اول بخون،بعد حستو بگوووو!!!

ba ba barghi

Well-known member
بچه هاکسی احظار روح کرده‏?یاشاهدش بوده تاحالا‏?‏

53319_mrsbeasley.gif
 

sakar

New member
بچه هاکسی احظار روح کرده‏?یاشاهدش بوده تاحالا‏?‏
اره یبار یکی از هم اتاقیام بهمون قول داد که واسمون احظار روح کنه بلاخره بعد کلی پیگیری روز موعود فرا رسید البته شب موعود
5 نفر بودیم تو اتاق چراغارو باید خاموش میکردیم بعد دوستم ی سینی پر اب اورد وسط اتاق گذاشت
گفت دورش جمع شیم و همگی دور سینی پر اب جم شدیم البته دوستمون قبلش خیلی تاکید کرد که باید ساکت باشیم چون هر گونه تکونی ممکنه باعث بشه روحه بره
واسه همین ساکت و بی حرکت نشسته بودیم صدای پرزدن مگسو میشد شنید شب هم بود کل خوابگام خوابیده بودن ساکت ساکت
یه 15 مین دوستمون هی ورد میخوند و خیلی یواش دستاشو تکون میداد اب داخل سینیم تکون میخورد بدنمون یجورایی کرخت شده بود انگار یه چیزایو حس میکردیم که یه دفه دوستمون دستشو کوبوند تو سینی اب:j58r36j3gcr4suxymup کل صورتمون خیس اب شد از ترس نصفه جون شدیم اگه خود روحم میومد بیشتر ازین نمیترسیدیم
و این بود احظار روح ما خدا بگم اون دوستمونو چکار کنه
 

zanbagh

New member
یکی از هم اتاقیای منم میگفت پارسال با دوستاش روح بابابزرگ یکیشونو احظار کردن وهرچی گفته درست ازآب درومده اما واقعا ترسناک بوده
 

reza.n

New member
قسمت سوم:

یه شب منزل مضنقر ، یه عالمه نون محلی فرستاده بودن براش !!هر کدوم از کف دست کمی بزرگتر !!
ما فرداش کلاس داشتیم ،از 8 صبح تا 8 شب !!

به مضنقر سپردیم نون بیار تا تو دانشگاه تلف نشیم !!بین دو کلاس گفتم مضنقر نون آوردی ؟؟گفتش آره ؟؟دست کرد تو کیفش یکی و نصفی در آورد ؟؟

من تعجب کردم چرا اینقد کم آورده !هیچی نگفتم !!

بین کلاس بعدی ،دیگه داشت جونم در میومد !!!!!!!من هیچی با خودم نیورده بودم !!اون روز بوفه ها رو هم تعطیل کرده بودن برا امر نظافت !چون قرار بود فرداش یه هیئت عظیمی بیان دانشگاه !!میخواستن آبرو داری کنن !!!

دیگه طاقت نیوردم !!به مضنقر گفتم آخه چرا کم آوردی ؟؟خب حداقل دو تا کامل می آوردی ؟؟این چه وضعشه خب !!

گفتش همین دوتا بود !!!!هرچی گشتم چیزی ندیدم ،حتما بچه ها خوردن !!!

وقتی رسیدم خونه ، دیگه جونی نداشتیم !!همون موقع از بچه ها طلب آذوقه کردیم !! من که شاکی بودم ،به بچه ها گفتم آخه شما کی اون همه نون رو خوردین ؟؟بی انصافا !!

بچه ها گفتن کدوم نون ؟!!فقط آتوسا الدوله گفتش بخدا من دیدم دوتاس ،فقط نصفی خوردم !!گفتم بقیه رو بذارم واسه صبحونتون !!!!!


این داستان ادامه دارد ........
ترسناک نبود به جای کش دار کردن فیلم دوتا خوبشو بگو از ترس له شیم:mad_majidonline:
 

fahime_mirzaei

New member
واي خداي من.چقد اعصباني شديد؟منظوري نداشتم.به قران هم اعتقاد دارم.استغفرالله گافر نيستم.فقط نظرمو كفتم همين.اگه ناراحت شديد بازم معذرت.من بي منظور كفتم.ولي شما مستقيما توهين گرديد.
 

reza.n

New member
واي خداي من.چقد اعصباني شديد؟منظوري نداشتم.به قران هم اعتقاد دارم.استغفرالله گافر نيستم.فقط نظرمو كفتم همين.اگه ناراحت شديد بازم معذرت.من بي منظور كفتم.ولي شما مستقيما توهين گرديد.

نه جانم عصبانی نه ناراحت شاید.ضمن اینکه من به شما توهین نکردم.نمیدونم کدوم جمله رو توهین تصور کردید.به هر حال خوشحالم که شما هم اعتقاد داری.:riz304:
 

fahime_mirzaei

New member
دوباره دعوام نگني ها.ولي به قران وقصه هاي قران در مورد جنيان اعتقاد دارم.ولي به قصه هاي عامه نهمتاسفانه.دعوام نگني ها.
 

reza.n

New member
دوباره دعوام نگني ها.ولي به قران وقصه هاي قران در مورد جنيان اعتقاد دارم.ولي به قصه هاي عامه نهمتاسفانه.دعوام نگني ها.

دعوا چیه اخه جانم.هرکسی نظری داره دیگه.نظر شما هم مثه بقیه نظرها مهمه.ضما اینکه من هم خودم عقیده دارم که 90 درصد یا بیشتر داستان های عامیانه زاده ی توهماته بیشتر تا وجود واقعی جن و.....
 

zanbagh

New member
دوباره دعوام نگني ها.ولي به قران وقصه هاي قران در مورد جنيان اعتقاد دارم.ولي به قصه هاي عامه نهمتاسفانه.دعوام نگني ها.

چرا اعتقاد نداری؟شاید بقول بچه ها تا حالا واست اتفاق نیوفتاده.اما من اگه یه جن همین الان جلوم ظاهر بشه انکارش نمیکنم و معمولیه واسم ولی اگه قیافش ترسناک بشه احتمالا سکته میزنم
 

reza.n

New member
چرا اعتقاد نداری؟شاید بقول بچه ها تا حالا واست اتفاق نیوفتاده.اما من اگه یه جن همین الان جلوم ظاهر بشه انکارش نمیکنم و معمولیه واسم ولی اگه قیافش ترسناک بشه احتمالا سکته میزنم

زنبق اگه جلوت ظاهر شه که خوبه.بپا پشت سرت نباشه و از صدای نفساش پشت گردنت متوجهش شی:ph34r-smiley:
 

fahime_mirzaei

New member
اره بخدا منم منظورم همينه.فقط درصدشو مطرح ميگرديم همه چي درست بود.99درصد اين داستانا غير واقعين وزاده تخيلات ذهن انسان.وچون ميترسن بيشتر احساسش ميگنن.مثلا دوستمون ميكه عروسگ بالاي سرش حرگت گرده.ممگنه دستش به عروسگ خورده وحرگت گرده ولي انقد ترس داشته گه حرگت دستش يادش رفته.البته اين نظر منه بازم دعوام نگنيد.
 

reza.n

New member
به هر حال توجیه پذیرن خیلی از داستانا ولی ما خب اینجا فقط میخایم بگیم نه که نقد کنیم داستانارو.:ph34r-smiley:
 
بالا