مانتو مشکی, شلوار جین, شال طوسی...!!!

padideh

New member
نظر شماست قبول ندارمممممم

حالا فهمیدن داستان پشت پرده ی دختر محجبه ای که خوانندگی می کنه هم قضیه ای نیست که نیاز به ابعاد وجودی مختلفی داشته باشه

اون دختر شايد يك ديني داره كه متفاوت از دين ماست و من و شما تا دليل شخصي ايشون رو ندونيم حق قضاوتتتتتتتت نداريم!!!
چرا الان طوري شده كه ما ب راحتي در مورد همه قضاوت ميكنيم!! حتي فكر اين كه از كسي برتر هستيم در دين و ايمان هم گناه هست چه برسه به اين كه واقعا بيانش كنيم كه اين دختر .....
ايشون صداي قشنگي دارن و بسيار سنگين و موقر هستن حتي برخلاف هم گروهيشون كه در صحنه اجرا ميرقصيدن ايشون اصلا نرقصيد و بسيار موقر بودن شايد حجاب رو از صميم قلب دوست داره و بهش ايمان داره
 
اون دختر شايد يك ديني داره كه متفاوت از دين ماست و من و شما تا دليل شخصي ايشون رو ندونيم حق قضاوتتتتتتتت نداريم!!!
چرا الان طوري شده كه ما ب راحتي در مورد همه قضاوت ميكنيم!! حتي فكر اين كه از كسي برتر هستيم در دين و ايمان هم گناه هست چه برسه به اين كه واقعا بيانش كنيم كه اين دختر .....
ايشون صداي قشنگي دارن و بسيار سنگين و موقر هستن حتي برخلاف هم گروهيشون كه در صحنه اجرا ميرقصيدن ايشون اصلا نرقصيد و بسيار موقر بودن شايد حجاب رو از صميم قلب دوست داره و بهش ايمان داره

خب ما هم از ظهور ادیان جدید و جعلی ناراحتیم، تو اون تاپیک به اون دختر خانم توهینی شد خدای نکرده؟؟!
 

s861276

New member
چه خوب که دوباره این سوال رو پرسیدن چون من اصلا این کامنت شما رو ندیدم و باید بگم این اولین بار نیست که به من ایراد می گیرن
این آواتار من نماد احترام به نظرات مخالف هست پاسخی به اون هایی که مذهبی ها رو تند و پرخاشگر و بی عقل و بی منطق می دونن خواستم دو تا حرف بزنم؛ یک: عطوفت و مهربانی این تصویر تقدیم به همه چشم هایی که به آواتار من نگاه می کنن! :)

دو: من انسانی هستم که تمام عقاید غیر دینی یا غیر مذهبی و تمام دلایلشون رو مطالعه کرده تو شبکه های مختلف اجتماعی ولی هنوز نظیری برای روشنفکری و شگفتی های اسلام پیدا نکرده! به عبارتی دین و عقاید من یک بعدی و حاصل به دنیا آمدن در کشوری مسلمان نیست من کسی هستم که همه راه ها رو بررسی کرده و بعد عاشق شده! عاشق اسلام... دین من اجباری نبود دین من تولد دوباره بود...
:smiliess (15)::smiliess (15)::smiliess (15)::smiliess (15):
راستش اصلا دوست ندارم این بحث رو کشش بدم ولی با خوندن دلیل شما واقعا گیج شدم
یعنی شما واقعا فکر میکنی احترام گذاشتن به نظر مخالف این جوریه ؟
این که دقیقا عین دو رویی !!!!!!!!!!
شما زمانی میتونی بگی به نظر مخالف احترام گذاشتم که همونی که هستی رو نشون بدی ولی در مقابل نظر مخالف زود جبهه نگیری و به کسی توهین نکنی حتی اگه نظراتش کاملا اشتباه و بر خلاف دین باشه نه این که خودت حجاب رو قبول داشته باشی و بعد بیای یه نماد از بی حجابی بذاری بگی میخوام به نظر مخالف احترام بدارم !!!!!!!!!!
این دلیل شما واسه هیچ کس قانع کننده نیست
 

