه پایین نشستیم هیشکی بالا نیست صدای پاشونو میشنویم.میگفت خیلی از وسایل خونمون خیلی وقتا گم میشه بعد یه مدت پیدا میشه.مثل اینکه جنا بر میدارنو استفاده میکنن دوباره میذارن سرجاش.انگار که به جن محترم عادت کردن.من که از وقتی شنیدم خونشون پا نزدم:smiliess (2)::smiliess (2):
 

reza.n

New member
نهایتا جن میخاد چیکار کنه؟کاری نمیکنه که فقط از این بچه بازیا در میاره وسایل و یه مدت میبره.سرو صدا ایجاد کنه.جن هم جنای قدیم مرد بودن ادم و میبردن نمیاوردن دیگه.والا.
 

sakar

New member
سارا صفحه ی 4 چیزیو که نوشتم خوندی؟

اره الان خوندم
واقعا وحشتناکه که اجنه رو حس کنی میگم دیگه با صدا یواش طوری که گوشم هیچی بجز صدای خودمو نشنوه فقط با خدا حرف میزدم نمیدونی چطوری یقه ی خدا رو چسبیده بودم که خدایا نبینمشون

تازه یه داستان دیگه واسه خواهر دوستم اتفاق افتاده بود
نمیگم که بچه ها نترسن انگگار بعضیاشون میترسن
 

sokot

New member
نهایتا جن میخاد چیکار کنه؟کاری نمیکنه که فقط از این بچه بازیا در میاره وسایل و یه مدت میبره.سرو صدا ایجاد کنه.جن هم جنای قدیم مرد بودن ادم و میبردن نمیاوردن دیگه.والا.

اتفاقا دوست خواهرم تعریف میکرد از قول مادربزرگش که یه پسر داشته یه روز که نمیدونم برا چه کاری تنهاش گذاشته بوده جناب خانم یا آقای جن میادو این پسر زیبارو رو برمیداره و یه بچه بریخت خودشون رو میذارن جاش که بچه هم چند روز بعدش میمیره
 

ba ba barghi

Well-known member
نهایتا جن میخاد چیکار کنه؟کاری نمیکنه که فقط از این بچه بازیا در میاره وسایل و یه مدت میبره.سرو صدا ایجاد کنه.جن هم جنای قدیم مرد بودن ادم و میبردن نمیاوردن دیگه.والا.

ممنون بابابرقی میشه این مسائل رو هم برای ما روشن کنید؟

حدیث جان ،این موارد رو رضا روشن کرد ....ای ما شنیدیم از این داستانای مخوف ....:ph34r-smiley:
 

sakar

New member
این داستانا جون میده شب تعریفشون کنی
ولی خوب چون اصرار دارید میگم

میگفت یه روز که تو خونه تنها بوده روی پله ها نشسته بوده بعد یهو حس میکنه که یه بوی ادکلن از کنارش رد میشه یکم میترسه ولی زیاد اهمیت نمیده
تا شب که میشه وقتی که خوابیده میبینه چراغ حمومشون روشنه شوهرشم خواب بوده پا میشه میره چراغو خاموش میکنه میاد سر جاش بخوابه میبینه چراغ روشنه و یه پیرمرد هم با لباس سفید و همون بوی ادکلن توی چارچوب حموم وایساده از ترس نزدیک به سکته بوده که شوهرشو بیدار میکنه و اون روحه غیب میشه تا صب نمیتونن بخوابن بعدش دیگه میره خونه پدرش تا اینکه میرن پیش یه متخصص میگه که اون روح یه ادم خوبه بهت ضرری نمیرسونه ولی اگه بخوای که نبینیش بگو خوب معلومه اونم میگه که نمیخواد ببیندش و اونم یه سری دعا بهش میده و دیگه اونو نمیبینه تا چندین سال بعد که حامله میشه و دوباره همون پیرمردو میبینه و دوباره.......
 
بالا