من پنجم ابتدایی واسه روز معلم یه تابلو واسه معلمم بردم اتفاقا یکی دیگه از همکلاسیامونم عین همن تابلوی منو اورده بود که قبل من به معلممون داد بعد که من با ذوقو شوق تابلو رو واسه معلم عزیزم بردم یه نگاهی بهش انداختو با بیخیالی گفت این تکراریه ببرش خونه واسه خودتون وقتی رسیدم خونه اونو شکستم و تا چن سال قبلم صدای شکستن قلبمو تو اون لحظه میشنیدم
من ضرر نکردم چون یاد گرفتم که واسه همه ارزش قایل بشم ولی مطمنم معلمم خیلی ضرر کرد چون شاهد شکستن قلب من خدا بود
آخرین ویرایش توسط مدیر: