اول بخون،بعد حستو بگوووو!!!

epi_info

New member
روشهای تسخیر جن
گفتم بر وحشته این تاپیک بیافزایم واسه همین این رو گذاشتم حالشو ببرید.
از همه دوستانی که به مرحله تهذیب نفس و پاکی روح نرسیده اند تقاضا میشود که دنبال تست این

روشها نباشند چون ممکن است دچار ناراحتی های شدید روحی وجبران ناپذیر ویا تسخیر شدن

وجنون توسط این موجودات شوند.(مدیر وبلاگ)

روش اول:

انسان پس از تطهیر باطن ولباس واخلاق وقصد هفده روز وقت طلوع آفتاب ،مقابل

خورشید 207 مرتبه ذکر زیر را بخواند:

((سبحانک یا کوثیا،سبحانک یا لوثیا،سبحانک سخر لناالجن والانس بحق حقک یا سبحان))

وهنگام غروب آفتاب 407 بار آنرا بخواند وروز پنجم یا هفتم چند پری آمده وتقاضای اورا اجابت

میکنند.این ذکر تجربه شده است وشرطش فیض رسانده به مردم است نه فساد کردن.

روش دوم:

برای رویت جن بر کف دست راست خود کلمات زیر را بنویسد وتنها بخوابد یکی از

پریان به خواب او می آید وهرچه سوال کند آن جن به او جواب می دهد.

((بسم الله شهث هث یهث))
 

mj1919

New member
مورد دوم(خاطره خودم):
من یک آدم تجربه گرا هستم، دلم میخاد تجربه کنم ،
قدیم خیلی برام پیش میومد که سیاهی (یا جن یا خوف و یا هر اسم دیگه ) سراغم میومد،
به این نکته هم رسیده بودم که حال معنوی من با اومدن سیاهی (جن) سراغم رابطه ی عکسی داره،
قدیم دوره ی کارشناسی خیلی سراغم میومد،
هر بار که میومد، یک حالت مسخ بهم دست میداد، نمی تونستم حرکت کنم و نه داد بزنم آخرشم با ذکر خدا، می رفت.

نکته ی جالبش اینجاست:
یکبار که تنها توی خوابگاه بودم، نصفه شب اومد سراغم و ترسوند و رفت،
با خودم گفتم دفعه ی بعدی که اومد نمی ترسم و هیچ ذکری نمی گم ببینم آخرش میخاد چیکار کنه، یعنی منظورش چیه، شاید بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم!

خلاصه، همون شب دوباره خوابیدم(تنها تو خوابگاه) دیدم نصفه های شب، همون حالت بهم دست داد،
از پام شروع کرد بالا اومدن، دست و پاهاش را روی بدنم میذاشت عین یک کسی که داره روی تنت راه میره، ولی وزنش خیلی نبود،
منم طبق قولی که به خودم دادم نه می ترسیدم و نه ذکری می گفتم ،
انگار که منتظرم ببینم چیکار میکنه ، اومد بالا تر تا رسید روی قفسه سینم،
منم نمی ترسیدم، سعی می کردم صورتشو ببینم و یا تشخیص بدم که چیه
وقتی که رسید روی قفسه سینم ، نفسم بند اومد، نمی تونستم نفس بکشم، انگار که وزنش 100 برابر شده بود
و اینکه انگار داشت گلومو فشار می داد،
اولش نترسیدم، آروم آروم از مرگم ترسیدم، دیدم یه حالت جون دادن بهم داره دست میده، از مرگم ترسیدم،
دوباره یاد خدا کردم و از دفعه های قبل سختر از دستش فرار کردم(شاید چون بهم نزدیکتر شده بود)

یادمه تا صبح 2 بار دیگه اومد سراغم، و باز خوابم نبرد
تا اینکه قرآنو گذاشتم بالا سرم و مث یک بچه خوابیدم.
(ولی اگه ترسناک هم بود تجربه لذت بخشی بود، به خیلی چیزا یقین پیدا کردم)


