اسم معلم کلاس اول دبستانت چی بود؟

8521413

New member
میگم زمان بچه گی ما چه خر تو خری بوده ها..:thumbsdownsmileyani.
معلما بچه هارو میزدن کسی نبوده چیزی بگه.
اگه یه معلم بچه ی منو بزنه چشماشو در میارم:
mad_majidonline::sdasdasd:

من هیچوقت پدر و مادرم خبر نشدن کتک می خورم!!!
 

shima.p

New member
اگه خبردار هم میشدن تغییری نمیکرد رفتار معلما
من اول ابتدایی سیلی به خاطر جدول ضرب خوردم
یکی نبود بگه آخه آدم یه دختر بچه اونم اینقده نازو آروم زدن داره
الان هم گاهی میبینمش
 

leiliyebidel

New member
خانوم جلالی
کلا آدم آرومی بود ب کسی زیاد گیر نمی داد...اذیتمونم نمی کرد!من تو کل دوران تحصیلم فقط ی بار ناظممون گوشمو کشید!اون دیگه خیلی جرات داشت!!!!!!:black_eyed:
چون خیلی شلوغ میکردمو زبونمم خیلی دراز بود! ولی فقط کلامی!!! باهام درگیر می شدن!یا اصن درگیر نمیشدن!! همیشه فک میکردم ک کسی جرات نداره!!!!! :)))))))))))))
ولی از کلاس خیلی انداختنم بیرون!فقط ی بار می گفتم دیگه تکرار نمیشه!اگه قبول نمی کردن با پر روییه تمااااااااام می رفتم بیرون!بعدم با معلمامون قهر می کردم تا خودشون بیان منت کشی! انقده حال میده خدایییییییی... :thumbsupsmileyanim:
اگه خانوم جلالی رو ببینم بش میگم یادته؟؟؟
سر کلاس ازم پرسیدی لیلی! بابات چیکاره اس؟؟؟؟؟؟؟
گفتم نمیدونم!با تعجب گفتی بشین!!!
ی کم فک کردم بعد پاشدم گفتم:خانوم اجازه؟؟؟؟؟؟ قبر مردمو رنگ میکنه!!!!!!!!! (بنده خدا بابام!) :25r30wi::25r30wi:
 

parnian24

New member
خانم مهدویان بود.یادمه خیلی از مدرسه رفتنم نگذشته بود که درباره ی تقلب کردن از همکلاسیم شنیدم که چه کیفی میده و چقد هیجان انگیزه....سر امتحان املا با این که همه ی درسو ازبر بودم و بیست میشدم:smilies-azardl (181 کتاب فارسی رو گذاشتم تو جامیزی یواشکی سر هر واژه ای لاشو باز می کردم.یکی از همکلاسی های رذل و پشت خالی کنم از ردیف اون طرفی کتابو دید و گفت خانم مهدویان پرنیان داره تقلب میکنه خانم مهدویانم اومد گوشمو گرفتو گفت کتابو بذار تو کیفت .من اصن فکرشو نمیکردم که لو بده :5:.خودش بود که با آب و تاب از تقلب کردن حرف میزدو میگفت بیاین تقلب کنیم کیف داره.

دوازده سال بعد تو پیش دانشگاهی باز همکلاسی شدیم.اون منو نشناخت ولی من چهره ها خوب یادم میمونه بهش گفتم یادته تو بازی رام ندادی گفتی مامان سپهری نگفته توام بازی؟من مبسر شده بودم هادی بیگی به زور میخواست جای منو بگیره گفتی هادی بیگی قدش بلندتره اون مبسره؟سر املا لوم دادی؟چقد لوسو پشت خالی کن بودی؟:eek:t0837h0nn8zfqu8ult......اولین روز مدرسه برای اولین بار در عمرم با یه همچین آدمی دوست شدم ینی اون مثلا اومد گفت بیا با هم دوست بشیم.:sad:
 

mikhak s

New member

چه جالب!!!
اتفاقا چند روز پیش که منو a.f.a از طریق پیام خصوصی با هم در ارتباط بودیم و از خاطرات کتک خوردن های دبستان واسه هم تعریف می کردیم... من این شعر رو واسش خوندم... بهش گفتم از شهریور که تی وی این آهنگ رو پخش می کرد... من حالم گرفته میشد...
« باز آمد... بوی ماه مهر... بوی بازیهای راه مدرسه... » اما چه حالی میکردم... وقتی اینو پخش میکرد
«تابستوووووووووووووووووووونه .... فصل شادی و خنده............... بچه ها توی کوچه گرم بازی... مثل چندتا پرنده!!!»

