کمی برای سادگی ام...

Artmis.a

New member
بزرگ شده ام دیگر ساده نیستم

یاد گرفته ام محو شوم پشت صورتکی

یاد گرفته ام پنهان کنم اشک هایم را پشت لبخندهایم

یاد گرفته ام بگویم خوبم وقتی با تمام وجودم درد میکشم

یادگرفته ام بایستم با کمری شکسته زیر بار بی عدالتی و خیانت

یادگرفته ام سکوت کنم وقتی به بلندای رعد فریادی در گلو دارم

یاد گرفته ام عروسک باشم و بازی کنم

تمام روزگارم را برای کسانی که بازیچه ام قرار دادند.

چه بازی دردناکیست زندگی.
 

mw.ashel

New member
بی تـو کنارِ
این خاطـره ها نِشَستـَن
دل می خـواهـَد؛
بـاور کـُن…
 

mw.ashel

New member
اسمتو رو سيگار نوشتم و براي اولين بارکشيدم تابسوزي و فراموشت كنم اما نميدونستم با هر پوك زدن زره زره ميري تو نفسم و ميشي همه كسم.
 

mw.ashel

New member
برگرد و نگاه کن از من چه ساخته ای!
ویرانه ای از پوست و استخوان…
و مشتی شعر عاشقانه
این عاقبت کسی ست که چشمان خیس تو را دید…
 

mw.ashel

New member
جایت را با دیگری پُر میکنند
احساس… سیری چند؟؟!
آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا!
دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت
دلبستــن شـــان غریـــب است
و رفتــن شان آشنـــا…!
 

mw.ashel

New member
پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم
اگر نمی آیی
اینقدر پنجره ها را زجر ندهم
چشم هایم به جهنم…
 

mw.ashel

New member
خوابم نمی برد
به همه چیز فکر کرده ام
حتی تو
و می دانم که خوابی
و قبل از بسته شدن چشم هایت
به همه چیز فکر کرده ای
جز من…
 

mw.ashel

New member
یـک بـــار هم وقـتــی مـنـتـظـرت نـیـسـتـم
به ســراغـم بیــــا
بـگــذار خـیـالـــم غــافـلـگیـــر شــود.
 

mw.ashel

New member
سخته وقتی کسی رو که دوسش داری رهات کنه
ولی از اون سخت تر اینه که فکرش … اسمش ..یادش.. رهات نکن
 

mw.ashel

New member
میخواهی بروی؟ برو
فقط بگو
با این خانه که در خیال خود ساخته ام چه کنم؟
 

antenyus

Active member
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهربان یک چراغ بیار
و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم!
 

ariyana

New member
باورت بشود یا نه..
روزی می رسد...
که دلت برای هیچکس، به اندازه من تنگ نخواهد شد!!
برای نگاه کردنم...خندیدنم....حتی اذیت کردنم!!
برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی...
روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود!!
می دانم روزی که نباشم
هیچکس تکرار من نخواهد شد،
هرگز!
 

ariyana

New member
مترسک به گندم گفت:
گواه باش که من را برای ترساندن آفریدند...
ولی من تشنه عشق پرنده ای بودم
که سهمش از من گرسنگی بود.....
 

ZOT

New member
بـآزهَمـ مثـلِ هَمیشـﮧ ڪـﮧ تَنهـآ میشَــومـ...בیــوـآرِ اتـآق پَنآهمـ میـבهـב...

بــے پَنآهـ ڪـﮧ بآشــے قـבرِ בیـوآر رـآ میـבآنــے...!
 

DNA

New member
بـآزهَمـ مثـلِ هَمیشـﮧ ڪـﮧ تَنهـآ میشَــومـ...בیــوـآرِ اتـآق پَنآهمـ میـבهـב...

بــے پَنآهـ ڪـﮧ بآشــے قـבرِ בیـوآر رـآ میـבآنــے...!

خدا نکند که آدم حس بی پناهی بهش دست بده.چون اگه کسی رو هم داشته باشه بازم تنهاست
 

DNA

New member
گفتم میروم میرم به سویی که کسی دست تنهایم رابگیرد

غافل از آن که کسی در دور دست ها انتظارم را هم نمی کشید چه رسد دستم را بگیرد

پس دست به آسمان بردم

از خدایم خواستم تو تنها دستگیرم باش

که جز تو کسی بی منت تره هم برایم خرد نمی کند چه رسد...........
 

DNA

New member
سادگیهایم چه زیبا بود

زمانی که در دنیای من همه فرشته مهربان بودن

و خبری از گرگها نبود
 

DNA

New member
این روزها همه مردان و زنان را چون گرگی می پندارم

که میخواهند پدر و مادرم را از من بگیرن
 

ketabsabz

Well-known member
چارلی چاپلین: با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه،رختخواب خرید ولی خواب نه،ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه،می توان کتاب خرید ولی دانش نه،دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه
 
آخرین ویرایش:
بالا