کمی برای سادگی ام...

parnia

New member
جریان چیست! چرا هیچ گاه پیدا نمیشود، جسد آنهایی که ادعا میکنند بدون ما میمیرند
 

parnia

New member
این روزها آب و هوای دلم آنقدر بارانیست
که رختهای دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست...
 

parnia

New member
غمگینم...
همانند پرنه ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد...
گرسنه و آزاد...یا سیر و اسیر؟؟
 

parnia

New member
حالم گرفته ازین شهر که آدمهایش همچون هوایش ناپایدارند...
گاه چنان پاک..که باورت نمیشود...و گاه چنان آلوده که نفست میگیرد...
 

parnia

New member
چرا مرا به شهر بازی آوردی؟؟؟؟
من اصلا بازی کردن بلد نیستم...
باختن که به رخ کشیدن ندارد...
خدا....
به من نخند...
 

parnia

New member
عادت کرده ام...میروم روبه روی آینه می ایستم..دست میگذارم روی شانه هایم....به خود نگاه میکنم...و میگویم.....طاقت بیار
 

parnia

New member
درد دارد...وقتی همه چیز را میدانی و فکر میکنند نمیدانی..
غصه میخوری که میدانی...میخندند که نمیدانی
 

ZOT

New member
گاهی اتفاقی می افته که دلت می خواد سرت رو محکم بکوبی به دیوار:sad::13::13::13:
 

ZOT

New member
یاد گرفتم كه از هیچ لبخندی
خیال دوست داشتن به سرم نزند!
یاد گرفتم كه بشنوم تا فردا…
و به روی خود نیاورم
كه فرداها هیچوقت نمی آیند
 

ZOT

New member
بــرایِ خــودم . . .مـَـردی شـُـده ام
بــی صــدا گــریــه مــیــکــنــم
ایــن روزهــا در ســکــوتِ ســرســخــتِ دنــیــا . . .
مـُـواظــبــم بــاش . . .
قــَـلــبـَـم . . . هـَـنــوز . . . زنــانــه مــی تــپــد . . . !!
 

ZOT

New member
دلم هوایت را می کند
ومن

باز هم" شرمنده اش"می شوم…
 

ninol

New member
*
در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها
 

ninol

New member
گاهی آدمهای تنها؛خیلی خوش شانس هستند، چون کسی را ندارند تا از دست بدهند .. !!!
 

sepidh gh

New member
خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است ...
پیدا نکنم ... همدل دلها همه از سنگ است
گویا که در این وادی ... از عشق نشانی نیست ...
گرهست یکی عاشق ....آلوده به صد رنگ است .....!!!
 

ninol

New member
تو زندگی به هیچ چیز زیاد اعتماد نکن حتی سایه ات ، که جاهای تاریک تنهات می ذاره…
 

parnia

New member
برایت
دلتنگی عصر پاییز را می فرستم
مثل کلاغ های دم غروب
هیچ جا نیستم
فقط گاهی
یکی از پرهایم می افتد
 

mw.ashel

New member
بعضی زخم ها هست که هر روز باید روشونو باز کنی
و نمک بپاشی تا یادت نره که سراغ بعضی آدما نباید رفت ، ” نباید ” !
 

parnia

New member
ای خدای تنهایی

آن زمان که همگان به انسان پشت می کنند

تنها حضور تو .... تنهایی را طراوت می بخشد

خودت را از ما دریغ نکن......

خدایا !

دل ما را از آن خودت و چشم ما را نگران خودت کن...
 

mw.ashel

New member
رفتی و به آمدن نیندیشیدی بر سادگی ام به سادگی خندیدی یک جمله همیشه مانده بر لبهایم ای کاش کمی مرا تو می فهمیدی :sad:
 
بالا