حالا لازم بود بقيه شعرو ادامه بدي؟:65d6a5d6s: از الان دلهره دارم براي اول مهر كه تي وي دوباره اينو پخش ميكنه، انگار دنيا رو سرم خراب ميشه.:sadsmiley:

منم چند بار كتك خوردم(هيچ وقت هم نمي بخشمشون):sad: هر كاري ميكردم كه آروم باشمو انظباطم بشه 19(20نخواستيم) نميشد خووووووووووو:smiliess (12):
 

shayeste

New member
من در تمام دوران تحصیلم اصلا کتک نخوردم دلتون بسوزه :bunnyearsmiley:
اما همیشه معلما ازم شاکی بودن خیلی سر کلاس حرف میزنم
اما چون درسمو میخوندم کاریم نداشتن :smilies-azardl (181
خداییش خیلی حرف میزدیم تازه مواقعی که معلم خیلی گیر میداد نوشته رد و بدل میکردیم.
 
اول دبستان: خانم میر علمی
خیلی خوب درس میداد و کار میکشید ولی خیلی بد میزد بچه ها رو.
2 بار منو زد.1 بار سر دیکته عقب افتادم اول با کف دست محکم زد تو سرم و کاملا گیج شدم آخه اصلا نمیدونستم بالا سرمه.هم جا خوردم هم ضربش سنگین بود!بعد با دوتا دستش گوشام و موهامو گرفت و چند بار اینطرف و اونطرف کشید!!!جلادی بود واسه خودش. 1 انگشتر سنگین و بزرگم داشت که 1 بار با اون زد تو سرم کاملا احساس کردم سرم سوراخ شد!!!
اصلا رحم نداشت که بچه دبستانی ظریف و ضعیفه در حد توانش بزنم!جالبه که منم خجالتی و ساکت بودم اصلا رو حرف معلم حرف نمیزدم و شلوغ هم نمیکردم!! بچه شلوغا که تا ساعت 12:30 کبود میشدن
:1dco2x0p1lilzhfpg1t:black_eyed:
 

A_F_A

New member
واقعا خدا ازشون نگذره چه مقاومتي داشتين ،*شماره دانشجويي محترم هم همينطور. آفرين بر شما بچه هاي مقاوم:thumbsupsmileyanim:

حالم از دوران مدرسم بهم ميخوره يه شعر مزخرف تي وي نشون ميداد باز آمد بوي ماه مهر ...:smiliess (5):چندش آور بود. اوه اوه الانم حالم بد شد :thumbsdownsmileyani

بابا دختر های رو کم میزدن خدایی!!یعنی در حد نوازش بود!!!
من کلاس دوم مدرسه دخترونه بودم نمی دونم اون سال به چه دلیل تعداد کلاس ها برای پسر ها کم بود و ما کلا کلاس 2ام افتاد شیفت دختر ها(دهه 60 ایم دیگه)
جالب اون جا هم از ناظم دختر ها شلگ می خوردم (اون هم فامیلیش خانی بود)البته 3 تا ناظم داشت ولی یکیش تپل بود و خشونت اش بیشتر بود!!!
ولی حداقل شلنگی که میزد آروم تر بود نه که بخواد آروم بزنه زور اش نمیرسید!!
به هر حال من هم مدرسه مختلط تجربه کردم حداقل تو زنگ تفریح !!!از هیچی که بهتره!!!ولی تجربه جالبی بود چون تنها حالتی بود که میشد کلاس 4ام 5امی ها رو بزنی!!!واز این موضوع کلا بچه ها خیلی افتخار میکردن !!چون به هر حال کلاس 4 ام 5امی بودن!!
یادم اون سال یکی بود که خواهرش کلاس 5ام بود و می خواست از موقعیت اش سو استفاده کنه و حال ما رو بگیره !!!
اون سال یادم اشی مشی اومده بود و جای پفک نمکی رو گرفته بود و پشت جلد اش هم شعر داشت خلاصه من نمی دونم چی شد که من و 2تا دیگه که همیشه با هم بودیم با این پسره درگیر شدیم سر همین اشی مشی البته نه خودش جلدش و بالاخره این رفت خواهر اش رو اورد و این و خواهرش و دوستاش به ما حمله کردن و خواهر هم یک بشگون ریز از من گرفت (بقیه هم به طرق مختلف )و من حسابی مو هاش کشیدم که چه جیقی کشید که نگو البته بگم بشگون اون اشک من رو در اورد !!
خلاصه یک کتک هم به این مناسب خوردم به همراه بقیه!!ولی خوب ارزشش رو داشت!!
 
