مشاعره

Maryam.A

Well-known member
دلا یاران سه قسمند گر بدانی زبانی اند و نانی اند و جانی به نانی نان بده از در برانش مدارا کن ز یاران زبانی
ولیکن یار جانی را بدست دار به جانش جان بده گر می توانی
 

Maryam.A

Well-known member
دلا یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی به نانی نان بده از در برانش
مدارا کن ز یاران زبانی

ولیکن یار جانی را بدست دار
به جانش جان بده گر می توانی
 

bioelectric

Active member
دلا یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی به نانی نان بده از در برانش
مدارا کن ز یاران زبانی

ولیکن یار جانی را بدست دار
به جانش جان بده گر می توانی
یار مرا ،غار مرا ،عشق جگر خوار مرا
یار تویی، غار تویی ،خواجه نگه دار مرا
 

mohana

Well-known member
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
 

حسان

Well-known member
روز مرگم نفسی وعده ی دیدار بده
وانگهم تا به لحد فارغ وآزاد ببر
 

حسان

Well-known member
دوران همی نویسد بر عارضش خطی خوش
یارب نوشته ی بد از یار ما بگردان
 

arshade90

New member
آنهمه شوکت و ناموس شهان آخر کار

چند سطریست که برصفحه دفتر گذرد

عاقبت جمع شود در دو سه خط از بد و نیک

آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد
 

حسان

Well-known member
دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
لیک از لطف لبت صورت جان میبستم
 

arshade90

New member
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
 

kasraa

New member
آنهمه شوکت و ناموس شهان آخر کار

چند سطریست که برصفحه دفتر گذرد

عاقبت جمع شود در دو سه خط از بد و نیک

آنچه یک عمر به دارا و سکندر گذرد
دیگر ای گندم نمای جو فروش
با ردای عجب، عیب خود مپوش
 

patris

New member
تا رسیدیم به یک غنچه دخیلی بستیم
ما که بستیم ولیکن گرهی باز نشد
 
بالا