تو مث اون گل سرخی ک گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی ک ناگفته میمونه دم اخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
مث اون آبی ک رسمه بریزن پشت مسافر ....
مریم حیدرزاده
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماهشکر ایزد ک میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
- - - Updated - - -
شکر ایزد ک میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
تو مث اون گل سرخی ک گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی ک ناگفته میمونه دم اخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
مث اون آبی ک رسمه بریزن پشت مسافر ....
مریم حیدرزاده
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره ی هندوی تو بود
درد عشقی کشیده ام ک مپرس زجر هجری چشیده ام ک مپرسدیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
مولانا
درد عشقی کشیده ام ک مپرس زجر هجری چشیده ام ک مپرسدیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
مولانا
سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند
اصلا انگار نه انگار اسم تاپیک مشاعره س و باید با اخر شعر، بیت جدید رو شروع کرد!!!!!!:smiliess (11):
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