من عاشقت شدم

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

shahram25

New member
عاشق ان چشمان گريان و بغض در گلو خفه شده ات شده ام كه هر ان با بغضي گويي دوستت دارم
 

aryobarzan

New member
یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند.
نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم، ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند.
به برگ گل نوشتم که او را دوست می دارم ولی افسوس او گل را به به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند.
 

bacillus.bs

New member
دنیای پاک بچگی


امروز خونه ی یکی از دوستانم چیزی دیدم که باعث شد ساعت ها بشینم و به یاد گذشته ها غرق در افکار بچگانه بشم . دی وی دی کارتون "دختری به نام نل" . باورم نمی شد . رفتم به 20 سال پیش . اون همه غربت و تنهایی و غم و غصه و بدبختی که سر یه دختر خراب شده بود و به دنبال نقش سراب "پارادایس" در جستجوی مادرش . غافل از اینکه "پارادایس" یعنی بهشت و مادرش هم دیگه زنده نبود . واقعا چرا باید این کارتون تا این حد تمی حزن انگیز و سراسر اندوه می داشت . مگه ما بچه ها چه گناهی داشتیم که باید بار غم "نل" رو هم به دوش می کشیدیم و توی تنهایی ها و غربت کودکانش شریک می شدیم . مخصوصا موسیقی درگیر کنندش که بعد از این همه مدت هنوز هم برای من سرشار از وحشت و ماتمه . وحشت از تنهایی و دنیایی بی رحم که با تمام توان به تنهایی ما می تازه . واقعا خیلی بی انصافی بود . امروز بعد از 20 سال که اولین بار "نل" رو دیده بودم باز هم با دیدنش اشکم دراومد...
 

bacillus.bs

New member
ببخشا گر که گفتم بی وفایی

گله کردم چرا پیشم نیایی

و یا تکرار کردم که کجایی

حقیقت را خدا می داند و بس

تو هم مانند من تنها و بی کس

دلی روشن تر از آیینه داری

تو هم عاشق

ولی مانند من در یک حصاری
 

bacillus.bs

New member
کودکی را پرسیدند عشق یعنی چه ؟ گفت بازی


نوجوانی را پرسیدند عشق یعنی چه ؟ گفت رفیق بازی

جوانی را پرسیدند عشق یعنی چه ؟ گفت پول

پیری را پرسیدند عشق یعنی چه ؟ گفت عمر

عاشقی را پرسیدند عشق یعنی چه ؟ چیزی نگفت گریست و رفت
 

shahram25

New member
بدم چئاني بيست ساله بي رفتار بي كردار در خانه شدم روزي من ديوانه شكستم هر چه بود در آن خانه البته اين شعر خودمه خودم سرودم و جايزه هم بابت گرفتم و
 

bacillus.bs

New member
آن زمانها کز نگاه خسته مرغان دريايي
وز سکوت ظلمت شبهاي تنهايي
و هنگامي که بي او جان من چون موجي از اندوه ميشد
قطره اشکي دواي درد من بود
اين زمان آن اشک هم پايان گرفته
وان دواي درد بي درمان هم
ماتمي ديگر گرفته
آسمان ميگريد امشب
ساز من مينالد امشب
او خبر دارد که ديگر اشک من ماتم گرفته
او خبر دارد که ديگر ناله ام پايان گرفته
او خبر دارد که ديگر ناله ام پايان گرفته
 

dilak

New member
وااااااااااااااااای شهرام آخرش اومدی تو صف دل شکسته ها
بت تبریک می گم شعرت هم زیباست
می گما ولی باور نکن
ههههههههههههههه
 

dilak

New member
آره تنهاست به جز ده تا سوشل فریند و نمی دونم چیچی فریند تنهاست
 

shahram25

New member
ديلك كي گفته سوشل فرند دارم تازه سوشل فرندام همشون خوبن
 

dilak

New member
خوف خودت گفتی سوشل فریند دارم ولی می خوام جی اف داشته باشم من چیکار کنم
بی ربط نمی گم من
 

shahram25

New member
ديلك جان مچمو انگاري بد جور گرفتي خب اره دوس دارم جي اف داشته باشم ولي ندارم
 

bacillus.bs

New member
شبی به دست من از شوق سیب دادی تو


نگو ٬ که چشم و دلم را فریب دادی تو

تو آشنای دل خسته ام نبودی حیف

و درد را به دل این غریب دادی تو
 

bacillus.bs

New member
در پناه بي پناهي قدم ميگذارم بر تمام خاطرات از دست رفته ام

اري من رهگذر پيري را ديدم که کودکي ميکرد...و کودکي را ديدم

که به اندازه ي تمام روزهاي عمر يک سال خورده غم داشت....

من اسمان تيره ي شب هاي تنهايي را ديدم....و لمس کردم ماه تنهاي
 

bacillus.bs

New member
rain...



نزن باران زمین جای قشنگی نیست

من از جنس زمینم و خوب می دانم

که گل در عقد زنبور است

اما یک طرف سودای بلبل،

یک طرف بال و پر پروانه را هم

دوست میدارد

نزن باران پشیمان میشوی از آمدن

زمین جای قشنگی نیست

در ناودان ها گیر خواهی کرد

من از جنس زمینم خوب می دانم

که اینجا جمعه بازار است

و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند

در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند

در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند

نزن باران زمین جای قشنگی نیست!
 

bacillus.bs

New member
كاش مي شد تو جنگلا،يه كلبه داشتيم من و تو

زمين و شخم مي زديم ،دونه مي كاشتيم من تو

خودمون خونه مي ساختيم،دستامون گلي مي شد

آهن و بتن نبود،ديوارا،كاگلي ميشد

وقتي هيزم مي آوردم تو ميشستي رو به روم

مي چكيد نم نم بارون رو درختا روي بوم

آتيش كلبه به را بود ،ديگه سردت نمي شد

غم نون زانو مي زد،حريف مردت نمي شد

كاش رو كول آدما خورجيني از غصه نبود

عشق آدما به هم فقط توي قصه نبود

كاشكي رو سر گلا منت باغبون نبود

واسه امنيت شهر ،گزمه و پاسبون نبود...
 

bacillus.bs

New member
در آرزوی عشق



...نگاه های تو٬تبلور تمام تنهايی من

حس کنار تو بودن

انگار تمام دنيا

صدای تو ٬گرم

ياد تمام سکوتم در دل شب

شب های بی تو بودن

شب های دلتنگی

باران٬پنجره٬فريادی بی صدا

تمام هستی من بود

و اتاقی که به قد تمام دنيا يرای دل تنگم جا داشت

صدای باران٬صدای عشق

صدای بی صدايی

وتو.....

که آهسته

زير باران می آمدی......
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا