کمی برای سادگی ام...

1392

New member
من...
آن سنگم!
که دیوانه ای
به چاه انداخت...

محمد علی بهمنی
 

bacillus.bs

New member
بدهکارم به تو من آرزوهاتو
یه عمر اشک نشسته توی چشماتو
از این روزای رفته سخت بیزارم
دوباره بودنت رو آرزو دارم
بدهکارم به تو من بی قراریتو
غم پنهون تو اشکای جاریتو
میون آرزوهای تو پنهونم
به تو بد کردم و حالا پشیمونم
بدهکارم به تو من گریه هاتو
غم سنگین اون بغض صداتو
حلالم کن که دارم میرم از دست
حلالم کن رسیدم من به بن بست
 

bacillus.bs

New member
     بر خاک بخواب نازنین تختی نیست
                                             آواره شدن حکایت سختی نیست
      از اشکهای پاک خود فهمیدم 
                                        لبخند همیشه راز خوشبختی نیست 
 

bacillus.bs

New member
    کسی ما را نمی پرسد،کسی تنهایی ما را نمی گرید،دلم در حسرت یک دست،
          دلم در حسرت یک دوست،دلم در حسرت یک بی ریای ماندگار مانده است.
               کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی؟  کدامین آشنا آیا به
                    جشن عشق دعوت میکند ما را؟ و اما توحتی در روزهای
                        تلخ نامردی ،نگاه التیام بخش دستهایت را دریغ از ما
                             نمی کردی.من امشب از تمام خاطراتم با تو
                             خواهم گفت،من امشب با تمام خستگی هایم
                                     برایت اشک خواهم ریخت.....
 

bacillus.bs

New member
خسته ام

خسته از تمام صبحهایی که                     
انتظارم را نمی کشند.
از تمام کوچه هایی که                                 
            در طول تنهایی ام  دراز کشیده اند
و از خس خس لحظه هایی که                  




.....به آخر نمی رسند              
 

bacillus.bs

New member
پرسید چرا دیــــر کرده است؟ نکند دل دیگری او را اسیـــر کرده است؟ خندیدم و گفتم: او فقط اسیر مـــن است، تنها دقایقی چند تــاخیر کرده است… گفتم امروز هوا ســـرد بوده است… شاید موعد قرار تغییـــر کرده است… خندیــد به سادگیــم و گفت: احساس پــاک تو را زنجیــر کرده است.
 

bacillus.bs

New member
تو روز و روزگار من

بی  تو  روزای شادی نیست

تو دنیای منی

اما به دنیا اعتمادی نیست
 

setayesh71

New member
پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید
من که رفتم ..بنشینید و هوارم بزنید
باد هم اگهی مرگ مرا خواهد برد
بنویسید که بد بودم و جارم بزنید
من از ایین شما سیر شدم سیر شدم
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید
دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟
خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید
آی آن ها که به بی برگی من می خندید
مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید
 
آخرین ویرایش:

setayesh71

New member
کار از این حرفا گذشته
تو دیگه بر نمی گردی
از همون لحظه بریدی
که خداحافظی کردی
تو بگو با چه امیدی
چشم به راه تو بمونم
وقتی که از توی چشمات
ته قصه رو میخونم
اگه دل بریدی از من
دل من اما باهاته
رفتنت منو سوزونده
نوبت خاطره هاته
 

mohana

Well-known member
سالها بــعــد یـــاد تو از خاطرم خواهد گذشت
و نخواهــــم دانست کجایــــی
و نخواهــــی دانست کجایـــم
امـــا
آرزوی من برای خوشبختی تو ، تو را در برخواهد گرفتــــ
و تــو در آن لحظه احســاس خواهـــی کرد
اندکــی خوشحال تـــر و اندکی خوشبخت تـــری
و نــخـــواهی دانستــــ چـــرا ؟!! ..
 

setayesh71

New member
این خط و این نشان که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد.
برای نگاه کردنم، خندیدنم
برای تمام لحظه هایی که کنارم داشتی.........
روزی که نیستم دلت برای همه اینها تنگ خواهد شد
..... شک نکن.
 

