اول بخون،بعد حستو بگوووو!!!

hoorsa

New member
من یه بار رو دیوار خونمون سایه یه نفر رو دیدم که رد شد و رفت! تا 2 روز تو شوک بودم!!
( ولی یه بار یه مار زیر پام دیدم تا 1 هفته تو شوک بودم!! تاثیر مار بیشتر بود:idea_majidonline: )

راستش من از جک و جانور بیشتر از ارواح خبیثه می ترسم
به هرحال ارواح خبیثه زبون آدم حالی شونه و میشه یه جوری باهاشون کنار اومد اما جک و جانور چی ؟
تو هی بگو آروم باش حیوون..من کاریت ندارم...تو هم کاریم نداشته باش...نمی فهمن که
 

hoorsa

New member
خب الان یک چیز خوف میخام تعریف کنم،
اگه کسی سابقه بیماری قلبی داره نخونه!
.
.
.
خب اگه دارید ادامشو می خونید یعنی که خیلی قلب سالمی دارید، یا خیلی شجاع هستید!
.
.
.
این خاطره بر می گرده به دوران دبیرستان مون.
خب اولش فضای خاطره رو بگم:
من مشهدی ام، اطراف مشهد یک امام زاده هست به نام امام زاده یحیی (ع) که بین ما مشهدی ها به میامی مشهوره، تقریبا یکی دوساعت تا مشهد راه داره. و قدیم (تقریبا 10 سال پیش) مث الان آباد نبوده و تقریبا پرت و دور بوده.
اطراف این میامی تعداد زیادی قنات متروکه هست که آب نداره و می شه گفت لونه ی پرنده هاست .
بیشتر کفتر چاهی (کبوتر چاهی ) و گنجشک (همان چوقوک مشهدی ها) توی دیواره ی چاه لونه درست کردند و زندگی می کنند.


0005.gif



بعضی افراد هم برای گرفتن این پرنده ها، شبها میاند توی بیابون و روی چاه رو با کیسه ای می پوشونن و بعد چند تا سنگ می ندازن تو چاه، پرنده ها هم می ترسند و توی تاریکی شب پرواز می کنند رو به دهنه ی چاه و لی می افتند توی دام صیاد.

خلاصه،
یه روز دوستم اومد توی دبیرستان و گفت بیا یک چیزی واست تعریف کنم که موهای تنمو سیخ کرده،
گفت: دیروز رفتم پیش همسایمون که در خونه شون نشسته بود، دیدم عین بید می لرزه ، دستش عین پارکینسونی ها می لرزید، رنگش عین گچ بود و حال درستی نداشت، درحالی که قبلا سالم بود.
پرسیدم حالتون خوبه فلانی؟ چرا اینطوری؟ مشکلی پیش اومده؟
گفت : دیشب رفتم میامی واسه کفتر چاهی! یک موتور برداشتم و تنها رفتم!
یکمی که گذشت و چند تایی کفتر گرفتم، بعد کیسه رو کشیدم روی یک چاهی و چند تا سنگ انداختم تو!
بعد از یکمی که کفترا اومدند بالا، دیدم یک موجودی مث هیولا جلوم دراومد!
قد یک متری داشت، سرش بطور وحشت ناکی بزرگ بود، بطوریکه نصف تنش سرش بود!
چشمهایی اندازه ی یک تخم مرغ داشت، و صورتی مردانه و وحشتناک،
تا دیدمش در رفتم، کفترها رو ول کردم و با یک سرعتی موتور روشن کردم به سمت مشهد،
ولی این جن مث باد بود، من با موتور با سرعت زیاد تو جاده میومدم، ولی این جنه روبروی من با فاصله یکمی داشت به چشمام نگاه میکرد،
هیچی نمی گفت فقط مث باد باهام بود، منم داشتم قالب تهی می کردم، بعد از چند دقیقه غیب شد. و من تا مشهد اومدم.
الانم که دارم واست تعریف می کنم میلرزم.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
gerim5.jpg


خلاصه اینو دوستم واسم تعریف کرد که خودش بی واسطه از اون که تجربه کرده بود شنیده بود.
(عکس ها تزیینی است)

اعتراف می کنم که یه خورده ترسیدم ...البته نه در حدی که شبا خوابم نبره
 

eco.bio

New member
راستش من از جک و جانور بیشتر از ارواح خبیثه می ترسم
به هرحال ارواح خبیثه زبون آدم حالی شونه و میشه یه جوری باهاشون کنار اومد اما جک و جانور چی ؟
تو هی بگو آروم باش حیوون..من کاریت ندارم...تو هم کاریم نداشته باش...نمی فهمن که

