๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

a_67

New member


حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست.......بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت
"شور"
 

shiny

New member
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

انگور
 

a_67

New member


مستی عشق نیست در سر تو.......رو که تو مست آب انگوری
"سفر"
 

shiny

New member
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید

تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

شیدا
 

abtin13

New member
امروز ترا دسترس فردا نیست
و اندیشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
زن
 

sepideeee

New member
جهانی را به هم امیخت ایزد ...
همه در قال زن ریخت ایزد
مرد ....
 

shiny

New member
گر بر سر نفس خود امیری، مردی

بر کور و کر ار نکته نگیری، مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن

گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی

پدر
 

mamaie

New member
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی
دژ
 

abtin13

New member
دژ مریخ را فرمود تسخیر
شدش بهرام با تیغ و کفن پیش

زهره
 

yara

New member

باید سیاحت ها کنم در زهره و در مشتری

شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری.



شکوفه
 

shiny

New member
تو هم مرا به نگاهی شکوفه باران کن

در این چمن که گل از عاشقی نپرهیزد

صبح
 

sepideeee

New member
صبح دم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت ...
غروب
 

shiny

New member
شمالی ترینم در این سرزمین

جنوبی ترین داغ دارم غروب

طلوع
 

sepideeee

New member
خروس عرش بی غوغاست امشب
طلوع صبح نا پیدا است امشب
سر فایز به بالین تو ای یار
نمی دانم چه واویلاست امشب ...
پنهان
 

a_67

New member
هر دو عالم یک فروغ روی اوست.......گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
حق
 

nastaran8

New member
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

سالک
 

shiny

New member
سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست

که به جایی نرسد گر به ضلالت برود

مرهم
 

a_67

New member

اگر تو زخم زنی بِه که دیگری مرهم.......و گر تو زهر دهی بِه که دیگری تریاک
"نور"
 

a_67

New member
ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق.......همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید
عمر
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: medical
بالا