مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

bioelectric

Active member
ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم، نه میخواهم بدانم
فاضل نظری

با ح
 

leylii

New member
همه جا با همه کس یار نمی باید بود
یار اغیار دل آزار نمی باید بود
وحشی بافقی

با چ

چشماهایم را به چشمانش گره زد
بر زندگی رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه می پنجره زد
الف
 

bioelectric

Active member
چشماهایم را به چشمانش گره زد
بر زندگی رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه می پنجره زد
الف

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی
شهریار

با گ
 

leylii

New member
می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط کش و نقاله و پرگار شاعر میشود
نجمه زارع

با ع

عطر گل فضا رو تنگ میکرد در آنجا در خم آن کوچه ی دور
نگاهم با نکاهش آشنا شد بیکدم آنچه در دل بود گفتیم..
ت
 
بالا