راس میگی هورسا جون اینم هس. جک و جونور هم ترسناکن. یه بار شب تو باغ بودیم داشتیم برمیگشتیم که نگو یه عقرب رفته بود داخل مانتوم. مانتومو که پوشیدم حس کردم یه چی پشتم تکون میخوره! :65d6a5d6s: دستمو بردم به پشتم حس کردم یه چیزی هس با سرعت خیلی زیاد درش اوردم پرت کردم زمین دیدم عقربه دمش رو برگردونده که نیش بزنه یعنی اگه چن ثانیه دیرتر میفهمیدم زهرشو میریخت. چنان ترسیده بودم که یه ماه طول کشید تا خودمو پیدا کنم:black_eyed:
 

najma

New member
راس میگی هورسا جون اینم هس. جک و جونور هم ترسناکن. یه بار شب تو باغ بودیم داشتیم برمیگشتیم که نگو یه عقرب رفته بود داخل مانتوم. مانتومو که پوشیدم حس کردم یه چی پشتم تکون میخوره! :65d6a5d6s: دستمو بردم به پشتم حس کردم یه چیزی هس با سرعت خیلی زیاد درش اوردم پرت کردم زمین دیدم عقربه دمش رو برگردونده که نیش بزنه یعنی اگه چن ثانیه دیرتر میفهمیدم زهرشو میریخت. چنان ترسیده بودم که یه ماه طول کشید تا خودمو پیدا کنم:black_eyed:


وای عزیزم چه وحشتناک ....:14:
 

eco.bio

New member
ولی نجما جون جن و... خیلی ترسناک ترن. :1dco2x0p1lilzhfpg1t قبلا شنیده بودم که جن ها تو باغ نصف شبی اینا عروسی میگیرن حالا نمیدونم راسته یا دروغه. دوره دبیرستان بودم که مهمونی یکی از فامیلا بود تو باغ. مهمونی که تموم شد من تنهایی رفتم انتهای باغ نمیدونم چی بود برش دارم بیارم جا مونده بود! اون قسمتم تاریک بود با یه چراغ قوه رفتم همینکه رسیدم یه صدای عجیبی اومد! انگار صدای عروسی بود با بزن و بکوب و رفته رفته صدا شدت میگرف انگار داشت بهت نزدیک میشد وای یه لحظه یادم افتاد نکنه جن.... با صدای بلند یه بسم الله و صلوات فرستادمو پا گذاشتم بفرار
645521_Laie_68.gif
 

sakar

New member

ترس؟ نه عزيزم من تو دوران دانشجوييم فوق العاده شيطون بودم (چند تا از خاطراتم كه گفتم نشون ميده چي بودم:tonguesmiley:)به حدي كه سال بعد ثبت نامم نكردن:whistle:(البته الان آروم شدم) نه ديگه انجام نميدم البته پايشو ندارم وگرنه...:)))اطلاعات كاملا درست بود ، يكي از دوستاي خانوادگيمون(مرد) بر اثر تصادف فوت كردن يه دختر تقريبا دوساله داشت، نميدونم چطور شد كه يه شب خواستيم روح او بياد،‌بين صحبتا و تكون خوردن زير استكان روي حروف الفبا،‌فهميديم ناراحته: زنش ميخواد با كسي ازدواج كنه ولي مرده راضي نبود نگران زنش بود ... خيلي جدي نگرفتيم ولي عجيب ذهنم مشغول بود روز بعدش براي خواهرم كه اين آقا همكارش ميشد قضيه رو تعريف كردم. گفت آره بنده خدا زنش خيلي داره از طرف خانواده شوهرش اذيت ميشه پدر شوهرش اجبار كرده يا بايد با پسر من ازدواج كني (يعني برادر شوهرش) يا بچه رو ازت ميگيرم (قيمش پدر بزرگش بوده) از اون موقع حساس شدم،‌


سلام میخک جان بابا برقی که میگه روحونمیشه احظار کرد اگه میشه شما نظرتونو در این مورد بگید
 

najma

New member
قابل توجه دوستان ماجراجو ...

این یک سایت باحاله که من همیشه دنبالش میکنم ...
از جن و روح داره تاااااااااااااااااااا یوفو (موجوات فضایی )
خلاصه دوستان شجاع خودم ! تشریف ببرید .
البته در مجموع زیاد ترسناک نیست ... جالبه ....
:motat:

دنیای اسرار آمیز
 

sakar

New member
خب اگه آدم های کافر خداوند سبحان(عز و جل) وجود داشته که میخان با اجنه باشند،
اجنه ای کافری هم هستند که خواستار اذیت ما آدمها باشند،

ولی یک نکته ی خیلی مهم اینجاست:

شیطان لعین(پدر تمامی اجنه های کافر از خدا)، یک مشخصه رو میگه ، و میگه من نمی تونم به اینا دسترسی پیدا کنم،

چیه؟

مخلصین!

کسایی که خودشونو برای خدا خالص می کنند، و به خلوص می رسند!