آخرین ویرایش:

A_F_A

New member
اول دبستان: خانم میر علمی
خیلی خوب درس میداد و کار میکشید ولی خیلی بد میزد بچه ها رو.
2 بار منو زد.1 بار سر دیکته عقب افتادم اول با کف دست محکم زد تو سرم و کاملا گیج شدم آخه اصلا نمیدونستم بالا سرمه.هم جا خوردم هم ضربش سنگین بود!بعد با دوتا دستش گوشام و موهامو گرفت و چند بار اینطرف و اونطرف کشید!!!جلادی بود واسه خودش. 1 انگشتر سنگین و بزرگم داشت که 1 بار با اون زد تو سرم کاملا احساس کردم سرم سوراخ شد!!!
اصلا رحم نداشت که بچه دبستانی ظریف و ضعیفه در حد توانش بزنم!جالبه که منم خجالتی و ساکت بودم اصلا رو حرف معلم حرف نمیزدم و شلوغ هم نمیکردم!! بچه شلوغا که تا ساعت 12:30 کبود میشدن
:1dco2x0p1lilzhfpg1t:black_eyed:
من این دو مدل کتک رو در دوران راهنمایی تجربه کردم!!
اول راهنمایی همون مدلی که گفتی با انگشتر میزنه برای ما معلم عربی دست اش گوله می کرد میزد تو سر آدم!!خیلی بد بود
دوم راهنمایی هم معلم ادبیات بود ترکهم بود میگفت :درس نمیخوانی گوشت بگیرم .و حالا گوش رو اول میگرفت و 2 تا کشیده و بعد از خط ریش مو ها رو میگرفت میکشید بالا !!!واقعا درد ناک بود و همیشه هم یکی رو گیر میداد و....
این ساعت آخر که میگی بچه ها شلوغ میکردن و خیلی هم حال میداد همه مثل.....می خواستن از مدرسه بزنن بیرون و حتی تو مسیر هم مسابقه داشتن که کی جلوتر!!!
این معلم کلاس سوم که گفتم خیلی ناجور بود وایمیستاد دم در هر کی صداش در میومد میزد تو سرش و طرف دو گام به جلو پرت میشد و اگه صدا همراه با دویدن و ....بود علاوه بر پس کله ای با انعطاف پذیری خاصی یک اوردنگی هم میزد!!!
کلاس 3 ام 2تا بود تو مدرسه و اون کلاس سوم هم جالب که معلم اش دست بزن داشت و فلک هم میکرد کلا بچه ها 2 تا کلاس برای هم کری می خوندن که کدوم معلم خشن تر هست!!!
جالب بچه های کلاس 4 ام توصیه میکردن که معلم سوم تخمه خیلی دوست داره و اگه تخمه بخوره نمیزنه ولی اون سال جواب نداد!!!
ولی کلاس سوم خیلی سخت گذشت برای همه!!!
میدونم بحث منحرف شد ولی گفتم بگم دیگه!!
 
آخرین ویرایش:

shahram25

New member
اولين روز مدرسمون خواهر بزرگم باهام اومد اون سوم ميخوند اومد نشست پهلوم بعدش يه لواشك باريك و بسيار بلندم داد بهم اينقد ترشو خوشمزه بد.معلم اومد لواشكو ازم گرفت گفت ديگه حق ندارين تو كلاس چيزي بخورين بعدشم به خواهرم گفت اخرين بارت باشه ميايي تو مدرسه پسرا .مدرسه ما چسبيده به هم بود اخه.روز اول خلي خوب بود
 

mikhak s

New member
من این دو مدل کتک رو در دوران راهنمایی تجربه کردم!!
اول راهنمایی همون مدلی که گفتی با انگشتر میزنه برای ما معلم عربی دست اش گوله می کرد میزد تو سر آدم!!خیلی بد بود
دوم راهنمایی هم معلم ادبیات بود ترکهم بود میگفت :درس نمیخوانی گوشت بگیرم .و حالا گوش رو اول میگرفت و 2 تا کشیده و بعد از خط ریش مو ها رو میگرفت میکشید بالا !!!واقعا درد ناک بود و همیشه هم یکی رو گیر میداد و....
این ساعت آخر که میگی بچه ها شلوغ میکردن و خیلی هم حال میداد همه مثل.....می خواستن از مدرسه بزنن بیرون و حتی تو مسیر هم مسابقه داشتن که کی جلوتر!!!
این معلم کلاس سوم که گفتم خیلی ناجور بود وایمیستاد دم در هر کی صداش در میومد میزد تو سرش و طرف دو گام به جلو پرت میشد و اگه صدا همراه با دویدن و ....بود علاوه بر پس کله ای با انعطاف پذیری خاصی یک اوردنگی هم میزد!!!
کلاس 3 ام 2تا بود تو مدرسه و اون کلاس سوم هم جالب که معلم اش دست بزن داشت و فلک هم میکرد کلا بچه ها 2 تا کلاس برای هم کری می خوندن که کدوم معلم خشن تر هست!!!
جالب بچه های کلاس 4 ام توصیه میکردن که معلم سوم تخمه خیلی دوست داره و اگه تخمه بخوره نمیزنه ولی اون سال جواب نداد!!!
ولی کلاس سوم خیلی سخت گذشت برای همه!!!
میدونم بحث منحرف شد ولی گفتم بگم دیگه!!