mw.ashel

New member
از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند،
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود؟!
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم،
دیدم این قانون کلی زندگی ما است که
... هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است.
تا ساکت است مورد تعظیم و تجلیل است
اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی کند،
بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود
و این نشانه ی یک جامعه مرده است!
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که:
متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی خبرتر ..
 

mw.ashel

New member
نيازي به انتقام نيست.....
فقط منتظر بمان..
آن ها که آزارت مي دهند، سرانجام به خود آسيب مي زنند.
و اگر بخت مدد کند،
خداوند اجازه مي دهد... تماشاگرشان باشي
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: waria

mw.ashel

New member
خدايا دلتنگي چيز بديست

لطفا اگر ميشود از اين به بعد

دلهاي بندگانت را ارتجاعي بيافرين تا هر وقت خواست تنگ شود

كش بيايد و جا بازكند و جابازكند و جابازكند

دلتنگي چيز بديست...
 

mw.ashel

New member
می دانی نيمه شبی فرا می رسد كه هر كسي ديگر بايد نقابش را بيندازد؟
فكر مي كنی زندگی مي گذارد تا ابد مسخره اش كني؟
فكر می كنی می توانيی يواشكی، پيش از آنكه آن نيمه شب فرا برسد فرار کنی
و مجبور نباشی نقابت را برداری؟
خطری در كمين است؛
اين كه اگر دائما خودت را با نقابهايی كه می زنی به ديگران بشناسانی،
آن لحظه كه "نيمه شب‌" فرا می رسد و بايد نقاب از چهره برداری...
پشت آن نقاب ديگر هيچ چيزی نيست!
 

mw.ashel

New member
خیانت تلخ ترین قسمت یک زندگی عاشقانه است
جایی که با قلبی شکسته و وحشتناکترین دردها متوجه میشی
با تمام وجودت، زیباترین داشته ات "عشق" رو...
به بی لیاقت ترین شخص دادی !!!
 

mw.ashel

New member
تو خودت را رنگ زدی، تا شیبه خاطرات این آدم ها باشی؟
شاید فراموش کردی، که این آدم ها رنگین کمان را با دروغ های خود رنگ میکنند!
تو برای آنها، حتی معنی بی رنگی را هم نداری !
کاش سیاه و سفید بودی!
تا باورشان میشد، تو شیبه دروغ های رنگیِ آنها نیستی!
شبیه حقیقتِ خودت هستی
 

mohana

Well-known member
میان مرغان مهاجر آن که در انتهاست شاید ضعیف ترین باشد ...

شاید امّا ...

دل بسته ترین است ...
 

zErOOn3

Well-known member
نيازي به انتقام نيست.....
فقط منتظر بمان..
آن ها که آزارت مي دهند، سرانجام به خود آسيب مي زنند.
و اگر بخت مدد کند،
خداوند اجازه مي دهد... تماشاگرشان باشي

سلام ...

smileyvault-cute-big-smiley-animated-077.gif


بیخیــال آجــی بژنیــن قدــش وخندیــم ...
th


گذشتــه رو بیخــیش ...
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

EM!NEM-BeaUT!FuL

In my shoes, just to see
پات و بزار جای من تا ببینی

What it's like, to be me
که زندگی من چطوریه

I'll be you, let's trade shoes
بیا جاهامون و عوض کنیم من پام و میزام جای تو

Just to see what it'd be like to
فقط بخاطره اینکه ببینی که من

Feel your pain, you feel mine
چطور درد تورو حس میکنم تو هم درد من و

Go inside each other's mind
بریم داخل ذهن هم

Just to see what we find
فقط بخاطره اینکه ببینیم چی پیدا خواهیم کرد

Look at shit through each other's eyes
به همه چیز از تو چشمهای همدیگه نگاه کنیم
thinking-smiley-2.gif
 
آخرین ویرایش:
بالا