๑๑ مشـــاعره با واژهـ ๑๑

abtin13

New member
10 روز مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

آبتین
 

abtin13

New member
آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا می‌آیی ای فرخنده پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت آن پیداست از زانوی تو

هاروت
 

sepideeee

New member
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
نامه
 

IL-2

Well-known member
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
نامه

دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد


عیار
 

mohana

Well-known member
تا هست ز نیک و بد در کیسه من نقدی
در کوی جوانمردان عیار نخواهم شد...


ظلمت
 

abtin13

New member
در این ظلمت‌ سرا تا کی به بوی دوست بنشینم
گهی انگشت بر دندان گهی سر بر سر زانو

مژده
 

IL-2

Well-known member

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد

که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند


یاد
 

abtin13

New member
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد

ترنم
 

yara

New member
تمام ترانه هایم ترنم یاد توست

تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست


شبنم
 

abtin13

New member
هر صبح که روی لاله شبنم گیرد
بالای بنفشه در چمن خم گیرد
انصاف مرا ز غنچه خوش می‌آید
کو دامن خویشتن فراهم گیرد

مژگان
 

yara

New member
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم


تابوت:ph34r-smiley:
 

abtin13

New member
گهی تابوتم اندازی به دریا
گهی بر تخت فرعونم نشانی

مقام
 

yara

New member
الله مزاره نازنین جاره تو له پرده بمین

تازه مکه درده کهنه تا رند بون کله برین

جاره بویژ ژه یاره من ژه بی وفا دلداره من

هینگا بلورین دوتاره بگر مقامان و زمین


ذیل و بامی پرده تمه، خانه کت هنگه تمه

مقام له مقامان ببر پرده سردردان هلین


شکست
 

abtin13

New member
شکستم توبه ام ساقی تو هم بشکن سر خم را
بزن سنگی به جام می که بشکن بشکن است امشب

بهرام
 

yara

New member
بدو گفت بهرام کای پاک زن مرا اندرین داستانی بزن

که این از خرد بود بهرام را وگر برگزید از هوا کام را


تهمینه
 

sepideeee

New member
تهمینـــه هـــای شعــر من از یاد رفته اند

شـــه نامــه هـای زیر سرت را به من بده
درس
 

yara

New member
درس معلم گر بود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب اورد طفل گریز پای را

ساحت
 

abtin13

New member
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو شد
ساحت کون ومکان عرصه میدان تو باد

خاتون
 
بالا