هي خداااااااااا جيگرم كباب شد آخه اينا چي بودن؟ آدم؟ :sad::sad: به خدا خوب الان هممون سالميم و مشكلي نداريم با اون كتكا :dadad4: من به شخصه ازشون نميگذرم:sadsmiley:
 

mikhak s

New member
اولين روز مدرسمون خواهر بزرگم باهام اومد اون سوم ميخوند اومد نشست پهلوم بعدش يه لواشك باريك و بسيار بلندم داد بهم اينقد ترشو خوشمزه بد.معلم اومد لواشكو ازم گرفت گفت ديگه حق ندارين تو كلاس چيزي بخورين بعدشم به خواهرم گفت اخرين بارت باشه ميايي تو مدرسه پسرا .مدرسه ما چسبيده به هم بود اخه.روز اول خلي خوب بود
باز خوبه يه پس گردني نثارت نكرده :1dco2x0p1lilzhfpg1t
 

leiliyebidel

New member
میگم اسم تاپیکو بذاریم کی بیشتر از بقیه کتک خوردنش ملسه! :25r30wi:
بابا شماها خیلی سختی کشیدین تا ب این جا رسیدیناااااااا!:smiliess (15): ما کلا بی درد بزرگ شدیم! :auizz3ffy9vla57584x
 

a_67

New member
خانم دانشی.
یادمه اولین روزای مدرسه که هنوز به قوانین مدرسه آشنا نبودم؛ سر کلاس رفتم لیوان آبی رو که زنگ تفریح پر کرده بودم، برداشتم و آب خوردم یهو احساس کردم یکی پشت سرمه! بعد تا اومدم ببینم کیه معلمم گوشم رو کشید و گفت چرا بدون اجازه از جات پا شدی!
 

leiliyebidel

New member
خانم دانشی.
یادمه اولین روزای مدرسه که هنوز به قوانین مدرسه آشنا نبودم؛ سر کلاس رفتم لیوان آبی رو که زنگ تفریح پر کرده بودم، برداشتم و آب خوردم یهو احساس کردم یکی پشت سرمه! بعد تا اومدم ببینم کیه معلمم گوشم رو کشید و گفت چرا بدون اجازه از جات پا شدی!

اوهوم...بعضی معلما خیلی از این مسخره بازیا از خودشون در میاوردن! دیگه تا جایی ک چن تا از بچه های ما تو یونی هم فک می کردن باید اجازه بگیرن!!!!! :)))))))))))
میگم راستــــــــــی...
شما ک باز سلام دادی؟؟ :))))))))
علیک سلام
خوش بازگشتیـــــــد ;)
 

pariya

New member
چقددددددددددد تو دوران مدرسه با بعضی از بچه ها بد رفتاری شده واقعا دلم سوووووووووووخت

والا ما ازینجور خاطرات نداریم .... کتک دا تنبیه من اصن یادم نمیاد
 

sakar

New member
خانم دربانی عزیزم که بسیار دوسش میدارم
اروم ،مهربون،با حوصله،باشخصیت،خوش قیافه،خوش برخورد،ماهههههههههههههههههههههههههههههههه
چیزی از انسانیت و خانمی کم نداشت

متاسفانه الان ایران نیستن
یکی از ارزوهامه که دوباره ببینمش
و بهش بگم که واقعا دوست دارم
و ادته موقع واکسن از ترس از کلاس دویدم رفتم تو حیاط دور تا دور حیاطو دنبالم دویدی اخر سر منو گرفتی ...........
از امپول ووا کسن متنفرممممممم
 

نگاه

New member
میخک جون و دوستان در صفحات قبل احساسات مقدسی رو توضیح فرمودند.. اینهم تصویرش!!

2.jpg
 
بالا