najma

New member
خیلی زیبا بود حدیث جان و عین واقعیت ...
این رفتار ماست که میتونه در دیگران جاذبه ایجاد کنه و یا برعکس دافعه .
من دقیقا داستانم برخلاف شما است . ما به خاطر اینکه توی یه مدرسه مذهبی و علمی ثبت نام کنیم (یه مدرسه اسم و رسم دار که خیلی هم معروفه و مذهبی و چادر اجباریه ) از خونمون که غرب تهران بود میومدیم شرق تهران ... و من نزدیک به 5 سال تمام توی یکی از معروف ترین مراکز تربیت حافظ و قاری کلاس قران میرفتم ولی هیچ خاطه خوبی از اونجا ندارم.
توی دوران راهنمایی و دبیرستانم ، به خاطر قضیه اجباری بودن چادر و تعصبات عجیب مسئولین مدرسه متوجه میشدم که بچه ها واقعا عکس العمل های معکوس نشون میدن و یا از ترسشون متاسفانه دست به ریاکاری میزنن .
جایی که اگر احساس میکردن یه مو از زیر ابروهات کم شده دقیقا یک ماه اخراج بودی و یا معلم دینی اگر زیاد میخندیدی بهت برچسب میزد ....
یادمه یه بار درحالی که نوشابه دستم بود و داشتم با دوستم توی خیابون میخندیدم مدیر و ناظممون من رو دیدن و این برام شده بود یه کابوس که قراره چه بلایی به سرم بیارن .
و واقعا کاری کردن که معدل 20 من تبدیل شد به 15 .... و تا یه مدتی از هرچی آدم مذهبیه گریزون بودم .
و خیلی طول کشید که سعی کردم یاد بگیرم تا همه چیز رو به تمام آدما تعمیم ندم ...
 

Mohammad gh

New member
سر یه چهار راه که ما پشت چراغ قرمز ایستاده بودیم گشت ارشاد متوقف شد درش باز شد خالی بود یه خانمی با چادر از پیاده شد به دختر رو به روی خودش که آستین روپوشش رو چن تا زده بود برده بود بالا (تا آرنج) فقط و فقط تذکر داد گفت آستینت رو بیار پایین اصن این برنامه ها نبود...!!! خیلی هم برخوردش مودبانه بود

تهاجم فرهنگی به این راحتی ما رو برهنه کرد یه نفر نگفت چرا یه نفر تاپیک نذاشت یه نفر شکایت نکرد یه نفر ناراحت نشد!!! حالا که دارن ما رو به اصالتمون بر می گردونن اسمش می شه تحقیر ... توهین... :14:

اولا ما هم نمیگیم که همیشه برخورد گشت خشن بوده به هرحال شاید تعداد خیلی خیلی محدودی ادم هم جزوشون باشه!

بعدم دلیل اینکه شاید خیلی به قول شما تهاجم فرهنگی و فرهنگ برهنگی توجه نشده!! اینه که مرم ما دارن از مشکلات اقتصادی و ...بیچااره میشن!
و خب قطعاخیلی هاشون با شما هم نظر نیستن
خوب عزیزم شما از دست گشت ارشاد ناراحتین منم از دست آدم های برهنه... برای همین حرفام تلخه هرچند تمایل ندارم کسی رو از دست خودم ناراحت کنم

اولین چیزی که در موردش با شما موافق نیستم برای نمونه اینکه خیلی راحت می گین به خودش ربط داره در حالی که طبق اصول حتی همین روان شناسان غربی نمی شه در جمع یا در اجتماع زندگی کرد و گفت به کسی ربطی نداره مثله اینکه ده نفر تو قایق نشستن یکی می گه می خوام جای خودمو سوراخ کنم به کسی مربوط نیست جای خودمه!!!! همه غرق می شن تو این وضعیت...