27265_245.jpg
 

mikhak s

New member
روشهای تسخیر جن
گفتم بر وحشته این تاپیک بیافزایم واسه همین این رو گذاشتم حالشو ببرید.
از همه دوستانی که به مرحله تهذیب نفس و پاکی روح نرسیده اند تقاضا میشود که دنبال تست این

روشها نباشند چون ممکن است دچار ناراحتی های شدید روحی وجبران ناپذیر ویا تسخیر شدن

وجنون توسط این موجودات شوند.(مدیر وبلاگ)

روش اول:

انسان پس از تطهیر باطن ولباس واخلاق وقصد هفده روز وقت طلوع آفتاب ،مقابل

خورشید 207 مرتبه ذکر زیر را بخواند:

((سبحانک یا کوثیا،سبحانک یا لوثیا،سبحانک سخر لناالجن والانس بحق حقک یا سبحان))

وهنگام غروب آفتاب 407 بار آنرا بخواند وروز پنجم یا هفتم چند پری آمده وتقاضای اورا اجابت

میکنند.این ذکر تجربه شده است وشرطش فیض رسانده به مردم است نه فساد کردن.

روش دوم:

برای رویت جن بر کف دست راست خود کلمات زیر را بنویسد وتنها بخوابد یکی از

پریان به خواب او می آید وهرچه سوال کند آن جن به او جواب می دهد.

((بسم الله شهث هث یهث))

واقعا متشكرم از ترسم آيه هايي رو كه گذاشتي نخوندم:smiliess (13):
 

mj1919

New member
روشهای تسخیر جن
گفتم بر وحشته این تاپیک بیافزایم واسه همین این رو گذاشتم حالشو ببرید.
از همه دوستانی که به مرحله تهذیب نفس و پاکی روح نرسیده اند تقاضا میشود که دنبال تست این

روشها نباشند چون ممکن است دچار ناراحتی های شدید روحی وجبران ناپذیر ویا تسخیر شدن

وجنون توسط این موجودات شوند.(مدیر وبلاگ)

روش اول:

انسان پس از تطهیر باطن ولباس واخلاق وقصد هفده روز وقت طلوع آفتاب ،مقابل

خورشید 207 مرتبه ذکر زیر را بخواند:

((سبحانک یا کوثیا،سبحانک یا لوثیا،سبحانک سخر لناالجن والانس بحق حقک یا سبحان))

وهنگام غروب آفتاب 407 بار آنرا بخواند وروز پنجم یا هفتم چند پری آمده وتقاضای اورا اجابت

میکنند.این ذکر تجربه شده است وشرطش فیض رسانده به مردم است نه فساد کردن.

روش دوم:

برای رویت جن بر کف دست راست خود کلمات زیر را بنویسد وتنها بخوابد یکی از

پریان به خواب او می آید وهرچه سوال کند آن جن به او جواب می دهد.

((بسم الله شهث هث یهث))

از همه ی برادران و خواهران میخوام که
آموزشی اینجا ارائه ندن، این متن قرآن نیست ، معنی نامشخصی هم دارد،
((بسم الله شهث هث یهث))
خیلی از اذکار برای ارتباط با از ما بهتران و پریان، همگی حمد و ثنای شیطان ملعون است،
ویا نام شیطان است به زبان های دیگر از جمله عبری
(به خدای واحد قسم، که این توصیه رو رو هوا نمی گم در زمینه جن و شیطان چند ساله که مطالعه می کنم.)
 

mj1919

New member
:21::shocked::ph34r-smiley:

چیه فکر می کنید که خالی بستم؟

نه، من خیلی به ندرت قسم میخورم، اونم واسه ی اینجور مسایل حقیر(شیطان) اصلا

بابا ما تو دانشگاه علاوه بر الافی و اینا، سراغ جن و حقیقت ارتباط باهاش می رفتیم،

اگه خواستین بیشتر میگم
 

najma

New member
به نقل از سایت: مجهولات دنیای انسانها - عروسی اجنه (ترسناک)

