مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

elham2012

New member
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند..
با د
 

FARNAZz

Member
دقیق تر بنگراین غبار از آینه نیست
خود این منم که در آیینه از غبار پرم
درختی ام که پر از قلب هاي کنده شده ست
ز خالکوبی غم هاي یادگار پرم
ش
 

.ermiya.

New member
شب،شبی بیکران بود
دفتر آسمان پاره پاره
برگها زرد و تیره
فصل، فصل خزان بود

با ت
 

elham2012

New member
توبرو،من ولی کاردارم
بال پرواز من پاره پاره است
باز باید ببافم خودم را
پیله ی کوچکم نیمه کاره است..

با ت
 

FARNAZz

Member
تو می روی و دل ز دست می رود
مرو که با تو هر چه هست می رود
دلی شکستی و به هفت آسمان
هنوز بانگ این شکست می رود
ل
 

elham2012

New member
ل سخته!!..من با حرف آخرت میگم یعنی د:rolleyessmileyanim:
دختری دلش شکست..
رفت وهرچه پنجره
روبه نور بود
بست
با ت
 

.ermiya.

New member
لحظه دیدار نزدیک ست
باز من دیوانه ام مستم
باز میلرزد دلم دستم ...

م
 

elham2012

New member
میروی سفر برو،ولی
زود برنگرد
مثل آن پرنده باش
آن پرنده ای که رو به نور کرد

د
 

FARNAZz

Member
میروی سفر برو،ولی
زود برنگرد
مثل آن پرنده باش
آن پرنده ای که رو به نور کرد

د
درین سرای بی کسی اگر سری در آمدی
هزار کاروان دل ز هر دری در آمدی
ز بس که بال زد دلم به سینه در هوای تو
اگر دهان گشودمی کبوتری در آمدی
الف
 

bahramian0935

New member
درین سرای بی کسی اگر سری در آمدی
هزار کاروان دل ز هر دری در آمدی
ز بس که بال زد دلم به سینه در هوای تو
اگر دهان گشودمی کبوتری در آمدی
الف
اتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد
 

FARNAZz

Member
قدم زد مریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم ریه هایم شد از هوا بیزار
اگرچه می گذریم از کنار هم آرام
شما زمن متنفر، من از شما بیزار
به مسجد آمدم و ناامید برگشتم
دل از مشاهده ي تلخی ریا بیزار
ی
 

bahramian0935

New member
قدم زد مریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم ریه هایم شد از هوا بیزار
اگرچه می گذریم از کنار هم آرام
شما زمن متنفر، من از شما بیزار
به مسجد آمدم و ناامید برگشتم
دل از مشاهده ي تلخی ریا بیزار
ی

یوسف گمگشده باز اید به کنعان غم مخور
کلبه احزان کند روزی گلستان غم مخور
باحرف ث
 

mahii

New member
توبارانی ومن باران پرستم
تو دریایی و من موج تو هستم
اگر روزی بپرسی بازگویم
تو من هستیو من نقش تو هستم
با حرف اول
ل سخته!!..من با حرف آخرت میگم یعنی د:rolleyessmileyanim:
دختری دلش شکست..
رفت وهرچه پنجره
روبه نور بود
بست
با ت
 

mahii

New member
سحرگاهان که مخمور شبانه
گرفتم باده با چنگ و چغانه
نهادم عقل را ره توشه ازمی
ز شهر هستیش کردم روانه
بابا س باث که فرقی نداره.اینا رو میگن که بین ماها تفرقه بندازن
وگرنه ماهمه ایرانییم
حالا با خ
تورا من چشم در راهم .....................
باحرف ث لطفا
 

mahii

New member
یوسف گمگشده باز اید به کنعان غم مخور
کلبه احزان کند روزی گلستان غم مخور
باحرف ث
ثبات عمر تو بادو دوام عافیتت
نگاهداشته از نائبات لیل و نهار
تو حاکم همه افاق و آنکه حاکم توست
ز بخت و تخت و جوانی و ملک برخوردار
با حرف اخر
 

FARNAZz

Member
خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست
از چشم من ببین که چو غوغاست در دلم
ش
 

FARNAZz

Member
طوافم لحظه دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر
به دنبال کسی جامانده از پرواز می گردم
مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر...
ه
 
آخرین ویرایش:
بالا