من هیچوقت این منطق رو درک نمیکنم که کسی که بدحجاب یا بی حجاب باشه چه طور میتونه باعث نابودی جامعه بشه؟؟این مثال یه قایق که چند نفر نشستن و یکی سوراخش کنه و ... خیلی خیلی از نظر من بی ربطه به این موضوع!!!!!
و من فکر میکنم که واقعاطرز پوشش هرکسی به خودش مربوطه!کی حکومتای جهان سوم که اکثرا اسلامی هستن میخوان اینو بفهمن!!!!که اتفاقا الان همشون دست به گریبان هزاران مشکل شدن از مصر تا سوریه تا یمن تا بحرین تا .....

این خانم تپل خیلی خوش هیکل بود و به خاطر تپل بودنش بیش از اندازه هیکلش معلوم بود به خاطر همین بیش از هر کس دیگه تو خیابون جلب توجه می کرد

این برهنگی این جلب توجه ها پایه های خانواده ها رو سست کرده باعث فروپاشی خانواده می شه شما به عوارض بلند مدت برهنگی توجه نمی کنید...؟

چیزی که پایه های خانواده رو سست کرده پدر و مادرایی هستن که بچه هاشون شب گرسنه سر رو بالش میزارن!جوونایی هستن که چون امکان ازدواج ندارن رو به روابط نامشروع میارن!!!اینه که پلیس ما به جای ریشه کن کردن زورگیری و قتل و نا امنی میوفته به جون جوونا برای پوشش!!!!البته موقع انتخابات که اسن مشکل جوونای ما مدل مو و اینا نبود که......!!!!
بعدم عوارضزور و اجبار صدبار بدتر از عوارض برهنگیه!!!و در ضمن بهتره هرکس به فکر اخرت وخودش باشه تا هیکل مردم تو خیابون ....
یاد شعر حافظ افتادم که میگه

عیب رندان مکن از زاهد پاکیزه سرشت.....که گناه دگران برتو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش....هرکسی ان درود عاقبت کار که کشت
 

sahar-a

New member
من با حدیث و نجما جون موافقم! تو کل فامیل باببام کسی نماز خوندن هم بلد نیست و تو فامیل مادرم فقط یه زن دایی کوچیکم و یکی هم خانواده دایی بزرگم نماز می‌خونن! من از 8 سالگی هم نماز می‌خونم و هم روزه می‌گیرم! ولی حجاب چادر و .... ندارم و دوستم ندارم داشته باشم!
در جواب پرستار مهربون هم میگم که حجاب در برابر مشکلات مردم ایران، از مسائل اساسی اسلام نمی‌تونه باشه، چون در اوایل دعوت پیامبر از حجاب به عنوان اولویت زندگی مردم صحبت نشده و بعد از گذشت چند سال از دعوت پیامبر، آیاتی نازل شده که همسران پیامبر حجابشونو درست کنند!
الانم به جای اینکه حکومت با به قول خودشون بد حجاب برخورد کنن، برای من و امثال من که بیکاریم و هنوز از پدر و مادرامون پول تو جیبی می‌گیریم، موقعیت شغلی فراهم کنن! همیشه که پدر و مادر نیستن که....
 

mikhak s

New member
از قدیم گفتن عاقل به یک اشاره...

عزیزم مشخص نیست که اون تاپیک از اینترنت برداشته شده؟!! ما افسرانی داریم که شبکه های اجتماعی رو کنترل می کنند و نظر کارشناسی شونو اعلام. من طرفدار سرسخت گشت ارشاد نیستم.

هميشه ميگن عاقل آن است تا چيزيو نديده و نشنيده باور نكنه. ميدونيدواقعا جاي تاسف داره وقتي خودتون اين برنامه رو نديديد و نميدونيد چيه فقط به صرف اينكه افسرتون كارشناسي كرده شما هم كپي و بعدم پيست؟ اگه واقعا يه آدم تك بعد نيستيد و با منطق پيش ميريد هيچ وقت چنين تايپيكي رو با چنين موضوعي باز نمي كرديد. پس نشون ميده نه به عقايد مخالفاتون احترام ميزاريد(مسئله آواتارتون!!!!) و نه با منطق بحثو پيش ميبريد
 
آخرین ویرایش:

navik

New member
گاش ميشد حتي سكوت كرد ! نميشود نميشود نميشود !
 
آخرین ویرایش:

sa@@ra

New member
خدایا خودت نجات بخش ما باش...



