من عاشقت شدم

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

bacillus.bs

New member
عاشقای واقعی به هم نمی رسند اگر به هم برسند که دیگه اسمش عشق نیست
 

shahram25

New member
نه بالسيوس جان اينجورم نيست در همه موارد ولي اكثر به هم نميرسن
 

dilak

New member
شهرام تو دردت این خودمه عمو حق داری
آخه عشقی وجود نداره که همش کشکه
 

parisan

New member
واقعااااااااااااااا"!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:5:
 

vibrio

New member
اشتباه شما اینه که عشق و با سایه عشق اشتباه گرفتید.عشق لذت بخش ترین چیز دنیاس
لااقل واسه من
 

vibrio

New member
مبارکههههههههههههههههههههههههههههه عزیزممممممممممممممممم
 

bacillus.bs

New member
منم تبریک گفتم تو یه قسمت دیگه حالا این کاندیداها باید چی کار کنند باید بریم تبلیغ کنیم تا بهمون رای بدند؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

bacillus.bs

New member
یا تو

دست های التماسم را فشرد

رفت واحساس مرا با خود نبرد

یاد تو هر شب صدایم می کند

در حریم شب رهایم می کند

تو سکوت مبهم آیینه ای

در غم دیرینه ، در آیینه ای

تو چه هستی؟ لطف بی پایان عشق

یاور شب های بی پایان عشق

من به پای عشق تو فانی شدم

طرحی از اندوه و ویرانی شدم

سردی رخسار زردم را ببین

این گل پژمرده از غم را بچین
 

shahram25

New member
منم به خودم پيروزي موفقيت آميز و بد قهرمانانه و شكست حريفان قدر و گردن كلفت خود را تبريك عرض نموده و اميد وارم مدير اينده شوي!!!
 

bacillus.bs

New member
گلپونه*های وحشی دشت امیدم، وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده*ام تنهای تنها
من مانده*ام تنها میان سیل غمها
حبیبم ، سیل غمها
....................
{ گلپونه*ها نامهربانی آتشم زد آتشم زد }2 گلپونه*ها بی *همزبانی آتشم زد
می*خواهم اکنون تا سحرگاهان بخوانم افسرده*ام، بیگانه*ام، آزرده جانم

گلپونه*های وحشی دشت امیدم، وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده*ام تنهای تنها
من مانده*ام تنها میان سیل غمها
حبیبم ، سیل غمها
....................
من مانده*ام تنهای تنها
من مانده*ام تنها میان سیل غمها
حبیبم ، سیل غمها
....................
من مانده*ام تنهای تنها
من مانده*ام تنها میان سیل غمها
حبیبم ، سیل غمها
 

bacillus.bs

New member
کاش میدانستی چیست.......


آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست...........
 

bacillus.bs

New member
عاشقت خواهم ماند..............................بي آنکه بداني.
دوستت خواهم داشت............................بي آنکه بگويم.
درد دل خواهم گفت.................................بي هيچ کلامي.
گوش خواهم داد..................................بي هيچ سخني.
در آغوشت خواهم گريست.......................بي آنکه حس کني.
در تو ذوب خواهم شد..............................بي هيچ حرارتي.
اينگونه شايد احساسم نميرد
 

bacillus.bs

New member
چی بگم از کجا بگم ؟ دردمو با کیا بگم؟

بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم

از عشقی که گم شد و رفت

عاشق مردم شد و رفت
 

bacillus.bs

New member
یه داستان

تی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زيبای اون خيره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و از من خداحافظی کرد

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و از من خداحافظی کرد



ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زمانی هيچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلی خوبی داشتيم " ، و از من خداحافظی کرد



ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلی فرا رسيد ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلی ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشی دنيا هستی ، متشکرم و از من خداحافظی کرد

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جديدی شد. با مرد ديگه ای ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوری فکر نمی کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"



ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

سالهای خيلی زيادی گذشت . به تابوتی نگاه ميکنم که دختری که من رو داداشی خودش ميدونست توی اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختری که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من يه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.

ای کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گريه !



اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا