کمی برای سادگی ام...

ZOT

New member
دلم آنقدر سرد شده است که وقتی بغضم می شکند




قطره های اشکم بلور میشوند




میخواهم به نخ بکشمشان برای شمارش حسرتهایم




وای که چقدر دلم برای خودم تنگ شده ....
 

Artmis.a

New member
باختم تا دلخوشت کنم ،

بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود ! دلم بود . .
 

Artmis.a

New member
محکـَم بـآش

وقتـﮯ خیلـﮯ نـَرم شَـوﮮ : همـﮧ خمَـت میکننـَد

حتّـﮯ کسـﮯ ڪﮧ اِنتظـآر نـَدآرﮮ...
 

ninol

New member
خسته از آزار شب باید گذشت
از تمام بوده و نابوده ها
دل برید از سرزمین بی کسی
پر گرفت از شهر خواب آلوده ها

باید از رؤیای خود اما گذشت
دل خوشی ها را به کام شب سپرد
چشمها را بست بر رنگ زمین
بر دهان آرزوها پا فشرد
 

Artmis.a

New member
وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد
.
.
.
.
..
.
..
.
.
.
تنها چیزی که جلوی او را میگیرد یک زن جدید است! ….
 

antenyus

Active member
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان

و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است.....
 

antenyus

Active member
ای بخت من چ کرده ام ک با من چنین میکنی .......
من نیز در دلم آرزوهایی دارم همانند دیگران..........اما نه آنچنان بزرگ بلکه کوچک به اندازه خودم........
 

antenyus

Active member
Untitled%20-%201.1.jpg


بي تو مهتاب شبي را همگان ميدانند

همگان شعر دوچشمان تو را ميخوانند

تو که از کوچه ي غمگين دلم ميگذري

تو که از راز دلم باخبري

تو چرا رسم وفايت گم شد؟!

برق چشمان سياهت گم شد؟!

با تو ام اي مه مهتاب شبان...

با تو اي زلف پريشان جهان

بي تو صد خاطره ام گريان است

بي تو اشکم شاعر باران است

بي تو ديگر نفسم بند آمد

قافيه يک دل خوش

سيري چند آمد؟!

بي تو جوي دل من خشکيده است

بي تو هر شاخه بـُـني

ريشه از باغ دلم برچيده است

بي تو مهتاب نهان است ز ابر

ابر غم باريده است

با تو گفتم با شرم

با تو گفتم از دل

با تو از قصه ي عشقم گفتم

و تو در اوج سکوت

با نگاهي پر ترديد و خمود

گفتي از عشق حذر کن...

نفسم بند آمد

قافيه يک دل خوش

سيري چند آمد؟!

بي مهتاب شبي را

باز هم ميخوانم
 

mw.ashel

New member
مطمئن باش و برو ضربه ات كاري بود

مطمئن باش و برو ضربه ات كاري بود دل من سخت شكست
و چه زشت به من و سادگي ام خنديدي به من
و عشقي پاك كه پر از ياد تو بود
و خيالم مي گفت تا ابد مال تو بود تو برو،
برو تا راحتتر تكه هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم
 

antenyus

Active member
چقدر سخته که بخوای همه رو آروم کنی

و بگی خدا هست نگران نباش اما خودم نتونم اروم بگیرم

سر من چه آمده است نمی خواهم عالم بی عمل باشم

این بار چقدر امتحانت سخت شده است ........
 

mw.ashel

New member
دست تو تو دست من بود

دلت هم يه جاي ديگه

تو خودت خبر نداري اما چشمات اين و ميگه

مدتي بود حس مي كردم كه دلت يه جا اسيره

پشت پا زدي به بختت كي واست جز من ميميره

تو ميگي يه وقتا گاهي پيش مياد يه اشتباهي

نه ديگه ديگه نمي شه واسه تو نمونده راهي

ديگه ديدنم محاله

ديگه برگشتم خياله
 

mw.ashel

New member
می آیم

در راه با اندکی سپیدی که از گل های نسترن میگیرم
سیاهی یه، این دل شب شده را روشن میکنم برای تو
می آیم و می نشینم کنارت
شود ایا کمی صدایم کنی
خاطره خواهم کرد
صدای تو را برای کودکان پاییز
می آ یم اما
امدنم را پایانی نیست انگار
همین مهربان زیبای من ... همین
 

antenyus

Active member
خدایا قلب من غمگینه امشب

دلم چون لاله خونینه امشب

نمی دونم چرا دست زمونه

گل عمر منو می چینه امشب

دلم گنجینه غم های بسیار

وجودم خسته از تکرار و تکرار

دل من دیگه از جبر زمونه

شده از زندگی بیزاز بیزار
 

antenyus

Active member
تنها نیستم !

با گیسوانم حرف می زنم !

تنها نیستم !

در قاب آینه ، برای نگاهم ترانه می خوانم !

تنها نیستم !

سایه ای دارم

که به هر جان کندنی

دنبال من می آید !!
 

antenyus

Active member
فاصله ها هیاهو میکنند
و صدای هق هق دلتنگی ام در نوسان بودن و نبودنت رنگ می بازد
کفش های رفتنت را گم میکنم
تا برای همیشه بمانی ...
 

antenyus

Active member
در انتظار لحظه ها ، از لحظه ها جا مانده ام

در جمع یارانم ولی انگار تنها مانده ام

ای ساربان لحظه ها ، آهسته تر آخر دمی

یادم نمی آید چرا تنها من اینجا مانده ام
 

antenyus

Active member
نیا باران.............

عاشقانه اش نکن.............

من و او ، ما نشدیم..................
 

antenyus

Active member
خدایا!!خورشید را به من قرض می دهی؟

از تو که پنهان نیست...سرزمین خیالم

سالهاست یخ بسته است!!!!!!
 

navik

New member
كاش ميدانستي سادگي كٌشت مرا
من چه ساده بودم، زندگي درسم داد
تا رسيدم اينجا خود معلم گشتم
درسهاي ساده خطي خطي كرد مرا
ديگر اكنون من هم كاغذي هستم كه
خط هاي دارم كه سيه كرد مرا ..!
k1nd
 

ZOT

New member
سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند
 
بالا