تو مطب دکتر به انتظار نشسته بودم که موبایلم زنگ زد:

- الو مامان سلام. خوبی؟ مامان نگران نشی ها، من الان تو ماشین "گشت ارشادم"

- چرا؟ کجا بودی؟

- از شرکت برمی گشتم، جلومو گرفتند و گفتند که مانتوم کوتاهه و خواستند سوار ماشین بشم، گفتند یه لحظه سوار شو یه تعهد ازت می گیریم و می ری. اما الان چهل و پنج دقیقه ست که منتظریم، تا ون پرشه. ظاهرا قراره مارو ببرن

- کجا؟

- نمیدونم، نگران نباش، باز بهت زنگ می زنم.

سعی می کنم به خاطر بیارم صبح که می رفت چه لباسی تنش بود. مانتو مشکی، شلوار جین، شال طوسی... لباسش که ایرادی نداشت، اهل آرایش هم که نیست...

بی خیال دکتر می شم و از منشی عذرخواهی میکنم و می زنم بیرون. سعی می کنم تمرکز کنم ببینم آخرین کسی که از گشت ارشاد حرف می زد و گرفته بودنش کی بوده؟

- الو سلام نازنین خوبی خاله؟ من عجله دارم ببخشید، گشت ارشاد سارا رو گرفته، می خواستم بدونم تو میدونی باید چه کار کنم؟

- خاله جون نگران نباش، می برنش وزرا، عکس می گیرن و تعهدنامه و تشکیل پرونده و خلاص.

- تشکیل پرونده؟ چه پرونده ای؟

- بدحجابی دیگه خاله، نمیدونی چه جرم سنگینیه این بدحجابی. چه فجایعی که به بار نمی آره، ولی از شوخی گذشته بهش بگید خودشو آماده کنه که خیلی تحقیرآمیز رفتار می کنن، و موقع عکس گرفتن، اسم و فامیلشو می نویسن روی یه تکه کاغذ و زیرش می نویسن به جرم بدحجابی، به شعور آدم توهین می شه، آدم حالش بد می شه، احساس مجرم بودن می کنه، سفارش کنین خونسرد باشه. راستی یه مانتو هم براش ببرین که مانتوشو عوض کنه. البته به من که گفتن با همین مانتوتم می تونی بری.

- مگه تو رو به خاطر مانتوت نگرفته بودن؟

- چرا ولی خوب سلیقه ایه دیگه، اون مامور بیرونی از مانتوم خوشش نیومد، اما ماموری که تو بود به نظرش مشکلی نبود و اجازه داد که با همون بیام بیرون.

خداحافظی می کنم و زنگ می زنم خونه و به پسرم می گم که یکی از مانتوهای سارا رو بردار بیار وزرا و سفارش می کنم که مانتو بلند باشه.

وقتی میرسم از دور سیاهی جمعیت آدرسو نشونم می ده. و یاد حرف نازنین می افتم که وقتی پرسیدم کجای وزرا؟ گفت شما بری از دور جمعیتو می بینی و می فهمی کجا باید بری. ون های نیروی انتظامی یکی پس از دیگری می رسن و می رن تو محوطه. مردم هم ازدحام کردند جلوی یه دری که بسته ست و یه سربازی اونطرف ایستاده و مانتوهارو تحویل می گیره.

من گیج و ماتم که یه آقایی می پرسه: «دختروتونو گرفتند؟»

چه حسی بدی داره این جمله با خودم فکر می کنم، گرفتن؟ آره گرفتن ولی چرا؟ چرا باید دخترهای مارو بگیرند؟ به چه جرمی؟ انگار تازه در جریان قرار گرفتم .

جواب می دم: «بعله». میگه: «برید اونجا» و با انگشت ته کوچه رو نشون می ده: «یه فتوکپی از مدارکش بگیرید با مانتوش بدید تو»

هاج و واج میپرسم: مدارک چی؟ من که مدارک همراهم نیست. میگه: «کارت شناسایی خودتون هم باشه می شه فقط یه چیزی باشه که ضمانت بشه».

کارت ملی مو از کیفم در میارم و می دم دست یه سربازی که تو کیوسک فتوکپی ایستاده. پسر جونی که اونجاست یه فتوکپی ازش می گیره و می ده دستم .صد تومن ازم می گیره و میام.

دوباره یه آقای دیگه ای می گه ببرین بدین به اون سربازه. می گم آخه مانتوش هنوز نرسیده.

پسر جونی میاد ازم می پرسه خانم مانتو اضافه ندارین؟ گیج و منگ نگاهش می کنم: "مانتوی اضافه؟"

- آخه ما مسافریم خواهرمو گرفتند حالا هم مانتو می خوان من الان مانتو از کجا بیارم، این دورو بر هم که مانتو فروشی نیست...

خانمی چادرشو در میاره و میده بهش می گه اینو بده سرش کنه، من این جا ایستادم. پسره خوشحال، چادرو می گیره و میره .خانم دیگه ای دنبال کیسه پلاستیکی می گرده که مانتوی دخترخاله شو توش بذاره.

زنگ می زنم به دخترم: «کجایین؟ عباس آباد...»

جمعیت هر لحظه بیشتر می شه.

پسرم با مانتو می رسه و از ازدحام جمعیت متحیر می شه. سری به تاسف تکون می ده و می گه: «خیلی رو داریم والا، از ابتدایی ترین حقوق شهروندی محرومیم، اونوقت می خوایم دنیارم عوض کنیم»

ون ها پشت سر هم می رسند .

موبایلم زنگ می زند: "الو مامان ما رسیدیم"

می رم که مانتورو تحویل بدم، آقایی می پرسه اسم و فامیلشو نوشتی؟ می گم بعله. انگار همه توجیه شدیم، درست مثل مراحل یه کار اداری، خیلی دقیق و منظم رفتار می کنیم .دست به دست مانتو به دست سرباز اون طرف در می رسه.

مردم کلافه اند. از دور و نزدیک، کار و زندگیشونو ول کردند اومدند به قانون در جهت رفع بزرگترین مشکل جامعه اسلامی، یعنی قد مانتو دختران کمک کنند تا به امید خدا مملکتمون گلستان بشه!...

هر کی یه چیزی می گه، خانمی فریاد می زنه: "بابا دختر من حامله ست، حالش بد می شه، بذارید من برم تو دخترمو ببینم" اون یکی به سربازه بد و بیراه می گه، یکی مامورها رو نفرین می کنه، یکی دیگه خودشو لعنت می کنه که هشت سال از جوونیشو پای جنگ گذاشته و یکی بدو بیراه می گه به هفت جد و آباد خودش که انقلاب کرده که حالا نتیجه اش این شده که با وجود این همه گرونی و بدبختی و اختلاس و فساد و... برای ده سانت کوتاهی مانتوی دخترش باید ساعتها علاف بشه.

هوا کاملا تاریک شده و ون ها پشت سر هم می رسن و به تعداد آدمهای خشمگین و کلافه اضافه می شه.

تحمل فضا برام سنگینه، این همه توهین و بی حرمتی رو نمی شه به راحتی قورتش داد. هر کس اظهار نظری می کنه و دخترهایی که پشت سر هم بعد از گذراندن هفت خوان از در خارج می شن، بلافاصله مانتوهای جدید رو در میارن. اکثریت قریب به اتفاقشون پوشش نامناسبی ندارند که بخواد خدایی نکرده بلایی سر آبرو و حیثیت جامعه اسلامی بیاره. دخترها غالبا عصبی و خسته اند، چندتایی هم با خنده مانتوهای جدید رو درمیارن و می ذارند توی کیسه. خواهر اون پسر مسافره هم میاد، چادر خانمو رو در میاره و من با تعجب نگاه می کنم که لباس خواهرش مگه چه ایرادی داشته؟ خانمی می پرسه تو رو هم گرفته بودند؟ همه نگاهها با تعجب متوجه دختره می شه.

به دخترم زنگ می زنم: "چرا نمی یای؟" می گه: «شارژ دوربینشون تموم شده نمی تونن عکس بگیرن تو صف ایستادیم این جا خیلی شلوغه».