کسایی که حتی یک آن شیطان مطرود رو از خدا قوی تر نمیدونند، حتی تصور نمی کنند که شیطان(جن) بتونه آسیب بهشون برسونه

منم شنیدم میگن وقتی شیطان رانده شد از خدا خواست که بهش مهلت بده و خدا هم فرمود بنده ای که منو دوست داشته باشه به تو اجازه ورود نمیده و بهمین خاطر به شیطان اجازه داد که از 6 جهت انسان رو وسوسه کنه از روبرو ،پشت سر، بالا،پایین،راست،چپ
 

hoorsa

New member
راس میگی هورسا جون اینم هس. جک و جونور هم ترسناکن. یه بار شب تو باغ بودیم داشتیم برمیگشتیم که نگو یه عقرب رفته بود داخل مانتوم. مانتومو که پوشیدم حس کردم یه چی پشتم تکون میخوره! :65d6a5d6s: دستمو بردم به پشتم حس کردم یه چیزی هس با سرعت خیلی زیاد درش اوردم پرت کردم زمین دیدم عقربه دمش رو برگردونده که نیش بزنه یعنی اگه چن ثانیه دیرتر میفهمیدم زهرشو میریخت. چنان ترسیده بودم که یه ماه طول کشید تا خودمو پیدا کنم:black_eyed:

منم تجربه ی عقرب و مار رو داشتم
البته ماره تا نزدیک پام اومد و من بدون اینکه پایینو نگاه کنم فرار کردم
عقربه هم رو لباسم دیدم و فورا لباسمو درآوردم و دیگه بعدش از اون لباسه می ترسیدم...شبیه عقرب بود جلو چشمم
 

sakar

New member


میخک جان ، به نظر من آدم وقتی می میره ،می میره دیگه !!روح از بدنش خارج میشه و تمام داستانهایی که برای مرگ عادی یه نفر رخ می ده ،برای اونم رخ میده !!دیگه ربطی به نوع مرگ نداره !حالا منم ، خودکشی کرده باشه یا کشته باشنش!!یا هرچیز دیگه !!!!!!به هر حال مرده و دست ارواح از دنیا کوتاهه !!:dadad4:




اخه اون داستان خواهر دوستمو که تعریف کردم اونا گفته بودن اون پیرمرد روح یه ادم خوبه!!!!!!!!!!!!!!!
بازم میگی کوتاهه
 

hoorsa

New member
میگما.بس نیست؟:dadad4:



:25r30wi:
تازه گرم شدیم...میگی بسه ؟
تازه من می خواستم بگم بچه ها چیز ترسناک تر ندارین تعریف کنین؟خوابمون گرفت بابا!
یه داستانی دیشب از خودم درآوردم که خیلی ترسناکه...اما نمی گمش چون هم واقعی نیست هم ترسناکه...به هرحال من فقط یه نفرم،همکارای هوشبرم بیهوش شدن..اگه همتون با هم ارست کردین من فقط یه نفرو می تونم احیای قلبی ریوی کنم...اما اگه می خواین بشنوین از همین حالا یکی می تونه نوبت بگیره
لطفا درخواست هاتونو به صورت کتبی و ترجمه شده به زبان ترکی(ترکیم از فارسیم بهترشده) در حد نصف برگه ی آچهار به همراه رزومه کاری تحصیلی اجتماعی اقتصادی عشقی فرهنگی سیاسی ادبی هنری تاریخی ، اونم در اون نصف دیگه برگه آچهاره به آدرس دفترم به نشانی تهران ارسال کنید
توجه : هرگونه زیرمیزی و رومیزی و شمعدان و آینه ی نقره و سایر اجناس عتیقه هم پذیرفته می شود.
ظاهرا اول با رضا بودم اما آخرش همگانی شد..
 

Taraa

Well-known member
منم شنیدم میگن وقتی شیطان رانده شد از خدا خواست که بهش مهلت بده و خدا هم فرمود بنده ای که منو دوست داشته باشه به تو اجازه ورود نمیده و بهمین خاطر به شیطان اجازه داد که از 6 جهت انسان رو وسوسه کنه از روبرو ،پشت سر، بالا،پایین،راست،چپ

آفرین
ولی تو قرآن نوشته 4 جهت اگه اشتباه نکنم، از بالا و پایینو اشتباه نوشتین ، این دو جهت مسیریه که ما رو به خدا میرسونه
 

Taraa

Well-known member
حالا احضار هر کدومشون که باشه به نظر من کار درستی نیست ساکار جان
چون اگه خدا میخواست ما با اونا تماس برقرار کنیم خیلی راحت این توانایی رو بهمون میداد که درکشون کنیم بدون نیاز به اینکارا ولی حتماً مصلحتی درکار بوده
پس ما نباید آرامش اونا و خودمونو صرفاً برای تفنن و کنجکاوی از بین ببریم

احضار جن (که به اشتباه احضار روح گفته میشه) و سعی در ارتباط برقرار کردن با اونها از نظر علمای شیعه حرام میباشد دوستان، نظر علمای اهل سنت رو نمیدونم

حتی خود اجنه هم از تماس با انس منع شدن و اگه اینکارو کنن مرتکب گناه شدن ولی خوب یه عده از اونام مث ما آدما گناه میکنن
 
بالا