مشاعره

baran201

New member
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم...
 

IL-2

Well-known member
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
 
آخرین ویرایش:

sepid71

New member
ما را ب رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سالهاست كه با گله آشناست

- - - Updated - - -

ما را ب رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سالهاست كه با گله آشناست
 

IL-2

Well-known member
تو در کنار فراتی ندانی این معنی

به راه بادیه دانند قدر آب زلال

- - - Updated - - -

تو در کنار فراتی ندانی این معنی

به راه بادیه دانند قدر آب زلال
 

mohana

Well-known member
لاله و گل زخمی خمیازه اند
عیش این گلشن خماری بیش نیست...
 

sepid71

New member
تو مث اون گل سرخی ک گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی ک ناگفته میمونه دم اخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
مث اون آبی ک رسمه بریزن پشت مسافر ....

مریم حیدرزاده
 

sepidh gh

New member
تو مث اون گل سرخی ک گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی ک ناگفته میمونه دم اخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
مث اون آبی ک رسمه بریزن پشت مسافر ....

مریم حیدرزاده

رند عالم‌سوز را با مصلحت‌بینی چه کار؟...... کار ملک است آن چه تدبیر و تأمل بایدش
 

sepid71

New member
شکر ایزد ک میان من و او صلح افتاد

صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

- - - Updated - - -

شکر ایزد ک میان من و او صلح افتاد

صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
 

bahramian0935

New member
شکر ایزد ک میان من و او صلح افتاد

صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

- - - Updated - - -

شکر ایزد ک میان من و او صلح افتاد

صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
 

bahramian0935

New member
تو مث اون گل سرخی ک گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی ک ناگفته میمونه دم اخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
مث اون آبی ک رسمه بریزن پشت مسافر ....

مریم حیدرزاده

روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه
می خورد روزه ی خود را به گمانی که شب است
 

sepid71

New member
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

جز غم که هزار آفرین بر غم باد

مولانا
درد عشقی کشیده ام ک مپرس زجر هجری چشیده ام ک مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده ام ک مپرس !

- - - Updated - - -

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

جز غم که هزار آفرین بر غم باد

مولانا
درد عشقی کشیده ام ک مپرس زجر هجری چشیده ام ک مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده ام ک مپرس !
 

FARNAZz

Member
سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند
 

mohana

Well-known member
اصلا انگار نه انگار اسم تاپیک مشاعره س و باید با اخر شعر، بیت جدید رو شروع کرد!!!!!!:smiliess (11):

سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟
 
آخرین ویرایش:

sepid71

New member
اصلا انگار نه انگار اسم تاپیک مشاعره س و باید با اخر شعر، بیت جدید رو شروع کرد!!!!!!:smiliess (11):



دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
 

paeez

New member
دی، کودکی بدامن مادر گریست زار
کز کودکان کوی، بمن کس نظر نداشت
 

paeez

New member
ترسم آنروز بیایی که نباشد جسدم

کوزه گر کوزه نسازد زخاک تن من
 

paeez

New member
نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید،

به خیالش قندم

- - - Updated - - -

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
 
بالا