نویسنده: امروز قصد دارم ماجرایی که برام سالها پیش تابستان ۱۳۷۲ رخ داد تعریف کنم.ما یه روستا داریم که همیشه بعد از اتمام امتحانات تابستون به روستا پیش پدربزرگم می رفتیم یادمه اون سال بعد از پایان امتحانات ثلث سوم قرار شد که خانوادگی بریم دهمون.

ده ما حدود چهار ساعت با شهر تبریز فاصله داره و یکی از سرسبزترین و زیباترین روستاهای شهرستان هشترود می باشد.ماجرا از اونجا شروع شد که من با پدربزرگم برای آبیاری درختان ومزرعه راهی شدیم البته اون موقعه من هشت سال بیشتر نداشتم بعد از آبیاری پدربزرگم از من خواست که سوار دواب (الاغ) شده و به روستا برگردم من هم سوار شده و راهی روستا شدم .مسیر مزرعه تا روستا هم یک مسیر حدود بیست دقیقه ای و پر از درخت و باغ و دره بود فکر کنم ساعت حدود دو یا سه ظهر بود

وهمه جا هم سوت و کور بود و من هم به صورت یه وری سوار الاغ شده بودم و در حال سوت زدن بودم و مسیر رو به آرومی طی می کردم که یهو صدای دهل و آواز سورنا(به ترکی زرنا میگن) رو شنیدم صدا ضعیف بود ولی هرچه جلوتر میرفتم صدا بلند تر می شد تا این که یهو اون ور باغ مردا و زنای کوتاه قدی دیدم که داشتن میرقصیدن انگار که عروسی گرفته باشن. قدشون کمتر از یه متر می شد.اونا مثل کردها دست به دست هم داده بودند وگروهی می رقصیدن و بعضیاشون هم فقط نیگا می کردن و یکی هم دهل می زد و یکی هم زرنا من حدود۲۵-۲۰ متر با اونا فاصله داشتم قیافه هاشون از دور مثل آدم بود ولی

قدشون خیلی کوتاه بود زناشون مثل زنای ده بودند و مرداشون هم همین طور سگای کوچیکی داشتن که به درخت بسته بودن

لباس زناشون شبیه این عکس بود

zankotole.jpg


من حدود بیست یا سی ثانیه همین طور که الاغ داشت می رفت نیگاشون می کردم تا اینجا فکر می کردم اینا حتما آدمای ده بغلی هستن و دارن عروسی میگرن اونا هم اصلا توجه ای به من نمی کردن و فقط می رقصیدن که یه دفعه یکیشون که رو تنه درخت نشسته بود وبه من نزدیک تر از همه بود سرشو برگردوند و به من نیگا کرد تا اون نیگام کرد تمام موهای بدنم سیخ سیخ شدن قیافه اش ترسناک بود چشمای خیلی بزرگ و درشتی داشت و پوست صورتش هم کمی سیاه بود و موهای سیاهشو هم یه طرف شونه کرده بود جالب اینه که همه شون کلاه سرشون بود به جز این یکی . تا اون نیگا کرد من از ترس مثل دیونه ها از الاغ پیاده شده و جیغ و داد زنان رفتم طرف روستا .

قیافه اش تقریبا مثل این عکس بود قیافه اش و چشماش تقریبا متل این عکس بود

کمی مونده بود برسم به روستا که یکی از اهالی روستا جلومو گرفت و گفت بچه چته؟ چرا داد و بیداد می کنی؟ من هم که زبونم بند اومده بود فقط به باغ اشاره می کردم اونم گفت بیا نشون بده ببینم کجا رو می گی؟ من هم با اون رفتم وقتی به باغ رسیدیم انگار نه انگار هیچی نبود همشون غیب شده بودن.