ساعت ده و نیم شده که در باز می شه و دخترم میاد بیرون اگرچه سعی می کنه که لبخند بزنه ولی می دونم که چقدر کلافه ست.

می پرسم اون تو چه خبر بود؟ می گه: «چه خبر می خواین باشه، توهین آشکار به جنسیتت، به زن بودنت، به انسان بودنت... اون تو این قدر شلوغه که هر چند دقیقه مامورا قهر می کنن که اگه ساکت نباشین، کارتونو انجام نمی دیم... انگار خدمتی ارائه داده می شه که تهدید به انجام ندادنش می کنن. یا انگار ما داوطلب شدیم که ما رو بگیرن» .

ظاهرا دختر دانشجویی بین متهمین بوده که التماس می کرده که ساعت نه و نیم در خوابگاهو می بندن، من شب کجا بخوابم؟... و کسی توجهی به التماس هاش نمی کرده. به نظر می رسه از جای خواب شبانه یک دختر دانشجوی شهرستانی، رنگ و سایز و قد مانتوش مهمتره.

دخترم تمام طول راه سکوت می کنه و پسرم درباره رفتن از ایران حرف می زنه .

فردا صبح دخترم آماده می شه که بره سرکار... مانتو مشکی، شلوار جین، شال طوسی....!!!

این صحنه رو با تمام وجودم حس کردم و خودم شاهدش بودم دو سال پیش وزرا
اونم بعد از اخرین امتحان ترممون بود رفته بودیم ونک یه قهوه ای بخوریم که
یادم نمیره زن شوهر دار زن باردارو چه جوری کتک میزدن و مینداختن توی ون و اونایی که پوشش ساده تری دارنو بشتر میگیرن تا این دافهای مسخره
من رو صرفا به خاطر رنگ شلوارم که بای نقتی بود گرفتن نه ارایش یا کوتاهی مانتو
کبودی دستامو تا چند ماه حس میکردم
وزرا یه جایی که تهین امیز ترین رفتارو میکنن بهت
یه ایرانی اوکراینی مسیحیو گرفته بودن دختری که یک هفته واسه دیدن خانوادش اومده بود از کانادا
نمیدونم اگه بابام و اون پارتی مورد نظر نبود من بیچاره بودم
نه تعهد دادم ونه واسم لباس اوردن
حتی فامیل ما چند روز پیش اینقدر زده بودنش که باردار هم بوده و رفته دکتر ببینه بچه سالمه یا نه!!!!!!!!!1
اونجا جایی بود که ریسشون بهت چشم داشت و این خانوم های گشت به ازای هر تعداد بیشتر پول کلونی به جیب میزنن!!!!!!!!
:sad:
 

TUMS

Well-known member
فقط میتونم بگم جای بسی تاسف داره
یه کلیپ دیدم از یه دختره که گرفته بودنش یه حرفایی میزد که آدم تنش به لرزه میومد.............:sad::sad::sad::sad:
 

ROJO

New member
هفت شهر عشق را عطار گشت

ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ...
 

majid45

New member
=============================+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
 
آخرین ویرایش:

sara77

New member
اینجا ایران هر چی که میبینی عجیبه سرت میاد
به کسایی که ساده ترن بیشتر گیر میدن بنده های خدا اگه دیگه گشت و مشت نباشه نون از کجا بیارن بخورن خو یکاری باید بهشون بدن مثلا باید بچرخن تا یه مورد گیر بیارن برن بهش گیر بدن خدایا اینجا چه فلاکت زد هایین قرانی دلم براشون میسوزه
ینی یه ده بیستا فاطی کماندو دارن خودشون که فقط دماغشون مشخصه ها بعد میندازن بجون دخترا تازه میگم به اونایی گیر میدن که ساده میپوشن -----------------------
 

tanbal

New member
درحال حاضر تو ایران با همین اوضاع یا باید تحمل کنی یا فرار کنی بری اون سر دنیا.
 

mehrsan

New member
من که تجربه داشتم...کاش میشد گفت.....ولی اینا چویشو خوردن خودشون بی خبرن....
 
بالا