یادش به خیر بچگی ها

antenyus

Active member
من 14 سال پیش یه بار زدم چراغ ماشین همسایمونو که همش پشت پنجره ی ما پارک میکرد شکستم
649721_LaieA_035.gif


من تو راه کودکستانمون با بچه ها زنگ خونه ها رو میزدم فرار میکردم ، صاحب خونه هه فهمید ب بابام گفت ... بابام هم باهام دعوا کرد... :riz277: ولی علاج من نشد بعد اون خودم نمیرفتم آدم اجیر کردم ک زنگ اون خونهه رو حتما بزنن و فرار کنن... الان ک یادش می افتم فک میکنم خیلی بد جنس بودم.......
 

anis87

New member
یکی از بازیای من و داداشم این بود که صابونای گلنار (سبز بودن) رو بر میداشتیم میشد ماشینمون بعد رو حاشیه فرش که جادمون بود میکشیدیم. وای چه دودی میکرد. چون دود مییکرد خوشمون میومد. چقد باحال بود:rolleyessmileyanim:
 

Taraa

Well-known member
یکی از بازیای من و داداشم این بود که صابونای گلنار (سبز بودن) رو بر میداشتیم میشد ماشینمون بعد رو حاشیه فرش که جادمون بود میکشیدیم. وای چه دودی میکرد. چون دود مییکرد خوشمون میومد. چقد باحال بود:rolleyessmileyanim:

واقعا دود میکنه؟!
ینی داغ میشه آتیش میگیره؟
 

waria

New member
:25r30wi: الان دقیقا همین شکلی ام مهساا

خوب کردی عزیزم، اصن 2تا میزدیش، حقش بودددد بی تربیت :eek:t0837h0nn8zfqu8ult
آره حقش بود:black_eyed:.حالا جامدادیه زیاد مهم نبود.ولی عوض معذرت خواهی یه چیزیم طلبکار بود.دیگه مجبور شدم خشمِ خودمو نشون بدم:whistle:
 

Taraa

Well-known member
آره حقش بود:black_eyed:.حالا جامدادیه زیاد مهم نبود.ولی عوض معذرت خواهی یه چیزیم طلبکار بود.دیگه مجبور شدم خشمِ خودمو نشون بدم:whistle:

آفرین ... هر کی اذیتت کرد بزنش، عواقبش با من
 

waria

New member
آفرین ... هر کی اذیتت کرد بزنش، عواقبش با من
باشه:25r30wi:
یادِ دعواهام با یکی از دختر خاله هام افتادم.همسن بودیم باهم.موقعی که دعوا میکردیم،آی موهای همو میکشیدیم.موهاش فرفری هم بود قشنگ میومد تودست.ولی موهای من لخت بود سر میخورد از دستش:motat:چه کیفی میداد.
یه بارم حسابِ یکی از پسرای همسایمونو گذاشتم کف دستش.که اینو دیگه تعریف نمیکنم:j58r36j3gcr4suxymupمن زودتر از این تاپیک برم تا چیزای بیشتری یادم نیومده.چه گذشته سیاهی داشتیما:ph34r-smiley:
 

matin

New member
درسته دهه شصتی جعلی هستم و به خاطر نیمه دوم بودن و اونم آخرای شصت و نه با هفتادی ها بزرگ شدم ولی به دهه شصتی بودن خودم افتخار میکنم :))))))))))))
 

mikhak s

New member
من مسير خونه تا مدرسمونو لي لي ميكردم:dadad4: اههههههههههه چه تواني داشتم ها:smiliess (15):
 

antenyus

Active member
من همیشه با مقنعه میرفتم مدرسه بدون مقنعه برمیگشتم.... :13: سرم می خارید آخه..... :dadad4:
 

antenyus

Active member
اینو خوب اومدی...منم اینطوری بودم...تو کلاسم نیمه باز میذاشتم وخونه رفتنی هم یه آلاسکا میگرفتم...تا خونه برسم میخوردم تمومش میکردم..


یخمک آلبالویی تا.......... بووووووق. رو هم اضافه کن ... بوق = دخترا خودشون میدونن من دیگه نمیگم......
 

mohana

Well-known member
البته من دهه شصتي نيستم ولي دهه شصتي ها رو دوس ميدارم:thumbsupsmileyanim:
 
بالا