این هم عکسی از محل رویت جن ها در روستا

Untitled-1.jpg


بعد از گذشت چند سال از اون ماجرا تازه فهمیدم که اون روز ظهر موجوداتی که دیده بودم چی بودند و اولین نفر توی ده هم نیستم که همچین عروسی رو میبینم پدربزرگ من هم از این عروسیا دیده و میگه هر موقعه اونا خیلی شاد و خوشحال میشن از خودشون بی خود و غافل میشن بنابراین قابل رویت میشن. یه کلیپ فیلم هم از محل رویت میذارم که اگه خواستین دانلود کنید

دانلود کلیپ محل رویت اجنه:


http://behrouz.webs.com/blogfa/rosta(Majholat.blogfa.com).3gp



حالا یه سوال ... این عکسه رو طرف از کجا آورده ؟؟
که تونسته شباهتش رو با اون پیدا کنه ؟؟:smiliess (3):
 

epi_info

New member
ای بابا خواستم بحث حسابی داغ شه آدرنالین ها ترشح شه از فوق کلیه. یک حالی میده خداییش ظاهر کردنه جنننننننننننننننننننننننننننننن. حالا تست کنید این روش رو ببینید جواب میده ما هم امتحان کنیم
 

najma

New member
چیه فکر می کنید که خالی بستم؟

نه، من خیلی به ندرت قسم میخورم، اونم واسه ی اینجور مسایل حقیر(شیطان) اصلا

بابا ما تو دانشگاه علاوه بر الافی و اینا، سراغ جن و حقیقت ارتباط باهاش می رفتیم،

اگه خواستین بیشتر میگم



نه اصلا منظورم انکار حرف شما نبود ، ولی من مطمئنم خدا اجازه نمیده اجنه خیلی راحت بیان و ما انسان ها رو بترسونن . من فکر میکنم آدما یه جوارایی اتفاقات ساده رو ربط میدن به این موجودات وگرنه اونها چنین حقی ندارن که بخوان راحت مرئی بشن و آدم ها رو بترسونن .
مگر اینکه خود انسان بخواد باهاشون ارتباط برقرار کنه .
 

najma

New member
ای بابا خواستم بحث حسابی داغ شه آدرنالین ها ترشح شه از فوق کلیه. یک حالی میده خداییش ظاهر کردنه جنننننننننننننننننننننننننننننن. حالا تست کنید این روش رو ببینید جواب میده ما هم امتحان کنیم


حالا شما تست کن ، بیا نتیجش رو برای ما هم بگو ... البته اگه مسخت نکردن یا حافظتو پاک نکردن یا خدایی نکرده انفارکتوس نکردی ....:j58r36j3gcr4suxymup:ph34r-smiley:
 

mj1919

New member
ای بابا خواستم بحث حسابی داغ شه آدرنالین ها ترشح شه از فوق کلیه. یک حالی میده خداییش ظاهر کردنه جنننننننننننننننننننننننننننننن. حالا تست کنید این روش رو ببینید جواب میده ما هم امتحان کنیم

