مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

شفيع

Well-known member
پیر میخانه خوش گفت به دردی کش خویش


که مگو حال دل سوخته با خامی چند
بعدي با چ
 

شفيع

Well-known member
چون اشتر مست در قطاریم همه

چون گرگ گرسنه در شکاریم همه

گر پرده زروی کارها برگیرند

معلوم شود که در چه کاریم همه
بعدي با ر
 

شفيع

Well-known member
راز درون پرده ز رندان مست پرس

کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
حافظ
 

mohana

Well-known member
راز درون پرده ز رندان مست پرس

کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
حافظ

بعدی و تعیین نکردین با چه حرفی خودم انتخاب میکنم

به دريا مي زنم ! شايد به سوي ساحلي ديگر
مگر آسان نمايد مشکلم را مشکلي ديگر

بعدی با "خ"
 

STRUCTURE 66

New member
بعدی و تعیین نکردین با چه حرفی خودم انتخاب میکنم

به دريا مي زنم ! شايد به سوي ساحلي ديگر
مگر آسان نمايد مشکلم را مشکلي ديگر

بعدی با "خ"

خال تو آتشی است دل آفتاب سوز
خط تو سایه ای است سیه روی ماه کن

بعدی با (( ژ))
 

bioelectric

Active member
ژاله بر لاله فرود آمده هنگام سحر
راست بر عارض گلبوی عرق کرده یار سعدی

"ب"

بنویس که از همان دواها بخورم
بگذار که از قشنگیت جا بخورم

از شوق زیارت تو خانم دکتر
مجبور شدم دوباره سرما بخورم

بعدی با ح
 

حسان

Well-known member
بنویس که از همان دواها بخورم
بگذار که از قشنگیت جا بخورم

از شوق زیارت تو خانم دکتر
مجبور شدم دوباره سرما بخورم

بعدی با ح

حـیـف نـای فـرشـتـگـانـم نـیست
تــا کــنــم ســاز دل هــم آوازت
شهریار

"ج"
 

mohana

Well-known member
جانم بگیر وصحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

ابتهاج

بعدی با "ب"
 

marzi ba

Well-known member
ببین چگونه غمت پشت من شکست ببین
غروب وار طلوعم به خون نشست ببین


س
 

حسان

Well-known member
جانم بگیر وصحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست

ابتهاج

بعدی با "ب"


بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبود,نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود
تنها از این نظر که سراپا شکسته بود

"ز"
 

marzi ba

Well-known member
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبود,نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود
تنها از این نظر که سراپا شکسته بود

"ز"




زشت باید دیدو انگارید خوب
زهر باید خوردو پندارید قند


ق
 

mohana

Well-known member
قطره اشکیم اما در دورن دل نهان
گر به سوی دیده ره یابیم دریا میشویم


بعدی با "ف"
 

bioelectric

Active member
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
سنایی

با خ
 

leylii

New member
خرم آن روز که با دیده ی گریان بروم
تا زنم آب در میکده یکبار دگر
ر
 

marzi ba

Well-known member
روزی نمیرود به یاد گذشته ها
در ظلمت ملال نگریم به حال خویش

ل
 

bioelectric

Active member
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
هوشنگ ابتهاج

با الف
 
بالا