راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
حافظ
بعدی و تعیین نکردین با چه حرفی خودم انتخاب میکنم
به دريا مي زنم ! شايد به سوي ساحلي ديگر
مگر آسان نمايد مشکلم را مشکلي ديگر
بعدی با "خ"
خال تو آتشی است دل آفتاب سوز
خط تو سایه ای است سیه روی ماه کن
بعدی با (( ژ))
ژاله بر لاله فرود آمده هنگام سحر
راست بر عارض گلبوی عرق کرده یار سعدی
"ب"
بنویس که از همان دواها بخورم
بگذار که از قشنگیت جا بخورم
از شوق زیارت تو خانم دکتر
مجبور شدم دوباره سرما بخورم
بعدی با ح
جانم بگیر وصحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست
ابتهاج
بعدی با "ب"
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبود,نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود
تنها از این نظر که سراپا شکسته بود
"ز"
قطره اشکیم اما در دورن دل نهان
گر به سوی دیده ره یابیم دریا میشویم
بعدی با "ف"
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
هوشنگ ابتهاج
با الف
روزی نمیرود به یاد گذشته ها
در ظلمت ملال نگریم به حال خویش
ل