عزیز من اپی جان
خواهش میکنم توصیه نکن
اینجور مباحث شوخی بردار نیست،

بحثو ببر سمت خاطرات و اینا،

بازم ممنون از پستت،
 

epi_info

New member
بچه ها اینم آدرنالین
چهره واقعی جن ها :موهای زیادی دارندسرهایشان گردنبوده ودرازهست چشم هایشان گردنبوده وطویل میباشدودرامتداددرازی سرشان وبه اندازه ی سرشان کشیده شده حدقه چشمانشان کوچک است دندانهایشان مانندحیوانات وحشی تیزوباریک وبزرگ هست.
جن ازشعله های بی دوداتش افریده شده.عمرشان طولانی است چون بدن انهالطیف است ودرمعرض خطرات نخواهندبود.
۲-جنیان ازغذای مناسب باخلقت خودتغذیه می کنندمانند بوکشیدن استخوان واستفاده ازپس مانده غذای انسانها(ازشیره وجودانهااستفاده می کنندچون دراکثرمواقع حجم ان کم نمیشود).
سرعت وقدرت انها بیشتراز انسانهای معمولی است مسافرت زیادرادرزمان کم طی می کنند.ازدواج کرده وتناسل وتولددارندواجتماعی زندگی می کنند.
درروی کره زمین دربعد دیگری زندگی می کنندوزمان ومکان برایشان محدودیت ایجاد نمی کند درشرایت عادی علاغه ای به دیده شدن ندارند.
در روایت امده باهرانسان دونفر جنی از نسل ابلیس متولد می شودتا او را گمراه کنند.توانایی عبور از اجسام سخت ماننددیوار دارندصندق وارد شدن به خانه های در بسته وفرو رفتن به زمین را دارند.
جن ها می توانندبه شکل های مختلف انسان وحیوان مخصوصآ ماروسگهای سیاه وگربه سیاه دیده شوند.البته می گویند پیامبر(ص) در لیله الجن یعنی شبی که هفتادهزار جن مسلمان شدند از انها خواسته به شکل مار در برابر انسان ظاهر نشوند(اگربه شکل مار دیده شوند بایدفورا انهارابکشند چون کافرند)
 

fateme67

New member
با سلام به همه ی دوستان
خیلی بحث باحالیه من عاشق بحثام.
میخام دو تا از تجربه های شخصی مو بگم.
اولیش:
(البته این موضوعی شبیه این بحثه که تو فرهنگهای بومی هرکی یک اسم براش میذاره یکی میگه جن، یکی میگه سیاهی، توی یزد میگن خوف تک، کشورهای خارجی هم موضوعاتی شبیه اینو دارند و سایتهایی براش ایجاد شده)
یک بار ماه رمضون چند سال قبل دوره ی کارشناسی، توی خوابگاه بودیم. سحری رو خوردیم و بعد از نماز رفتیم که بخوابیم .
تخت من دوطبقه بود و منم طبقه ی دوم میخابیدم، و یک جورایی کنج اتاق بود، طوری که سرم سمت کنج بود ونور زیادی نمی رسید به اونجا(موقع روز).
خلاصه بعد از اینکه نماز خوندم دراز کشیدم و حالت تاق باز (رو به سقف ) خوابیدم.....
یک آن دیدم توی اون گرگ و میش بعد از نماز صبح (که یک حالت نور ضعیفی توی اتاق پخش شده) و تقریبا نمیشه صورتها رو دید ،
احساس کردم کهیک سیاهی مث دوستم، نوید، که تخت پایین من می خوابید،
پاشده و داره مثلا تختشو مرتب میکنه.
بهش توجه نکردم و چشمامو بستم.
دیدم اون سیاهی دستشو گذاشت روی قوزک پام(و ساق پام) انگار که کارم داره.
یکمی توی اون خماری بعد از سحری، بهش نگاه کردم دیدم که سیاهه!!!!
ولی قد و قوارش به دوستم میخورد.
دیدم اون دست دیگشم گذاشت روی پام داشت سعی می کرد از تخت بیاد بالا.
وقتی که داشت میومد بالا نه جواب منو می داد و نه حرف میزد.
وقتی که واضح تر شد، دیدم صورتش سیاهه و اصلا چهرش قابل تشخیص نیست، در حد تیم ملی اسپانیا ترسیدم،
حالا اومده بود روی تخت،
حالا دستاش رو یکی یکی میذاشت روی بدن و قلبم ، هی میومد جلوتر انگار میخاست بره توی بدنم،
من مث اینکه مسخ شده بودم فقط سعی میکردم فریاد بزنم و از خودم دورش کنم،
توی اینجور مواقع معمولا اسم خدا رو میارم، و از حضرت علی، کلمه ی حق، کمک میخام،
نمی دونید چه حسی بود،
شبیه قبض روح بود،
وقتی که اسم اون پاکان و اسامی حق رو آوردم، در رفت،
بعد انگار از خواب بیداربشم، یهو پریدم،
دیدم، نوید، توی تختش خوابیده و هیچ خبر ی نیست، ولی نتونستم بخوابم، رفتم یه آبی خوردم بعد اومدم واسه نوید و علی هم اتاقیام تعریف کردم.
دومیش م میگم بزودی.
هم اتاقی دوران کارشناسی منم شیما این اتفاق براش افتاده بود...اون زیاد از این اتفاقا براش می افتاد...یه با خیلی سر ب سر اون یکی هم اتاقیمون زینب گذاش شب دو نفر دقیقا شبیه زینب اومده بودن سراغش!!اون شب من احساس کردم شیما داره ناله میکنه و با 1 صدای ضعیفی میگه فاطی فاطی...منم خوابم سبکه بیدار شدم دیدم انگار ک داره خفه میشه و دستاش باز بود و نمیتونس تکون بخوره....آقا منم که تررررررررررسو!!!دیگه بلند شدم رفتم طرفش و دیدم داره گریه میکنه...من خودم داشتم از ترس میمردم...دیگه بالاخره بلندش کردم و تا صب بیدار بودیم...
 

