عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
و غمــت سـهم ِ مــن!
آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود …
آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه …
شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری.............یاران صلای عشق است گر میکنید کاری
چشم فلک نبیند زین طرفهتر جوانی.....................در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری
هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مرکب...............بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری
چون من شکستهای را از پیش خود چه رانی...........کم غایت توقع بوسیست یا کناری
می بیغش است دریاب وقتی خوش است بشتاب.......سال دگر که دارد امید نوبهاری
در بوستان حریفان مانند لاله و گل.......................هر یک گرفته جامی بر یاد روی یاری
چون این گره گشایم وین راز چون نمایم ..............دردی و سخت دردی کاری و صعب کاری
هر تار موی حافظ در دست زلف شوخی...............مشکل توان نشستن در این چنین دیاری