کمی برای سادگی ام...

Artmis.a

New member
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا


"استاد شهریار"
 

Artmis.a

New member
روزگاری, شهری

نفسی, همنفسی

غیرتی بود سزاوار جهان

نامردی تا کی؟

لذت عشق کثیف

هوسی زودگذر

و سکوت عاشق

در غم شهوت زشت معشوق...!
 

roshan

New member
بله دوستم میدونم
و برای همین ترجیح دادم احساسمو بکشم
بی احساس زندگی کردن خیلی بهتر از بی منطق و عقل زندگی کردنه

هر کسی که زخمی به دلش داره زمونه بهش یاد میده که سبک زندگیشو طوری انتخاب کنه که جای اون زخمه التیام پیدا کنه .... موفق باشی عزیزم
 

roshan

New member
نيازي به انتقام نيست.....
فقط منتظر بمان..
آن ها که آزارت مي دهند، سرانجام به خود آسيب مي زنند.
و اگر بخت مدد کند،
خداوند اجازه مي دهد... تماشاگرشان باشي !
 

nafiseh93

New member
من برمیخیزم. • چراغی در دست،چراغی در دلم • زنگار روحم را صیقل می زنم • آینه یی برابر آینه ات می گذارم • تا از تو ابدیتی بسازم.
 

@... zahra

New member
چه رسم جالبیست:
محبتت را میگذارند پای احتیاجت
صداقتت را میگذارند پای سادگیت
سکوتت را میگذارندپای نفهمیت
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت
و وفاداریت را پای بی کسی ت...
وآنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود..
که تنهایی وبی کس و محتاج..
 

@... zahra

New member
هر وقت نتونستی کسی را فراموش کنی یعنی هنوز درخاطر او هستی افلاطون.
 

@... zahra

New member
اگر روزی خواستی داستانم را نقل کنی بگو:
تنها بود ولی کسی را تنها نذاشت
غمگین بود ولی کسی را غمگین نکرد
دل شکسته بود ولی دل کسی را نشکست
بی کس بود ولی کسی را بی کس نکرد
و شاید بد بودولی برای کسی بد نخواست...
 

Artmis.a

New member
همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه!
گفتم:می دونم!
گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا!
گفتم: می دونم!
گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی !
… گفتم:می دونم!
گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟!
گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم

لعنت به این سادگی ام
 

Artmis.a

New member
بودم!
دیــــــــــــدم با دیگری شـــادتری
.
رفتــــــــــم
 

Artmis.a

New member
اینجا زمین است ، زمین گرد است !
تویی که مرا دور زدی ….. فردا به خودم خواهی رسید !!!!
حال و روزت دیدنیست….
 

Artmis.a

New member
“دوستت دارم” را برای هر دویمان فرستادی
هم من ، هم او
خیانت میکردی یا عدالت ؟
 

bacillus.bs

New member
آرزو دارم شبی عاشق شوی. آرزو دارم بفهمی درد را. تلخی برخوردهای سرد را. می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی. می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی. می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
 

bacillus.bs

New member
میری و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست
 

bacillus.bs

New member

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه,دیوار اتاقش پر از عکس میشه ؛اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسش رو به دیوار بزنی
 

bacillus.bs

New member
اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب

کاش روزي چشمهامان با صداقت مي شدند

گاهي از غم مي شود ويران دلم ، اي کاش

بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند
 

bacillus.bs

New member
قول مي دم وقتي كه نيستي عكستو بغل نگيرم

قول مي دم روزي هزار بار واسه ي اشكات نميرم



قول مي دم وقتي كه نيستي پاي عشق تو نسوزم



قول مي دم در انتظارت چشما مو به در ندوزم



مي دوني كه خيلي خستم



مي دوني دلم گرفته



مي دوني دوريت عذابه



مي دوني گريم گرفته



ميدونم بر نمي گردي



مي دونم رفتي كه رفتي



دروغ بود هر چي ميگفتي....
 

bacillus.bs

New member
من منتظرت شدم ولي در نزدي

بر زخم دلم گل معطر نزدي

گفتي كه اگر شود مي آيم اما

مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي
 

bacillus.bs

New member
نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست

بشنو از دل ، دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ی دلبر شود
 
بالا