epi_info

New member
بچه ها اینم آدرنالین
چهره واقعی جن ها :موهای زیادی دارندسرهایشان گردنبوده ودرازهست چشم هایشان گردنبوده وطویل میباشدودرامتداددرازی سرشان وبه اندازه ی سرشان کشیده شده حدقه چشمانشان کوچک است دندانهایشان مانندحیوانات وحشی تیزوباریک وبزرگ هست.
جن ازشعله های بی دوداتش افریده شده.عمرشان طولانی است چون بدن انهالطیف است ودرمعرض خطرات نخواهندبود.
۲-جنیان ازغذای مناسب باخلقت خودتغذیه می کنندمانند بوکشیدن استخوان واستفاده ازپس مانده غذای انسانها(ازشیره وجودانهااستفاده می کنندچون دراکثرمواقع حجم ان کم نمیشود).
سرعت وقدرت انها بیشتراز انسانهای معمولی است مسافرت زیادرادرزمان کم طی می کنند.ازدواج کرده وتناسل وتولددارندواجتماعی زندگی می کنند.
درروی کره زمین دربعد دیگری زندگی می کنندوزمان ومکان برایشان محدودیت ایجاد نمی کند درشرایت عادی علاغه ای به دیده شدن ندارند.
در روایت امده باهرانسان دونفر جنی از نسل ابلیس متولد می شودتا او را گمراه کنند.توانایی عبور از اجسام سخت ماننددیوار دارندصندق وارد شدن به خانه های در بسته وفرو رفتن به زمین را دارند.
جن ها می توانندبه شکل های مختلف انسان وحیوان مخصوصآ ماروسگهای سیاه وگربه سیاه دیده شوند.البته می گویند پیامبر(ص) در لیله الجن یعنی شبی که هفتادهزار جن مسلمان شدند از انها خواسته به شکل مار در برابر انسان ظاهر نشوند(اگربه شکل مار دیده شوند بایدفورا انهارابکشند چون کافرند)
 

mj1919

New member
نه اصلا منظورم انکار حرف شما نبود ، ولی من مطمئنم خدا اجازه نمیده اجنه خیلی راحت بیان و ما انسان ها رو بترسونن . من فکر میکنم آدما یه جوارایی اتفاقات ساده رو ربط میدن به این موجودات وگرنه اونها چنین حقی ندارن که بخوان راحت مرئی بشن و آدم ها رو بترسونن .
مگر اینکه خود انسان بخواد باهاشون ارتباط برقرار کنه .

