این نظر یکی از دوستانه:
برای زندگیت استراتژی تعیین کن. چیزی که مثل هیچ کس نباشه. تهش هم هدف نذار. فقط شیوه رو ملاک قرار بده.
جوری زندگی کن که در اون قیاس و رقابت و قضاوت وجود نداشته باشه و وجدانت هم ازت راضی باشه.
به هر تصميمي و هر پديده اي برخورد كردي اول ببين اين سه شرط همزمان درش وجود داره يا نه. آيا انجامش واقعا و صد در صد ضرورت داره؟ آيا صادقانه فكر ميكني نتيجه انجامش انبساط و آرامش درونيه و احساس شعف معنويه يا لذت كوتاه مدت بيروني كه مربوط به هوس و خواست انسانيه؟ آيا منشاء وقوع اون پديده يا سوال يا تصميم و يا هر فكر و انتخابي رو كه جلوت قرار گرفته ميدوني؟ شايد ظاهري زيبا ولي منشاء و خاستگاه پليدي داشته باشه كه بايد درمورد منشاء ش بيشتر تامل كني.
هر روز صبح به خودت يادآور شو كه هيچي نمي خواي. نه لذت نه موفقيت و نه هيچ آرزوي ديگه اي. كار ميكني كه به اندازه نيازهاي اوليه ت بتوني براي "آگاهي" حقيقي زنده بموني و ادامه بدي و اصراري به هيچ چيز نداري. اينطوري از يه جمعيت ميلياردي متمايز ميشي چون چيزي رو مي خواي كه اونها نمي خوان. جوري زندگي خواهي كرد كه اونها نمي كنند. و آگاهي جوري سر راهت قرار ميگيره كه هرگز سر راه اونها قرار نميگيره. يعني سر راهشون هست ولي چون دغدغه شون نيست كورند و نمي بينند