eeeeeeehsan
New member
پس یعنی میخای بگی مارلیک خواهرخونی یا به عبارتی واقعیت نییییییسسسسسسسس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:smiliess (15)
پس یعنی سرکار بودیییییییییمممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟50):
:5: یعنی تو فکر می کردی خواهر خونیشه؟؟؟ :65d6a5d6s:
پس یعنی میخای بگی مارلیک خواهرخونی یا به عبارتی واقعیت نییییییسسسسسسسس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:smiliess (15)
پس یعنی سرکار بودیییییییییمممممممممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟50):
اون آدم کیه هبه جون که تو زندگیت اومد؟هنوزم تو زندگیته؟اگه دوس داری بگوها.دوس نداری نگو.هنوزم حس قبلیتو بهش داری و درموردش مث قبل فکر میکنی؟فک میکنی اینجور آدما حتی اگه وحشتناک پررنگ بشن و هر لحظت واسشون مهم بشه هم تکراری و خسته کننده نمیشن ؟آدمو دل زده نمیکنن؟وای آسمون اشکم دراومد مشاهده فایلپیوست 6757
من آدمی بودم که به کسایی که با ی نگاه ی صدا یا ی نوشته به طرف حس خاصی پیدا میکنن به شدت موضع میگرفتم. چون کتابای زیادی خوندم و این موردارو خیلی میدیدم ولی اصلا باور نداشتم تا اینکه خودم تجربش کردم...... و اونوقت بود که حرفی برام نموند!
حالا که ماجرای شمارو شنیدم از صمیم قلب احساستونو درک میکنم.
بعضی وقتها بعضی آدما بدون در زدن وارد زندگیت میشن ...
انقدر خوبن که چشم باز میکنی میبینی یه فصلی زیبا از زندگیت شدن ..
باهات آفتابی میشن، بعضی وقتام که دلت گرفته با تو میبارن ...
بدون اینکه بفهمی ،فقط باتمام وجوددوسشون داری ...
انقدر بودنشون تو لحظههات پررنگه که
دوست داری همهٔ عاشقانههاتو براشون بنویسی ...
اینا همونایین که مثل خوابهای کودکی شیرینن
اینا همون آدمایین که هیچوقت تکراری نمیشن ... .
ته قصه هم کسی جز احسان کچل نخواهد بود:d
:5: یعنی تو فکر می کردی خواهر خونیشه؟؟؟:
اوهووووووووووووووووومممممممممممم7977cujr38iyymsu8:
جفتتونو میکشممممممممممممممم
fftopic:
fftopic:
فک میکنی اینجور آدما حتی اگه وحشتناک پررنگ بشن و هر لحظت واسشون مهم بشه هم تکراری و خسته کننده نمیشن ؟آدمو دل زده نمیکنن؟
اتفاقاً منم چون به بختک اعتقاد نداشتم نمی دونستم اون خوابای ترسناکی که میبینم و نمی تونم از خواب بپرم همون بختکه!!
ولی واسه من اصن ترسناک نیست، خیلی هم حال میده![]()
من فکر می کنم همینطوره، آدم که پررنگ بشه دل رو میزنه. یه جورایی قصه تلخ تکرار و عادته.
من فکر می کنم همینطوره، آدم که پررنگ بشه دل رو میزنه. یه جورایی قصه تلخ تکرار و عادته.
احسان سانسور نکن بگو کی دلتو زده![]()
مگه واست پیش اومده احسان؟ولی من قبول ندارم پس چطوری این همه آدم پررنگن و کنار هم شاد و خوشحالن و دل زده نمیشن؟پس چجوری اینهمه دوست و زن و شوهر کنار هم دووم میارن؟
کنار هم دووم آوردن با کنار هم با عشق و علاقه بودن خیلی تفاوته
اون زن و شوهرام که کنار هم دووم میارن اغلبشون یا از سر بچشونه،یا آبروشونه یا عادتشونه40):
به نظر من چه ازدواجا چه دوستیا مثه لیمو شرینن زودی تلخ میشن(ولی خوب اغلبشونو گفنم شما در اقلیتید)
اون آدم کیه هبه جون که تو زندگیت اومد؟هنوزم تو زندگیته؟اگه دوس داری بگوها.دوس نداری نگو.هنوزم حس قبلیتو بهش داری و درموردش مث قبل فکر میکنی؟فک میکنی اینجور آدما حتی اگه وحشتناک پررنگ بشن و هر لحظت واسشون مهم بشه هم تکراری و خسته کننده نمیشن ؟آدمو دل زده نمیکنن؟
ساعت ها خوابیدن
نمیشه باور کرد
نمیشه بعد از اون؛ لحظه ها رو سَر کرد
می خونم تو گوشش؛ که عزیزم برگرد
قطره های اشکم؛ صورتش رو تَـر کرد
می گیرم دستاشو؛ دستایی که سرده
می خونم از چشماش نمی خواد برگرده
با چشای گریون می خونم لالایی
" تو زمینی نیستی؛ اهل اون بـالایی...! "
* * * * * *
و حالا 7 سال از رفتن دوستی از گروه ما می گذرد...! :dadad4:
خدایش بیـامرزد...
مگه واست پیش اومده احسان؟ولی من قبول ندارم پس چطوری این همه آدم پررنگن و کنار هم شاد و خوشحالن و دل زده نمیشن؟پس چجوری اینهمه دوست و زن و شوهر کنار هم دووم میارن؟
ببین این ترسناکه یا نه! خواهرم یه روز صب پتو رو کشیده بود رو سرش خوابیده بود که حس میکنه یکی گوشه پتو رو بلند میکنه بعد یه سنگینی میخوره به شیکمش از جا میپره میبینه هیشکی نیسh34r-smiley:
مگه واست پیش اومده احسان؟ولی من قبول ندارم پس چطوری این همه آدم پررنگن و کنار هم شاد و خوشحالن و دل زده نمیشن؟پس چجوری اینهمه دوست و زن و شوهر کنار هم دووم میارن؟
احسان سانسور نکن بگو کی دلتو زده![]()