خب اگه آدم های کافر خداوند سبحان(عز و جل) وجود داشته که میخان با اجنه باشند،
اجنه ای کافری هم هستند که خواستار اذیت ما آدمها باشند،

ولی یک نکته ی خیلی مهم اینجاست:

شیطان لعین(پدر تمامی اجنه های کافر از خدا)، یک مشخصه رو میگه ، و میگه من نمی تونم به اینا دسترسی پیدا کنم،

چیه؟

مخلصین!

کسایی که خودشونو برای خدا خالص می کنند، و به خلوص می رسند!

کسایی که حتی یک آن شیطان مطرود رو از خدا قوی تر نمیدونند، حتی تصور نمی کنند که شیطان(جن) بتونه آسیب بهشون برسونه
 

najma

New member
بچه یه خاطره تو مایه های مال فاطمه ، قدیما مامانم اینا خونوادگی میرفتن رو پشتبوم میخوابیدن دسته جمعی ولی بابام که از یه خانواده دیگه اومده بوده عادت نداشته ... خلاصه اخر شبی همه میرن بالا پشتبوم ، مامانم به بابام میگه تو هم بیا و لی بابام نمیره ...
بابام صبح به ماماتم میگه ؟ حالا چرا نصفه شبی اصرار میکنی من بیام بالا ؟ مامانم میگه ؟
وا ؟؟؟؟ من که نصفه شب اصلا نیومدم پایین همون آخر شب دیگه رفتم تا صبح خوابیدم ...
بابام میگه : نه تو خودت بودی نصفه شبی با لباس سفید اومدی ... هی اصرار میکردی من بیام بالا ...
خلاصه اینکه هنوز که هنوزه این مشکل تو خانواده ما باقیه ...
مامانم میگه من نبودم .
بابام میگه خودت بودی .
موضوع اینجاست که مامانم واقعا ادم اهل شوخی و اینجور کارا نیست ...
 

fateme67

New member
من خودم هر وقت شبا تو خوابگاه تنها میموندم تلویزیون و لامپ اتاق رو روشن میذاشتم و انقد کتاب میخوندم تا خوابم ببره!!!!!!!!ولی همیشه حس میکردم ک صدای نفس کشیدن میشنوم که مثلا یه نفر یا چیزی چ میدونم روی پتومه و داره نفس میکشه وقتی عصبی میشدم پتومو تکون میدادم صداش از یه طرف دیگه میومد!!!!!!!!انگار رو پتو تکون میخورده!!!!!!بارها این اتفاق برام افتاده.
 

najma

New member
من خودم هر وقت شبا تو خوابگاه تنها میموندم تلویزیون و لامپ اتاق رو روشن میذاشتم و انقد کتاب میخوندم تا خوابم ببره!!!!!!!!ولی همیشه حس میکردم ک صدای نفس کشیدن میشنوم که مثلا یه نفر یا چیزی چ میدونم روی پتومه و داره نفس میکشه وقتی عصبی میشدم پتومو تکون میدادم صداش از یه طرف دیگه میومد!!!!!!!!انگار رو پتو تکون میخورده!!!!!!بارها این اتفاق برام افتاده.


همش از تلقینه به نظر من . منم شبا تنها که هستم میترسم و چراغ رو روشن میذارم . اولا که اصلا صدای پا و نفس کشیدن و اینا خیلی میشنیدم ...
ولی تازگیا میگم خدایا من فقط تو رو دارم . سوره ناس (کلا چهار قل ) رو میخونم شبا . برامم فرقی نمیکنه انسان یا جن . شاید آدما خطرناکترن اصلن . ولی محافظت خدا رو حس میکنم . خیلی ترسم کم شده :idea_majidonline:
 

fateme67

New member
واااااای بچه ها 1چیزی همین الان یادم افتاد!!!من امشب تو اتاق تنهام:14: حتما باید امروز میومدم تو این تاپیک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:(50):
 
بالا