کمی برای سادگی ام...

mohana

Well-known member
مــن می نویسم و تـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا مخاطبم که تو باشی … مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم

پ ن: داشتم پيام هاي قديميمو ميخوندم
حسي خوبي اومد
گفتم اينجا بنويسم
 

sara77

New member
رویاهایم راپاک میکنم به کسی نگویید

روزی دراین دنیابوده ام

خدایامیشوداستعفادهم؟!

کم اورده ام...!
 

sara77

New member
رویاهایم راپاک میکنم به کسی نگویید

روزی دراین دنیابوده ام

خدایامیشوداستعفادهم؟!

کم اورده ام...!
 

sara77

New member
هیچکس نفهمید...

شایدشیطان عاشق حواشده بود

که به ادم سجده نکرد.
 

sara77

New member
رفته ای؟؟؟بعضیهابهش میگن قسمت...امامن تازگیهابهش میگم به درک
 

sara77

New member
ای نارفیق به کدامین گناه ناکرده...

تازیانه میزنی بر

اعتمادم...؟؟؟
 

Artmis.a

New member
برای سادگی

دلم تنگ است
برای صدای قمری ها
وبیداری از خوابِ بی دغدغه.

برای بالا رفتن
از پله های بی حصار
دیوارهای کوتاه
وسلام ساده ی همسایه

برای
بوی گندم تازه در نان
و درخت یاس در
کوچه های انتظار

زنگ آشنای خانه های سبز
و سادگی پرده ها.

چقدر دلم تنگ است
برای سادگی.

(بهمن کاظمی/ب.باران)
 

Artmis.a

New member
فاصله ها زیادتر از آنند
که تو گریه ی من را ببینی
من هم خنده ی تو را نمیبینم
فقط دلم به حال خودم میسوزد
که فکرم تو شده ای
تمام زندگیم تو شده ای
و تو به گریه های من
بی پروا میخندی
دلم به حال دلم میسوزد
که نمیخواد از دوست داشتن تو
دست بردارد........
 

Artmis.a

New member
چه صداییست که پیچیده درین جنگل مرگ ؟

چه کسی تیشه برین شاخه ی افتاده زمین میکوبد ؟

این تبر مال " تو" نیست ؟

دستها آن " تو" نیست؟

" تو " چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه

به " من " شاخه ی افتاده ی خشکیده ، تبر می کوبی ..!!

آی ... آرام بزن ؛ میشکند عمق سکوت

وای ... آرام بزن ؛ تا نکنم آه " تو" را

جمع کن هر چه شکستی ، دل من هیزم شد

آتشی بر دل من زن که ببینی

عشق هم میسوزد ... خوب هم میسوزد ...
 

Artmis.a

New member
خیلی حالش خراب بود

از زمین و زمان بریده بود

رفتم تو زندگیش

خیلی طول نکشید که حالش خوب شد

تشکر کرد و رفت…
 

Artmis.a

New member
اصلا همه را پاک کن ...

یادم را پاک کنی ، عشقم را چه می کنی؟!...

اصلا همه را پاک کن ...

هر آنچه از من داری...

از من که چیزی کم نمی شود...

فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟!

شاید...؟!

نکند آن را هم پاک کرده ای ؟!!!

نـــــــــــــــــــــــــه!! شدنی نیست...

نمی توانی آنچه را نداشتی پاک کنی!!!
 

Artmis.a

New member
پیش از آنکه درباره ی زندگی، گذشته و شخصیت من قضاوت کنی…
خودت را جای من بگذار…
از مسیری که من گذشته ام عبور کن…
با غصه ها…
تردیدها…
ترسها…
دردها و خنده هایم زندگی کن…
یادت باشد هرکسی سرگذشتی دارد، هرگاه به جای من زندگی کردی، آنگاه می توانی درباره ی من قضاوت کنی…
 

Artmis.a

New member
اﯾﻨﺠﺎ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ...


ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﺁﺏ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ!



ﻗﺎﺿﯽ ﺟﯿﺮﻩ ﺑﻨﺪﯼ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ!!!



آنچه نقد است فقط جان توست،ﮐﻪ ﻗﺴﻂ ﺑﻨﺪﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ....
 

Artmis.a

New member
این چه رسمی است که تا عاشق هست

آسمان هست

زمان هست

و شقایق هم هست

زندگی باید کرد ؟!

زندگی چیزی نیست جز به هم ساختن ثانیه ها

و چه عاشق باشیم و چه نباشیم زمان می گذرد

و چه بهتر که نمی گردد باز

پشت سر چیزی نیست

یاد او هر چه که بودست بخیر!

گذرش میمون باد...!
 

Artmis.a

New member
آنگاه كه غروره كسی را له میكنی..

آنگاه كه كاخ آرزوهای كسی را ویران میكنی..

آنگاه كه شمع امید كسی را خاموش میكنی..

آنگاه كه بنده ای را نادیده می انگاری...

آنگاه كه حتی گوشت را میبندی كه صدای خرد شدن غرورش را نشنوی..

آنگاه كه خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده میگیری...

میخواهم بدانم!!!!!!!!!!!

دستانت را بسوی كدامین آسمان دراز میكنی تا برای خوشبختی خودت دعا كنی؟؟؟!!!
 

Artmis.a

New member
امشب... خسته تر از هميشه هستم


کاش ميشد گوشه اي مي نوشتم


خدايا خيلي خسته ام فردا صبح بيدارم نکن....
 

Artmis.a

New member
یک زمان هایی توی زندگی وجود داره
که آدم
فقط دوست داره
بدونه.............

چـــــــــــــرا ؟
 

Artmis.a

New member
تو که عادت داری

باید به بعضی ها گفت: ...


ناراحت چی هستی؟...


دنیا که به آخر نرسیده…!!!....


من نشد ؛ یکی دیگه!...
 

nusha

New member
حدیث جون عاشق تاپیکتم ، هر وقت میامو پستاتو میخونم راحت اشک میریزمو سبک میشم
ولی ازین ک میبینم باز شما غمگینی ناراحت میشم
امیدوارم زودتر دوباره مثه همیشه خوشحالو پر انرزی شی عزیزدلم
 

parnia

New member
من !
مثل بادکنکی به دست کودکی ، هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم !
نخ را قطع کنی ، میروم پیش خدا !!!
.
 
بالا