اسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند
سرباز امام(عج) New member 2012-10-03 #641 اسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند
estel Member 2012-10-03 #642 در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه مشو غره به امروزت که از فردا نئی آگه
estel Member 2012-10-04 #644 الا یا ایها الساقی ادر کاسا وناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
سرباز امام(عج) New member 2012-10-04 #645 آنکس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دوجهانش بخشی دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دوجهانش بخشی دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند
sokot New member 2012-10-07 #646 دل بد مدار هان که رسی هم به روز وصل/ شبها چو زهر فرقت جانان چشیده ای آخرین ویرایش: 2012-10-07
سرباز امام(عج) New member 2012-10-07 #648 سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی ندا آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
shima.p New member 2012-10-07 #649 یار من باش که زیب فلک و زینت دهر ................از مه روی تو و اشک چو پروین مست
patris New member 2012-10-07 #650 ترسم ای مرگ نیایی تو و من پیر شوم /آنقدر زنده بمانم که ز جان سیر شوم
shima.p New member 2012-10-07 #651 منو اینهمه خوشبختی محاله محاله......... تورو داشتن مثه خواب و خیاله خیاله
shima.p New member 2012-10-07 #653 ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم ...........هر جا که پا میذارم تورو اونجا میبینم
سرباز امام(عج) New member 2012-10-08 #655 ما و لیلی همسفر بودیم اندر راه عشق او به مطلب ها رسید و ما هنوز آواره ایم
M mehdi.epid New member 2012-10-08 #656 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم محتسب داند که من این کارها کمتر کنم خواجه راز حافظ شیراز
sepidh gh New member 2012-10-08 #657 مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست، مشکل نشیند خلد گر به پا خاری، آسان برآرم چه سازم به خاری که در دل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست، مشکل نشیند خلد گر به پا خاری، آسان برآرم چه سازم به خاری که در دل نشیند
M mehdi.epid New member 2012-10-08 #659 مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم حضرت حافظ
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم حضرت حافظ
shima.p New member 2012-10-08 #660 منو از من نرنجونم از این دنیا نترسونم ............ تمام دل خوشی هامو به آغوش تو مدیونم