مشاعره

mohammad63

Well-known member
تو کز محنت دیگران بی غمی .............. نشاید که نامت نهند آدمی ..... ی بده
 

mohana

Well-known member
یا رب آن شاهوش ماهرخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یکدانه کیست؟!
 
آخرین ویرایش:

IL-2

Well-known member
ترسم این قوم که بر درد کشان می خندند

در سر کار خرابات کنند ایمان را
 

mohana

Well-known member
از حادثه لرزند به خود قصر نشينان
ما خانه به دوشان غم سيلاب نداريم
 

شفق بانو

New member
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] کاشا که عشق مختصری نیشتر شود[/FONT]
 

mohana

Well-known member
دل به هجران تو عمريست شکيباست ولي
بار پيري شکند پشت شکيبائي را...
 

شفق بانو

New member
آمدی جانم بـــه قــربــانــت ولــی حــالــا چــرا
بی وفا حالا کــه مــن افــتــاده ام از پــا چــرا
 

mohana

Well-known member
آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم
 

شفق بانو

New member
مـا ره بـه کـوی عـافـیـت دانـیـم و مـنـزلـگـاه انس

ای در تــکــاپــوی طـلـب گـم کـرده ره بـا مـا بـیـا
 

mohana

Well-known member
ارغوان شاخه همخون جدامانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز ؟
آفتابي ست هوا يا گرفته است هنوز ؟
 

sepideeee

New member
هر روز می رسم لب این سالخورده رود
با کوزه ای که بشونم از آب ها سرود
این رود خاطرات مرا تازه می کند
یادش بخیر تلخیه آن روز صبح زود !!!


- - - Updated - - -

هر روز می رسم لب این سالخورده رود
با کوزه ای که بشونم از آب ها سرود
این رود خاطرات مرا تازه می کند
یادش بخیر تلخیه آن روز صبح زود !!!
 

sepid71

New member
هر روز می رسم لب این سالخورده رود
با کوزه ای که بشونم از آب ها سرود
این رود خاطرات مرا تازه می کند
یادش بخیر تلخیه آن روز صبح زود !!!


- - - Updated - - -

هر روز می رسم لب این سالخورده رود
با کوزه ای که بشونم از آب ها سرود
این رود خاطرات مرا تازه می کند
یادش بخیر تلخیه آن روز صبح زود !!!

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

یاد حریف شهر و رقیب سفر نکرد

با بخت طریق مروت فرو گذاشت

با او ب شاهراه حقیقت گذر نکرد

گفتم مگر ب گریه دلش مهربان کنم

چون سخت بود در دل سنــــــــــــــگش اثر نکرد ..............
 

شفق بانو

New member
دیــشــب ســرم بــه بــالــش نـاز وصـال و بـاز
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
 

شفق بانو

New member
تـا کـه نـامـی شدم از نام نبردم سودیگـر نـمـردم مـن و ایـن گـوشـه گـمـنامیها

- - - Updated - - -

تـا کـه نـامـی شدم از نام نبردم سودیگـر نـمـردم مـن و ایـن گـوشـه گـمـنامیها
 

sepid71

New member
تـا کـه نـامـی شدم از نام نبردم سودیگـر نـمـردم مـن و ایـن گـوشـه گـمـنامیها

- - - Updated - - -

تـا کـه نـامـی شدم از نام نبردم سودیگـر نـمـردم مـن و ایـن گـوشـه گـمـنامیها

ای ک یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد

حیف باشد ک تو باشی و مرا غم ببرد .....
 

شفق بانو

New member
دیــدی کـه چـه غـافـل گـذرد قـافـلـه عـمـر

بـگـذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت
 

mohana

Well-known member
تا هستم اي رفيق نداني که کيستم
روزي سراغ وقت من آيي که نيستم
 
آخرین ویرایش:
بالا