البرت انیشتین میگه این نیستی نیست که نیست این هستیه که هست پس نیستی وقتی هست که هستی نیست پس در واقع نیسنی در جوهر ذات وجود ندارد و هستی هست که با بودنش یا نبودنش نیستی را تعریف میکند(نظریه جوهر وجود بوعلی سینا) پس در جواب سوالتون باید بگم نیستیی نیست هرجا هستی هست نیستی نیست وهرجا هستی نیست هستی هستسلام.حال شما خوبه؟راستش سه تا از دوستام ازم سوالی پرسیدن که برای خودم هم سوال شد:
اگه ما ههمینطور از کره ی زمین دور بشیم و از کهکشانها هم بگذریم آیا بالاخره اینا جایی تموم میشن؟
اگه تموم میشن خوب یعنی چی؟یعنی بعد از اون نیستیه؟خوب یعنی خود نیستی هم وجود داره؟اگه آره چه جوریه و اصلا چه جوری ممکنه که نیستی باشه؟(منظورم اینه که خوب نیستیه چه جوریه؟)
اگه تموم نمیشه چی؟اصلا میشه که تموم نشه؟!
ممنون.:riz304: